بازگشت ناامیدکنندهی سایمن وست
سه سال پیش اثر «عروسی هولهولکی» را به کارگردانی جیسن مور مرور کردیم؛ طی یک مراسم عروسی گروهی گروگانگیر ظاهر میشوند و همهچیز به هم میریزد. در باب دنیای سینمایی آقای سایمن وست هم در مرور فیلم «پیرمرد» بهطور کامل نوشتیم؛ او پس از چند سال بالاخره با سه فیلم در دنیای فانتزی و اکشن-کمدی به سینمای میانه بازگشته است. در فیلم پیرمرد حداقل او از دنیای اکشنی که در آن تبحر داشت فاصله گرفته بود. حال به اثر بعدی او میپردازیم که دنیایی شبیه فیلم آقای جیسن مور دارد؛ اما اینبار ترکیبی از دنیای کلیشههای جاسوسی و مأمورهای ویژه و کمدیهای زرد هالیوودی را شاهد هستیم.
اینکه بگوییم به روایت آقای وست نمیتوان خندید، بیانصافی در حق این روایت است. اتفاقاً داستان آقای وست از طرق برخی کاراکترهای فرعی خود مانند «زویی» و همسرش بهراحتی مخاطب را درگیر موقعیتهای کمدی میکند. اما همانطور که در جملهی قبل گفته شد این کاراکترها فرعی هستند و برشهای مضحک و گاه بسیار مستقیم کارگردان موقعیتهای مختص به آنها را شرحهشرحه میکند. از سوی دیگر بازی خانم «ربل ویلسن» در نقش کاراکتر «سم» حداقل با این روایت هماهنگ نیست. بهنظر آقای وست در انتخاب ستارهها نیز دیگر همچون کاراکتر اصلی فیلم «پیرمرد» پیر شده است. خانم ویلسن حتی در ساکنترین صحنهها نیز نشان میدهد به درد این نقش نمیخورد. زمانی که بازی او را در این اثر شاهد هستیم، گویی این بازیگر فضا را با صحنهی یک استندآپکمدی اشتباه گرفته است.
زمانی که داستان این فیلم را با «عروسی هولهولکی» مقایسه میکنیم به فاجعهای که تماشا کردهایم پی میبریم. اثر آقای وست حتی هیجان فیلم مورد اشاره را ندارد. فیلم او تبدیل به ملغمهای از شوخیهای جنسی بیهدف برای گذراندن یک نما و اکشنهای بیبخار و پر از برشی شده است که در تکتک آنها بهوضوح شاهد ضعف بازیگر نقش اصلی هستیم. آقای وست بهراحتی میتوانست از دل این روایت یک درام-کمدی مملو از موقعیتهای کمدی به مخاطب ارائه دهد، اما او ناف خود را با دنیای اکشن و هیجانانگیز بریده است.
کمدی آقای وست در این اثر حتی نسبت به نمونههای کلیشهی خود در سینمای میانه هم چیزهای زیادی کم دارد. بهطور مثال مخاطب در پردهی اول تکراری را شاهد نیست که بتواند از طریق آن به کاراکتر اصلی خود را بچسباند و از داستان جدا نشود. حتی دریغ از یک کلمه یا اصطلاح و حتی یک اکت. بهطور مثال شغل پوششی کاراکتر سم در باب گربههاست، اما کارگردان خیلی راحت از کنار آن رد میشود و گویی هیچ اهمیتی به این تکرارهای معنادار نمیدهد. بهنوعی همین تکرارها هستند که باعث میشوند مخاطب آثار بسیاری را در طول تاریخ سینمای کمدی بهیاد آورد؛ از سینمای صامت گرفته تا آثار تجاری و میانهی هالیوودی. آقای وست در دو اثر جدید خود کم از ستارههایی چون کریستف والتز و ربل ویلسن بهره نبرده است، اما این بهرهبردن گویی یکی از بدترین انتخابهای او و حتی بازیگران اشارهشده در کارنامهی سینماییاشان بوده است. باید دید فانتزی جدید آقای وست در سال شلوغ سینماییاش شکستی دیگر است یا حداقل مخاطب را به ادامهی روند فیلمسازی این کارگردان امیدوار میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.