یکی از ویژگیهای خوب درامهای مستقل این است که فیلمساز برای روایت خود قصهای از دل اجتماع دارد. این قصه ممکن است بهعلتهای مختلفی مهجور مانده باشد اما این فیلمساز مستقل است که دوباره جانی تازه به آن میبخشد. «جاستین چان» با سه اثری که تاکنون تولید کرده بخشی از این چرخه محسوب میشود و باید دید آثار بعدی همچنان او را در زمرهی کارگردانهای مستقل قرار میدهند یا خیر. چرا که این شخصیت در بخشی از زندگی خود بیشتر یک یوتوبر است تا فیلمساز.
فیلم «بلو بایو» روایت یک دو رگهی آسیایی-آمریکایی است که در اواخر دههی ۱۹۸۰ توسط پدر به آمریکا فرستاده شده و در اینجا تحت سرپرستی یک خانوادهی آمریکایی قرار گرفته است. حال او پس از بیست و چند سال زندگی در ایالات متحده در حال تشکیل زندگی با زنی مطلقه است که دختری هفت ساله دارد. فیلم از همان ابتدا دنیای دوگانهی کاراکتر «آنتونیو» را با رؤیاهای نصفهنیمهای که میبیند نشان میدهد. پس از پردهی اول فیلم است که مخاطب با بخشی از جامعهی آمریکایی آشنا میشود که پس از حدود سی و اندی سال همچنان شهروند آمریکا محسوب نمیشوند و در سایه زندگی میکنند.
این فیلم در اصل لنزی جدید برای چشمهای جامعهی آمریکایی است که این بخش بینشان خود را با دقت بیشتری ببیند؛ گروهی که مهاجر نیستند بلکه از همان دوران خردسالی در این جامعه بزرگ شدهاند و اکنون که جوانی را نیز پشت سر گذاشتهاند نه کشور زادگاهشان را میشناسند و نه این جامعه که از کودکی در آن پرورش یافتهاند آنها را همچون شهروند میپذیرد.
دوربین جاستین چان در این فیلم مانند شخصیت آنتونیو سرگردان است. کارگردان بهسبک برخی آثار مستقل و کمبودجه نقش اول را برعهده دارد (فراموش نکنیم که این تعریف را با آثار وودی الن که در بیشتر آنها خود وودی نقش اول را برعهده دارد اشتباه نگیریم)؛ چان همان آنتونیوست و ما انتظار داریم که بتواند این شخصیت را تمام و کمال ارائه دهد. اما مشکل نه از شخصیتپردازی آنتونیو است و نه نابازیگر بودن کاراکترهای فرعی. حتی حضور آلیشیا ویکندر هم نتوانسته این ضعف را پوشش دهد. اما آن ضعف چیست؟ باید گفت که اصلیترین رکن روایت یعنی ساختار آن دچار ضعف است. فیلمساز آنقدر عجله دارد حرف خود را بزند و به نتیجهگیری برسد که فراموش میکند در حال روایت یک قصه است و در این قصه کاراکترهایی وجود دارند که باید زندگی کنند. شاید نیمهی دوم فیلم تا حد یک فیلم گروه ب سقوط میکند و هیچ نشانی از یک اثر در سینمای مستقل ندارد. همانطور که در بالا هم اشاره کردم آن وجه یوتوبر چان باعث میشود که او دچار این تعجیل ناخواسته شود و از درونمایهی سینمای مستقل دور بماند.
با تمام نکاتی که در بالا به آنها اشاره شد باید گفت که چان رسالت خود را در بهتصویر کشیدن افرادی که در دل جامعهی آمریکایی پنهان و فراموششده هستند انجام داده است و بابت این کار باید از او تشکر کرد. این بخش مهمی از سینماست که جامعه را با لایههای زیرین خود آشنا کند.