حیف از این بازیگران
«دایان»، «ویویین»، «کارول» و «شارون» چهار دوست صمیمی هستند که بیش از چهل سال است با هم دوست هستند. آنها با خواندن کتاب و تشکیل یک کلاب دوستانهی کتابخوانی سعی کردهاند این رابطه را نگه دارند. بعد از همهگیری ویروس کووید در اولین دیدار حضوریاشان ویویین حلقهی نامزدی خود را نشان میدهد و همه را از این بابت خوشحال و هیجانزده میکند. آنها تصمیم میگیرند به همین مناسبت سفری به ایتالیا داشته باشند و این اتفاق را جشن بگیرند.
در سال ۲۰۱۸ فیلم «باشگاه کتاب» با بودجهای ۱۴میلیون دلاری ساخته شد. فیلمی که در آن چهار بازیگر زن قدیمی در کنار هم قرار میگرفتند و روایتی تاحدودی جذاب از دوران کهنسالی خود را بازگو میکردند. در این میان حضور و ورود مردان بازیگر قدیمی و ایجاد عشقهایی نو روایت این زنان کهنسال را سرگرمکنندهتر میکرد. در نهایت هم حضور همین بازیگران و بازی خوب آنها موفقیت گیشه و فروش ۱۰۴میلیون دلاری را برای فیلم به ارمغان آورد. در واقع این فیلم داستان و روایتی خاص را نداشت. تنهاوتنها چیزی که توانسته بود مخاطب را مجذوب خود کند بازیگرانی بودند که خاطرات بسیاری را برای آنها ایجاد کرده بودند. حضور «اندی گارسیا» و «دایان کیتن» و یادآوری حضور آنها در «پدرخوانده» شاید کافی بود تا مخاطب تشنهی سینما را به دنبال خود بکشاند.
در سال ۲۰۲۳ «بیل هولدرمن» تلاش کرد با کنار هم قرار دادن این بازیگران بار دیگر مخاطبان را جذب خود کند. این بار اما حضور این بازیگران در داستانی بهشدت تکراری و فاقد انسجام کافی باعث شد نه مخاطبان و نه منتقدان نگاهی مثبت به آن داشته باشند. این فیلم که با بودجهای ۲۰میلیون دلاری ساخته شد، تنها توانست فروشی به همین اندازه را داشته باشد. فروشی که با نارضایتی مخاطب همراه است.
مشکل اصلی این فیلم در روایتاش است. داستانی که از ابتدا تا انتها نه میتواند از پتانسیل بازیگران خود استفاده کند و نه از پتانسیل محیطی که قرار است اتفاقات در آن رخ دهد. این همه بازیگر درجه یک که توانایی انتقال احساسات و بروز یک روایت منسجم را دارند در میان آشفتگی داستانی که طرح کلیاش واژهی عروسی است، حیف میشوند. این فیلم نیز مانند بسیاری از فیلمهای هالیوودی که به دنبال باکسآفیس هستند و توجهی به مخاطب ندارند با زرقوبرق فراوان سعی دارد کمبود داستانی خود را جبران کند. شخصیتها با سفر به ایتالیا فقط از این مکان به مکان دیگر میروند، لباس عروس امتحان میکنند و با خندههای مصنوعی خود مخاطب را خسته میکنند. در فیلم اول حداقل مخاطب با یک داستان روبهرو بود و میتوانست کمی با مشکلات دوران کهنسالی آشنا شود. اگرچه فیلم اول هم فقط برای فروش ساخته شده بود، اما هر چه بود توانایی داستانی بیشتری برای ارائه داشت. فیلم دوم حتی توانایی ایجاد یک طرح کلی را هم ندارد. مخاطب بعد از ده دقیقه از فیلم خسته شده و میداند قرار است تا پایان با چه چیزی روبهرو شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.