ایرلند، دوبلین و نامهایی چون جیمز جویس و ساموئل بکت. کشوری با چنین قدمتی در تاریخ ادبیات معاصر، در حوزهی هنر هفتم نیز هر چند سال یکبار کارگردانی باقریحه را معرفی میکند. از سال ۲۰۰۴ و «ششلولبند» مکدونا که بعدها در فیلمهایی چون «در بروژ» و «هفت روانی» خود را نشان داد، تبدیل به پلهای صعودی برای دیگر کارگردانهای نسل هزارهی ایرلند شد. ایرلند از آن کشورهاست که قریب به اتفاق آثار تولیدیاش سطحی بالای متوسط دارند.
«پدی اسلتری» در اولین فیلم بلند داستانی خود با نام «قانون نقضشده» نوید ظهور یک کارگردان خوشسلیقهی دیگر در سینمای ایرلند را میدهد. این ملودرام جنایی روایتگر داستان دو برادر است که هر کدام در یک سوی قانون ایستادهاند؛ «جو» که بهتازگی از زندان آزاد شده است و «دیو» که افسری قانونمدار است. افتتاحیهی فیلم به دو بخش تقسیم میشود و هر دو بخش معرفی این دو برادر است. در ادامه آنچه که شاهدش هستیم نزدیکتر شدن این دو برادر به هم و بالاخص تصمیمات سختی که «دیو» قرار است در ازای برادر خلافکار خود بگیرد، است.
آنچه که این فیلم را شیرین میکند، حضور موتیفهای گفتاری رایجِ سینمای بریتانیا در آن است. از کن لوچ تا کارگردانهای نسل نو، همه از این موتیفهای گفتاری به نحو احسن در فیلمهای خود استفاده میکنند؛ رگهای از طنز در بغرنجترین موقعیتها. همین نکته باعث شیرین شدن آثار سینمای بریتانیا میشود. در این فیلم نیز بهتناسب موقعیتهایی که پیش میآید میتوان این رگههای طنز را در جایجای آن و در موقعیتهای دراماتیک ایجادشده مشاهده کرد.
این فیلم بسیار ساده و خطی مسیر خود را پیش میگیرد و تابهانتها پیش میرود. شخصیتها برحسب تصمیم کارگردان و در موقعیتهای نشانهگذاریشده وارد کادر میشوند. هیچ شخصیتی در این فیلم اضافه نیست. پس میتوان گفت با فیلم خلوتی مواجه هستیم و باید روی تکتک شخصیتها حساب باز کرد؛ حتی همان حضور کوتاه زن رانندهای که در ابتدای فیلم قصد دارد به دیو رشوه بدهد. شخصیتهای فرعی بهتناسب موقعیتهای ایجاد شده در کادر ظاهر میشوند تا مخاطب وجههای دیگر از شخصیتهای اصلی را بشناسد.
«پدی اسلتری» در دو اثر کوتاه قبلی خود نیز با دقت و وسواس خاصی توانسته بود سادگی را در قاب خود تعریف کند. در این فیلم نیز ما با میزانسنی سنگین وشلوغ مواجه نیستیم. برعکس، دوربین بهمانند دوربین برادران داردن در خیابانهای دوبلین بهدنبال دیو و جو و رابطههای این دو با جامعه است. جو در مرز گذر و برگشت از قانون است و دائم در حال خودخوریست تا دردسر جدیدی را برای برادر پلیس خود ایجاد نکند. دیو نیز دائم در حال ششوبش کردن برای ارجح دانستن رابطهی خونی است و میخواهد با کمترین هزینه برای برادرش، او را از آخرین دردسری که ایجاد کرده بهسلامت و بدون زندان عبور دهد. کارگردان بهسادگی تمام توانسته ارتباط دوستانهی این دو برادر را در قاب خود بیاورد و باید گفت تا حدودی هم موفق بوده است. بازیگران این فیلم در آثار دیگری که اسلتری کارگردانی یا نویسندگی آنها را برعهده داشته است نیز ایفای نقش کردهاند. بههمین علت است که هیچکدام در کالبد کاراکترهای جدید با قاب کارگردان احساس غریبی و جداافتادگی نمیکنند و بهنرمی به ایفای نقش میپردازند. در نهایت میتوان اینگونه بیان کرد که با فیلمی ساده و در عین حال بیادعا طرف هستیم و کارگردان اثر نیز بی هیچ فشار و استرسی در قاببندی خود سخاوت بهخرج میدهد.