چند سالیست که ستارههای هالیوودی دست به ساخت درامهایی میزنند که بعضاً خوب هستند. البته در اینکه حداقل استانداردهای یک اثر سینمایی متوسط را رعایت میکنند قابل تقدیر است و باید گفت در نهایت یک اثر سرگرمکننده از دل آن بیرون میآید. «هلی بری» یکی از این ستارههاست که در اثر جدید خود علاوه بر کارگردانی، بازیگر و تهیهکننده نیز است. او در اولین گام کارگردانی خود بهسراغ یک درام ورزشی بهسبک راکی بالبوآ و سیلوستره استالونه رفته است. «جکی» یک مبارز آزاد است که پس از یک شکست مفتضحانه دیگر دست از مبارزه میکشد و بههمراه دوستپسر دائمالخمرش ۴ سال را به بطالت میگذراند. اما ورود یک پسربچه که بهادعای مادرش فرزند او از همسر سابقاش است همهچیز را عوض میکند.
هلی بری در درام خود بهنوعی همچون یک کارگردان تحت تأثیر آثار قبلی در این ژانر عمل کرده است. گویی او دائم در حال مرور کردن آثار گذشته است و دوست دارد درامی متفاوتتر بسازد. بههمین سبب است که چندان روی فضای تمرین و مبارزه تمرکز نمیکند و سعی دارد به رابطهی جکی و پسربچه بپردازد. اما برای از آب درآمدن این رابطهی غریب کارگردان لاجرم باید کمی از گذشتهی کاراکتر خود را وارد روایت کند. اما هلی بری باز هم از این کار امتناع میکند و سعی دارد با دیالوگهایی که بهخیالاش دارای کلیدواژه هستند این موضوع را روشن کند. اما گویا او نمیداند زمانی که قدرت استفاده از استعاره و کنایه در تصاویر و دیالوگها را ندارد مجبور است از فلشبک استفاده کند. جکی در این روایت بدون فلشبکی به زندگی گذشتهاش تبدیل به یک روح سرگردان شده است که مخاطب نه رفتار او را درک میکند و نه میتواند واکنشهایاش را نسبت به اتفاقات بسنجد؛ مخاطب تا قبل از پردهی دوم باید با آن خصوصیاتی که در این شخصیت پررنگ هستند ارتباط برقرار کند تا در ادامهی فیلم بتواند رابطهای منطقی بین کنشهای دنیای بیرون و واکنشهای کاراکتر برقرار کند. اما هلی بری بیتوجه به این موضوع روایت خود را پیش میبرد.
از دیگر ضعفهای عمدهی این فیلم منفعل بودن تمام کاراکترهای فرعی است. گویی کارگردان فقط روی کاراکتر اول خود تمرکز کرده و دیگر شخصیتها را بهطور کامل فراموش کرده است. هیچکدام از این کاراکترها، حتی کاراکتر مادر و «بابی بوداکان» هم نزدیک به یک شخصیت داستانی در این فیلم نمیشوند. هلی بری در اولین گام خود در سینما بهعنوان کارگردان چیزی از یک کارگردان مسلط به روایت خود نشان نمیدهد. گویا او باید بیشتر و بیشتر فیلمهای تاریخ سینما را مشاهده کند بلکه بتواند زبان و لحن خود را در کارگردانی پیدا کند. این درام ورزشی یک اثر نزدیک به متوسط است که سعی دارد همهی تعلیق خود را در آن مبارزهی کلیشه و نهایی بهکار ببرد اما تا رسیدن به آن لحظه نمیتواند مخاطب را با خود همراه کند و در نتیجه ضربآهنگ اثر بهکلی از دست کارگردان خارج میشود. هلی بری میتواند از کبودی برجایمانده از اولین اثرش برای آثار بعدی استفاده کند؛ البته اگر قصد دارد کارگردانی را ادامه دهد.