تلاش ناقص برای نزدیک شدن به سینمای اکشن
یکی از اشکالاتی که به سینمای بدنهی چین میگرفتیم دوری از منطق روایی و هزینههای بیهدف و جلوههای ویژهی بیشازحد بود. حتی صحنههای اکشن این سینما نیز دیگر نزدیک به صحنههایی که در سینمای اکشن-رزمی تصویر میکرد نبود. پول تزریقی بسیار هنگفت باعث شده تا استودیوهای فیلمسازی با هزینههای بیرویه در ساخت جلوههای ویژه، بهجای سینما انبوهی از قابهای خاکستری و بیکیفیت را ارائه دهند. اما سینمای چین کمکم در حال آموختن است و این را میتوان در آثار سال جدید مشاهده کرد. فیلم «جنگ کور» یکی از این آثار است که بهوضوح میتوان نشانههایی از آموختن سینمای چین از سینمای اکشنِ کشوری چون کرهی جنوبی را در آن دید.
این فیلم همچنان هم بهلحاظ منطق روایی و هم تکنیکهای سینمایی نقصهای عدیدهای دارد. یکی از این نقصها همان چیزی است که در سینمای اکشن بالیوود هم شاهد هستیم؛ ضربآهنگ بیشازحد بالا. این دو سینما گویی هنوز کارایی ضربآهنگ را در پیشبرد روایت نمیدانند. در این فیلم، هر چند کم، اما برخی از سکانسها ضربآهنگهای بسیار بالایی دارند و روایت در این نقاط گویی وارد خلأ میشود. نقص بعدی این اثر عدم استفادهی درست کارگردان از پروتاگونیست و آنتاگونیستهاست. کارگردان این فیلم گویی عجله دارد و قادر نیست درونمایهی جذاب و اکشن خود را در قابی درست تصویر کند.
یکی از نکات قابل پیشرفت در این فیلم که در آثار قبلی سینمای بدنهی چین خیلی کم میدیدیم، تلاش کارگردان برای شخصیتپردازی است. در این فیلم کاراکتر میبینیم و هر کدام از این کاراکترها برای رسیدن به هدفاشان در مسیری مشترک قرار گرفتهاند. کارگردان حتی در برخی موارد بهخوبی و با تقلید از سینمای کرهی جنوبی سعی دارد پیرنگهای فرعی را به پیرنگ اصلی نزدیک کند. اما در نهایت موفق به تشکیل یک جزء واحد نمیشود.
سینمای بدنهی چین هنوز مشکل روایت دارد. این مشکل نه با چند فیلم که با تغییر رویکرد حل میشود. سینمای چین در معنای کل مملو از کارگردانهای مؤلفی است که هر کدام قادر هستند با چند اثر در ژانرهای مختلف سینمای بدنهی این کشور را دچار تحول کنند. البته در برخی موارد این اتفاق رخ داده است. اما خروجی آن یا آثاری با درونمایهی پروپاگاندایی بودهاند و یا روایتهایی متوسط. پس میتوان نتیجه گرفت که مشکل از جایی دیگر است. سینمای چین آنقدرها هم آزاد نیست و روایتهای سینمایی تا جایی میتوانند از آزادی برخوردار باشند. با تماشای حجم زیادی از آثار ضعیف و پرهزینه که تقریباً درونمایههایاشان نزدیک به هم است، میتوان کموبیش به این نتیجه رسید که این مسیر عریض سینمایی در کشور عریض چین، حصارهایی مشخص دارد. در هر حال کشور چین همچنان در تلاش است تا در گیشهی جهانی جایی مشخص داشته باشد و برای رسیدن به این جایگاه باید از روایتهای ناقص و بیمنطق دوری کند و خود را در حد سینمایی چون کرهی جنوبی به جهانیان معرفی کند. سینمای چین پتانسیل بسیار زیادی در همه ژانری دارد. اینکه استودیوهای سینمایی این کشور همچنان در حال سرمایهگذاری روی ژانرهای درام جنگی و اکشن هستند و حتی نیمنگاهی به ژانر پرطرفدار دلهره ندارند جای بسی تعجب است. باید دید در سال ۲۰۲۲ بالاخره میتوانیم اثری قدرتمند از سینمای دلهرهی چین شاهد باشیم یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.