شکستها راهی برای پیروزی
امروز روز آخریست که «کارلوس» درکنار دوستدختر خود در این شهر و این کشور است. او قرار است فردا با مادر و برادر خود به آمریکا و نزد پدرشان بروند تا زندگیای جدیدی را آغاز کنند. کارلوس که رویای رفتن به ناسا را دارد با رفتن به آمریکا و دریافت بورسیه از یکی از دانشگاههای آنجا، میتواند خود را یک قدم به آرزویاش نزدیکتر کند. البته که او برای این کار از همین حالا نیز روی ایدههایی خلاق تحقیق میکند. در سوی دیگر «متئو» -تئو- وجود دارد که برخلاف برادرش -کارلوس- هیچ آیندهی خاصی را در ذهن خود ندارد و همواره اوقات خود را با خوشگذرانی و البته ایجاد رفتارهایی ضداجتماعی میگذراند؛ رفتارهایی که موجب بهدردسر افتادن او و دوستاناش هم میشود.
فیلم «بلست بیت» درامی خانوادگیست که در آن از همهچیز سخن گفته شده و پیرنگ اصلی داستان پر از سوژههای مختلف برای پرداختن است. رابطهی گاهی خوب و گاهی بد دو برادر، رفتارهای ضداجتماعی متئو، مشکلات موجود میان پدران و مادران، تبعیضهایی که مادر و پدر گاهی حتی ناخواسته با فرزندان خود دارند، مشکلات خاص موجود در مدارس از زورگوییهای پسر ثروتمند و معروف مدرسه گرفته تا دودکردن موادمخدر در گوشهوکنار آن، توجه به مسائل سیاسی و مهاجرت به آمریکا و حتی پرداختن به مسائل علمی، همگی سوژههایی هستند که در این فیلم بهصورتی گذرا به آنها پرداخته شده و دقیقاً تمام این موارد مشکل فیلم را رقم زدهاند.
فیلم «بلست بیت» با برشهای ناقص خود مدام از این شاخه و این سوژه به شاخه و سوژهای دیگر میپرد و داستان را از پرداختهای دقیق به آنها باز داشته است. ما کارلوس و تئو و شرایطی که در آن گرفتار آمدهاند را میبینیم و شاید بتوانیم اتفاقات و رفتارهایی مانند عصبانیت شدید تئو را هم درک کنیم اما مدام بهخاطر همان برشهای ناقص چیزی را در داستان گمشده احساس میکنیم. درواقع سرعت رخداد اتفاقات آنچنان زیاد است که بیننده مجال اندیشیدن و درک کردن تمام آنها را ندارد. ازاینروست که همچنان که داستان فیلم میتواند جذاب و دیدنی باشد میتواند خستهکننده هم دیده شود.
از سوی دیگر بازیگران نقشهای کارلوس و تئو نیز شرایط ارتباط برقرارکردن با این شخصیتها را سختتر هم کردهاند. «استبان آرانگو» کارگردان آمریکایی-کلمبیایی این فیلم را از فیلم کوتاه ساخته شدهی سال ۲۰۱۵ خود برگرفته است. در آن فیلم کوتاه بازیگران نقشهای کارلوس و تئو، همین دو نفر بودهاند و اما در سال ۲۰۲۰ با گذشت بیش از پنج سال، این کارگردان با استفاده از همان دو بازیگر ریسک زیادی را برای فیلم خود رقم زده است؛ ریسکی که شاید ارزشاش را نداشته است چراکه این دو بازیگر دیگر دو پسر نوجوان مدرسهای دیده نمیشوند که شیطنتها و رفتارهای آنها قابلدرک باشد. از این روست که این شخصیتها گاه اغراقآمیز و غیرواقعی دیده میشوند. حتی به نظر من بازی بازیگر نقش کارلوس هم در بسیاری موارد از بازی دیگر بازیگران فیلم جا مانده است. متأسفانه این ایراد را برای مادر این دو برادر هم میتوان گرفت. در این میان اما استفاده از موسیقی متال بهعنوان یکی از علاقهمندیهای کارلوس و رابطهای که میان دو برادر وجود دارد، توانسته است روایت داستان را کمی خوب نشان دهد.