برای بازنمایی یک رخداد به تلاش بیشتری نیاز است
قلهی برودپیک از رشتهکوههای «کاراکورما» در پاکستان یکی از ۱۲ قلهی بالای هشتهزارمتر در دنیاست. شاید برای فارسیزبانان ساکن ایران نام این قله یادآور مرگ سه کوهنورد ایرانی در سال ۲۰۱۳ باشد؛ آیدین بزرگی، پویا کیوان و مجتبی جراحی. این قلهی ترسناک معمولاً در تابستان هدف صعود کوهنوردان مختلف بوده است و تاکنون کسی در زمستان جرأت نزدیک شدن به آن را نداشته است. در سال ۱۹۸۸، ماجی بربکا بههمراه دیگر کوهنوردان لهستانی به این رشتهکوه وارد شدند و قصد داشتند برای صعود اقدام کنند. او تنها کوهنوردی است که توانسته یک شب را در زمستان بالای هشتهزار متر از سر بگذراند. اما سه ماه پس از این صعود، او خبردار میشود که هیچگاه نتوانسته به بالای برودپیک برسد. ماجی فقط ۱۷ متر تا صعود کامل فاصله داشته است. حال آقای «لشک داوید» قصد دارد ۲۵ سال از زندگی این کوهنورد فقید را تصویر کند.
در آثاری که یک پای آن قلههای بلند دنیا و پای دیگرش کوهنوردانی هستند که قصد دستوپنجه نرم کردن با آنها را دارند، معمولاً کارگردان کار سختی در پیش دارد. این روایتها باید بهحدی مخاطب را درگیر سختی شرایط در ارتفاعات کنند که آن بیحسی و انجماد حاصل از کمبود فشار و اکسیژن و انجماد به او دست دهد. در اثر آقای داوید چنین اتفاقی رخ نمیدهد. کارگردان لهستانی بهراحتی با این مقوله، آن هم در زمستان، برخورد میکند و در نتیجه رخدادهای سال ۱۹۸۸ همچون یک بازسازی سادهی ویدیویی در یک سوله به پایان میرسد. اما بین این صعود تا آخرین صعود ماجی ۲۵ سال فاصله است. در نتیجه بخش بزرگی از روایت به زندگی شخصی و دوران کنارهگیری این کوهنورد از ورزش موردعلاقهاش اختصاص دارد. باید گفت که کارگردان در پرداخت به این مقوله هم کمیتاش لنگ است. مخاطب از ابتدا تا انتهای این اثر به هیچ درکی از خانوادهی ماجی نمیرسد. در برخی سکانسها به رابطهی او و همسرش پرداخته میشود و ادامهی ماجرا مملو از سکانسهایی است که هیچ نقطهی روشنی روی زندگی شخصی این کوهنورد نمیاندازند.
کل این روایت با زاویهدیدی که کارگردان برای خود انتخاب کرده است بهاندازهی ۵ دقیقهی مفید هم نیست. هر کدام از سکانسهای این روایت را که دوست دارید برش بزنید. پس از این برشهای ذهنی هیچ خللی در این گزارش ساده و مونوتون رخ نمیدهد. این فیلم قرار است از کوهنوردی روایت کند که با جسارت و در زمستان ۵۰- درجه به یکی از بلندترین قلههای دنیا صعود کرده است. اینکه کارگردان با افکت صدای باد و بوران و جلوههای ویژهی تصویری کاملاً مبتدیانه بخواهد این لحظات را بازنمایی کند، حداقل برای من قابل پذیرش نیست. بگذارید اینگونه بگویم که خواندن گزارش این رخداد بسیار جذابتر از تصاویری است که آقای داوید مقابل ما قرار داده است. جنگ تنبهتن ماجی و قلهی برودپیک باید چیزی شبیه موبیدیک هرمان ملویل باشد. اما کارگردان لهستانی بهسادگی از کنار این تقابل انسان و طبیعت بیرحم گذشته است و چیزی در حد پارههای تصویری یک گزارش تلویزیونی به مخاطب ارائه میدهد. این فیلم توان تبدیل شدن به درام ورزشی، آن هم در رشتهی طاقتفرسای کوهنوردی، را ندارد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.