تصاویری قوی، روایتی ضعیف
«تاماکی» دانشجوی سال اول دانشگاه است. او که علاقهی بسیاری به تنیس دارد تلاش میکند با وارد کردن خود به باشگاه تنیس مسیر بهتری را در دانشگاه برای خود پیدا کند. او اما در اولین تمرین خود با پرتاب محکم توپ تنیس باعث رخ دادن سانحهای شده که منجر به شکسته شدن بال هواپیمای گرانقیمت دانشجویان باشگاه گلایدینک میشود. سپس تاماکی مجبور میشود برای جبران هزینهی این اتفاق به صورت کمکی در این باشگاه کار کند. ورود او اما به این باشگاه مسیر زندگی و علایق او را تغییر میدهد.
«پورکو روسو» شاید تنها شخصیتی باشد که علیرغم خوک بودن برای همیشه در یاد و خاطرهی کودکان به عنوان یک خلبان قهرمان باقی بماند و باز هم این میازاکی است که با شخصیتپردازیای فوقالعاده و ساخت و توصیف یک دنیای جذاب توانسته است مخاطب کودک و حتی بزرگسال خود را راضی و خوشنود باقی گذارد. روسو خلبانی است که با چهرهای خوکمانند از تمام افرادی که چهرهای انسانی دارند، انسانتر است و میتواند حتی با همین چهره هم زنان بسیاری را عاشق خود کند. میازاکی روسو را چنان برای مخاطب توصیف میکند و دنیای او را به گونهای رویایی به تصویر درمیآورد که هرگز هیچکس نمیتواند با دیدن روایتاش آن را فراموش کند. قاعدتاً با وجود انیمههایی مانند «پورکو روسو» نمیتوان به انیمههای سطحی و کمعمق توجه کرد. انیمهی «جریان بالابرنده» علیرغم تصاویری زیبا و هوشمندانه اما با روایتی کاملاً عجلهای و ضعیف هرگز نمیتواند مخاطب را جذب خود کند، حتی روایت ناب مانگای اصلی را هم خراب میکند.
مانگای «جریان بالابرنده» داستان دختر جوانی است که کاملاً اتفاقی پایاش به باشگاه گلایدینگ باز میشود و در آنجا با کشف استعداد خود میتواند هر چه سریعتر به عنوان فردی مشتاق در مسیر خلبان شدن گام بردارد. در این میان پسر جوان همباشگاهیاش و مرد جوانتر مسئول باشگاه عاشق او شده و مثلثی عشقی را تشکیل میدهند. رابطهی تاماکی با خواهر ناتنیاش و دلیل ناراحتی این خواهر از او در کنار بسیاری دیگر از روابط مختلف شخصیتها مجموعهای جذاب از روابط انسانی را تشکیل میدهند که با پرداخت هرچه بیشتر میتواند مخاطب را به دنبال خود بکشاند. اتفاقی که هرگز در انیمهی داستانی بلند آن رخ نمیدهد. درواقع بزرگترین ایراد اصلی این انیمه را باید در داستان آشفته و عجلهای آن دانست که هرگز نمیتواند عمق روابط شخصیتها را به خوبی نشان دهد. در این انیمه نه عشق دو مرد جوان به تاماکی پرداخت درستی شده و نه رابطهی او با خواهر ناتنیاش شرحی کامل دارد. اتفاقات آنقدر سریع رخ میدهند که بیننده مجال درک آنها را پیدا نمیکند و آنقدر تلاش شده است تمام روابط در این انیمه نشان داده شود که هیچ کدام عمق پیدا نمیکنند. سازندگان این انیمه توانایی جدا کردن بخشهای مهم مانگای اصلی را نداشتهاند تا براساس آن داستانی مختصر و مفید را به تصویر درآورند. به همین دلیل هم مخاطب در این انیمه همهچیز را میبیند و از هیچچیز هم آگاهی درستی پیدا نمیکند.
در این میان اما بیانصافی است که تصاویر زیبا و آرامبخش این انیمه نادیده گرفته شود. پالت رنگی آرام و روشن این انیمه با بهره گرفتن از رنگهای آبی آسمانی و سفید توانسته بینندهی خود را تا نزدیک به یک سوم پایانی هم به دنبال خود بکشاند، اما در نهایت داستان آشفته و حتی قابل پیشبینیاش مخاطب را دچار ملال میکند و نمیتواند آن خشنودی مورد نظر را به او ارمغان دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.