«تسویوشی» پسر جوانی است که در یک کازینو کار میکند. او برای جلب توجه دختری که همکارش است وارد باشگاه بوکس میشود. در این باشگاه «کازوکی» بوکسور حرفهای آن شانس اول قهرمانی در مسابقات است. «اوریتا» اما برخلاف کازوکی سالهاست در هیچ مسابقهای برنده نشده و در این باشگاه بیشتر تمریندهندهی اعضای جدید است. اوریتا دوست صمیمی «چیکا»، دوستدختر کازوکی، هم است. قرار است مسابقات جدیدی برگزار شود و این سه نفر شانس خود را برای برنده شدن در آن امتحان کنند.
«کیسوکه یوشیدا» کارگردان و نویسندهی فیلم «آبی» سابقهی طولانیای در ساخت فیلم دارد. همین سابقه هم به او کمک کرده فیلماش ساده و روان باشد. یوشیدا با انتخاب یک شخصیت به عنوان شخصیت مرکزی خود داستان دیگر شخصیتها را به صورت خردهروایتهایی بیان میکند که روایت اصلی را پوشش دهند. اوریتا مرکز داستان یوشیدا است. او بوکسوری ضعیف است که علیرغم شکستهای همیشگیاش در بوکس از این ورزش پا پس نکشیده و نشان داده که مربی خوبی برای دیگران است. یوشیدا از همان ابتدا شروع به شرح رابطهی شخصیتها میکند. نگاههای اوریتا و رفتارهای کازوکی با چیکا نشان میدهد که آنها هر دو عاشق چیکا هستند و اما چیکا دوستدختر کازوکی است. یوشیدا مدام شخصیتهای خود را در موقعیتهایی قرار میدهد که بتوانند با انجام رفتارهایی متفاوت احساسات خود را نسبت به هم نشان دهند. این ابراز احساسات و البته موتیفهای رفتاری شخصیتها به راحتی میتواند مخاطب را وارد رابطهی آنها کند و درک کند که چه اتفاقهایی در حال رخ دادن است. یوشیدا البته که بوکس را به عنوان یک نخ واسط میان شخصیتها فراموش نمیکند. او به آرامی هر یک از سه شخصیت مهم خود را نشان میدهد که چگونه با این ورزش ارتباط برقرار میکنند. یکی که تازهکار است و رفتهرفته عاشق این ورزش میشود و دیگری که سالهاست عاشق این ورزش است، اما آسیبهای وارد شده به سرش باعث شده او در خطر قرار بگیرد و مجبور شود این ورزش را رها کند. یوشیدا عشق کازوکی را به این ورزش به عنوان تنها چیزی که در جهان میتواند با آن بهتر دیده شود با دقت و وسواس تصویر کرده است.
روایت فیلم یوشیدا با تمام توان سعی کرده به ورزش بوکس و خطراتی که این ورزش در نهایت میتواند باعث شود بپردازد. او از پس این کار برمیآید و این را هم نشان میدهد که علیرغم تمام این خطرات باز هم کسانی هستند که به این ورزش عشق بورزند و نتوانند آن را رها کنند. در این میان شخصیت اوریتا با بازی بازیگرش و حرکات صورت و چشماناش توانسته باعث شود مخاطب رابطهی بهتری با او برقرار کند. البته که یوشیدا نیز به این شخصیت توجه ویژه داشته و به دلیل تمرکزش به او از شرح دیگر شخصیتها باز مانده است. کازوکی شخصیتی است که میتوان بسیار بیشتر به او پرداخت. یوشیدا کازوکی را فقط با بیماریاش نشان میدهد و نتوانسته آنچنان که باید احساساتاش را تصویر کند. او اجحافی هم بر چیکا کرده و همواره او را با دیگران و نه بهتنهایی نشان میدهد. دوربین یوشیدا قابها را ساده انتخاب کرده، اما در مواقع لزوم مانند زمانی که کازوکی احساس گیجی میکند یا زمانی که تصاویر باید بر پاها و دستهای بوکسورها تمرکز کند میتواند راه خود را برای انتخاب بهترین زاویه پیدا کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.