پوستر فیلم ; کارآگاه تیزهوش

تلاش نافرجام کارگردان برای ایجاد گره‌های کور

; کارآگاه تیزهوش
Bloodhound
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

«ابل واکر» کارآگاهی خصوصی است. او با استخدام شدن توسط دیگران پرده از رازها برمی‌دارد. او همواره دوربین فیلمبرداری‌اش همراه‌اش است و از همه چیز فیلم می‌گیرد؛ به عنوان این‌که اگر زمانی با مشکلی روبه‌رو شد بتواند از فیلم‌های دوربین به‌عنوان مدرک استفاده کند. او با یک پرونده که درواقع پانزده‌امین پرونده‌ی خصوصی‌اش بود توانست معروف شود. اما این فیلم درباره‌ی پرونده‌ی پانزدهم نیست. این فیلم درباره‌ی پرونده‌ی شماره‌ی بیست‌و‌پنج است. زمانی که شخصی با نام «بیل آگوستین» از او می‌خواهد به‌‌دنبال همسر سابق‌اش که دو ماه است از او خبر ندارد، بگردد. او با شخصی با نام «جیم» برای حل پرونده تلاش می‌کند. اما این یک پرونده‌ی ساده نیست.
با پیشرفت تکنولوژی و پدید آمدن انواع و اقسام دوربین‌های مختلف، نوعِ فیلمبرداری فیلم‌ها هم تخصصی‌تر و حتی ساده‌تر شده است. چرا که ممکن است یک دوربین کوچک دستی نیز عملکرد تصویری قابل قبولی حتی برای ساختن یک فیلم داشته باشد. در این فیلم نیز از این ابزار استفاده شده است و بیشتر فیلم با دوربین دستی فیلمبرداری شده است. بیننده بیشتر داستان را از لنز دوربین جیم می‌بیند که به‌عنوان دستیار واکر موظف است از همه چیز فیلمبرداری کند. این امر را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد. اول اینکه این امر می‌تواند مزیت باشد و باعث شود بیننده حس کند خود در بطن داستان بوده و تصاویر را مستقیماً و بی‌واسطه از چشمان خود می‌بیند. مثلاً هنگام دویدن شخصیت‌ها و تعقیب‌شدن توسط افراد، دوربین نیز ناموزون شده و در دستان دونده حرکاتی تند می‌کند و این ترس بیشتری را می‌تواند به بیننده انتقال دهد. دوم اینکه این امر می‌تواند مضر باشد، چرا که کیفیت تصاویر با این نوع فیلمبرداری پایین آمده و از سویی دیگر بیننده نمی‌تواند همه چیز را ببیند و شاید این امر انتقال داستان به بیننده را سخت کند.
موسیقی فیلم در سکانس‌های ترسناک همراه تصاویر بوده و حس ترس را به بیننده منتقل می‌کند. با کمی تمرکز در فیلم می‌توان علت اتفاقات رخ داده را درک کرد. اگرچه بعضی سکانس‌های تعقیب و گریز چندان مناسب نبودند و شاید حتی همین فیلم ۷۰ دقیقه‌ای را هم طولانی کرده باشند، اما در نهایت می‌توان گفت روند داستانی فیلم روندی قابل قبول است. اما فیلم حرف زیادی برای گفتن ندارد. داستان فیلم داستان ساده و قابل قبولی‌ست. تکراری‌ست اما می‌تواند قابل قبول باشد. فیلم درباره‌ی کارآگاهی خصوصی‌ست و کارآگاهان خصوصی در فیلم‌ها و البته بیشتر سریال‌های معروف حضور داشته‌‌اند. اما این کارآگاه هرگز در سطح کارآگاهان معمولی هم نیست. داستان پیچیدگی چندانی ندارد، چرا که اصل داستان چندان پیچیده نیست. کارگردان هم احتمالاً خود این را می‌داند؛ یک فیلم معمولی که خود کارگردان هم احتمالاً معمولی بودن آن را می‌داند.
«جیسون ریچارد میلر» کارگردان این اثر است. که در دومین اثر بلند و ترسناک خود باز هم نتوانسته چندان خودی نشان دهد.