تأثیر مانگا در ادبیات و بهتبع آن ساخت انیمه و سینمای تینیجری ژاپنی انکارناپذیر است. هر ساله انیمهها و آثار سینمایی تینیجری با الهام از مانگاهای ژاپنی ساخته میشوند و امسال یکی دیگر از این انیمهها تبدیل به اثری سینمایی شده است. این فیلم داستان عدهای دانشآموز دبیرستانی است که بهیکباره خود را در دل تاریخ میبینند.
افتتاحیهی فیلم اگر و اگر با ترس کارگردان همراه نبود میتوانست یکی از خشنترین افتتاحیههای سینمایی چند سال اخیر لقب بگیرد. هالهای از نور و غبار اطراف دبیرستان را فرا میگیرد و از دل این نور غبارآلود عدهای سامورایی به دانشآموزان حملهور میشوند. آنها رحمی ندارند و سراسر دبیرستان را خون فرا میگیرد. اما کارگردان بهیکباره اثر خود را دچار سکتهای غیرضروری میکند. کاپیتانهای هر تیم ورزشی جمع میشوند و مقاومت میکنند. آن سامورائیها هم با فقط ۶ گروگان مسیر خود را پیش میگیرند و میروند. فیلم بهیکباره از اوج آغاز میشود و بدون حتی ذرهای منطق روایی سقوط میکند. ادامهدار بودن این سکته در داستان تا پایان هم ادامه دارد و فیلم دیگر به آن اوج ابتدایی خود باز نمیگردد.
آن دسته از مانگاهای ژاپنی که خون در آنها هویداست مطمئناً خشنترین کمیکبوکها هستند. این اثر نیز توانایی سیاهی مطلق را داشت. کار خوب ژاپنیها در روایتهای سیاه و خشن خود این است که از دل آنها بهراحتی حماسه و ملودرام را درآمیخته با هم بیرون میکشند. اما این فیلم در تصویر کردن این آمیختگی عقیم میماند. کارگردان حتی در پرداخت کاراکتر اصلی خود یعنی «آئویی» نیز دچار دستلرزه است. حداقل برای من قابل باور نیست که وقتی کارگردان کاراکتر اقتباسی خود را آماده در اختیار دارد و فقط باید او را در بستر سینمایی بهتصویر بکشد چرا چنین بلایی را سر آن شخصیت میآورد؟ آئویی پتانسیل تبدیل کردن اثر به یک حماسهی سیاه و پر از خشونت را داشت اما کارگردان بندهای محکمی به پای او بسته بود و در نتیجه فیلم با همین تصمیم اشتباه از مسیر خود خارج شد.
کاتسویوکی موتوهیرو از آن دست کارگردانهای ژاپنی است که وامدار یک ژانر نیست و در سینمای بدنهی ژاپن هر اثری را روی پرده میرود؛ از ملودرامهای صرفاً تینیجری تا کمدی-اکشنهای رایج در سینمای ژاپن. او در طول دوران حرفهای خود قادر به نمایش جهانبینی خاصی از سوی خود نشده است و این یعنی او صرفاً یک کارگردان است و نه فیلمساز. آثاری که چنین کارگردانهایی تولید میکنند دو روی یک سکه هستند؛ یا اثری موافق طبع مخاطب عام یا اثری عقیم که حتی مخاطب عام هم چشمی به آن ندارد. در هر دو صورت چنین کارگردانی نمیتواند و قادر نخواهد بود درامی را که روی مخاطب تأثیرگذار باشد تولید کند.