کودکانهای که کودکانه نبود
«برامبل» مثل همیشه علیرغم داشتن احساساتی پاک و ساده با شیطنتها و بیمسئولیتهای خود ویک و دیگر دوستاناش را کلافه کرده است. سقوط جسمی مکعبی شکل که از آن گربهای فضایی و خاص خارج شده است، اما باعث میشود او دیگر مانند گذشته نباشد. برامبل که اولین بار این مکعب را پیدا کرده نیرویی جادویی پیدا میکند که توانایی مدیریت آن جسم فضایی را به دست میآورد. حال او باید به همراه دوستاناش در برابر نیروهایی شیطانی ایستادگی کنند.
در سال ۲۰۲۱ یکی از انیمیشنهای «خرسهای بونی» را مرور کردیم. در این مرور کمی از قدمت و علاقهمندی کودکان، به ویژه کودکان چینی، از آن صحبت کردیم. حال در سال ۲۰۲۲ نیز کارگردانی که در ساخت بیشتر آثار این مجموعه مشارکت داشته، اقدام به ساخت قسمتی جدید کرده است. اما این قسمت از مجموعه انیمیشنهای بونی هرگز نه کودکانگی و نه خلاقیت دیگر آثار ابتدایی خود را دارد. درست مانند انیمیشنی که در سال ۲۰۲۱ مرور کردیم، این انیمیشن نیز فدای سانتیمانتالیسم هالیوودی و تجمل سینما شده است.
در قسمتهای ابتدایی ساخته شده از این خرسها ما با شخصیتهایی روبهرو بودیم که تمام وجوه کودکانه و صداقت و سادگی یک کودک را در خود داشتند. خرسهایی که تنها برای به دست آوردن نیازهای اولیه و شادی تلاش میکردند و با همان صداقت خود توانسته بودند ویک را هم با خود همراه و دوست کنند. در سری انیمیشنهای جدید اما شخصیتهای نشان داده شده دیگر شباهتی به آن کودکان ساده ندارند و مدام تلاش میکنند قهرمانهایی عجیبوغریب شوند که توسط تمام اطرافیاناشان ستوده شوند. درست مانند ابرقهرمانان هالیوودی که هرگز شباهتی به انسانهای معمولی ندارند و دنیایی که در آن زندگی میکنند نمیتواند کودک یا نوجوان را دچار همذاتپنداری کند. کودکان و نوجوانان با دیدن این فیلمها دچار هیجانی کاذب میشوند که توانایی پذیرش دنیای واقعی پیرامون خود را از آنها میگیرد و به آنها اجازه نمیدهد وجوه حقیقی جهان را درک کنند. انیمیشن «بازگشت به زمین» نیز دقیقاً باعث همین اتفاق در مخاطب خود میشود.
این انیمیشن از همان ابتدا جسمی عجیب را وارد داستان خود میکند و این جسم خرس سادهی روایت را وارد دنیایی میکند که هرگز به آن تعلق ندارد. این عدم تعلق و در ادامه ورود شخصیتهایی که پرداخت نمیشوند و فقط وارد داستان میشوند تا به زمان داستان اضافه کنند، باعث آشفتگی و باریبههرجهت شدن روایت میشوند. در نتیجه کودک با دیدن شخصیتهایی که دیگر آنها را نمیشناسد و خرسی که در دنیایی گرفتار شده که هیچ درکی از آن ندارد، توانایی درک روایت را پیدا نمیکند و نمیتواند با آن همراه شود. اگرچه نیمهی ابتدایی انیمیشن میتواند بنا به بودن در همان جنگل همیشگی و رفتارهای بچهگانهی برامبل کودک را با خود همراه کند، اما نیمهی دوم به تمامی دور از هر گونه همذاتپنداری است. در این نیمه برامبل و دوستاناش تلاش میکنند با نیروهایی شیطانی که ماهیت مشخصی ندارند مبارزه کنند و کودک در این آشفتگی جنگ و تلاش قهرماناناش حتی اگر کمی دچار هیجان شود هم مدتی بعد همهچیز را فراموش میکند و نمیتواند به درستی داستان را درک کند. در واقع داستانی هم برای درک کردن وجود ندارد و کودک اگر بتواند این انیمیشن را تا پایان مشاهده کند هم بعد از پایان آن چیزی از آن جز همان خندههای ابتدایی با یاد نخواهد داشت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.