پوستر فیلم تمشک توکای سیاه

لذت زیستن

تمشک توکای سیاه
Blackbird Blackbird Blackberry
محصول ۲۰۲۴ – گرجستان، سوییس
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم قبلی خانم «الن ناوریانی» شاهد نوعی ایجاز در روایت و قاب‌بندی متناسب با فضای فیلم بودیم. شاید این انتخاب‌ها در نگاه اول ساده به‌نظر برسند، اما زمانی که به آثار مختلف سینمایی نگاه می‌کنیم شاهد ناهمگونی‌هایی درست در همین فاکتورها هستیم. خانم ناوریانی در جدیدترین اثر خود نیز باز هم میان مردمان روستایی در گرجستان رفته است. اما روستایی که او این‌بار به درون‌اش وارد شده دیگر ساحلی نیست و روستایی جنگلی با رودخانه‌ای که از میان می‌گذرد و تمشک‌های وحشی است. اما قرار نیست فضای روایت جدا از داستان قبلی باشد. در این فیلم ابتدا با تنهایی یک زن در میان تمشک‌های وحشی روبه‌رو می‌شویم؛ «اترو» که در آستانه‌ی ۴۹ سالگی است. او در هنگام چیدن تمشک‌ها به‌یک‌باره سر می‌خورد و از روی یک سراشیبی به پایین پرتاب می‌شود که طی آن زانوی یک از پاهای‌اش صدمه می‌بیند. او در راه برگشت از جنگل شاهد جمع شدن همه‌‌ی مردمان روستا دور یک زن غرق‌شده در رودخانه است. با نگاهی دقیق به آن زن به‌یک‌باره شاهد اترو هستیم که این تلاقی باعث شگفتی هم اترو و هم مخاطب می‌شود. در ابتدا حس می‌کنیم که شاید اترو طی آن سقوط جان خود را از دست داده است، اما این انتزاع تعریف دیگری دارد. در این تقابل همه‌ی کاراکترهایی را شاهد هستیم که هر کدام به‌نوعی در ادامه‌ی روایت گوشه‌هایی از زندگی اترو را روشن می‌کنند. اما خانم ناوریانی دست از این تصاویر انتزاعی نمی‌کشد و تا پایان روایت و با همان نگاه اقتصادی و ایجاز‌گونه‌ی خود به آن‌ها ورود می‌کند.

اترو زنی مجرد و چهل ساله است. او در این روستا سوپرمارکتی دارد که همه نوع وسایلی را به ساکنان روستا می‌فروشد. در افتتاحیه‌ای که کارگردان برای فیلم در نظر گرفته بخش سومی هم وجود دارد و پس از این بخش است که عنوان فیلم نقش می‌بندد و وارد روایت می‌شویم. در این بخش مردی با نام ««مورمان» که هر از گاهی اجناسی را برای مغازه‌ی اترو می‌آورد پس از غلیان شدید میل جنسی اترو با او رابطه‌ی جنسی برقرار می‌کند. اترو گویی پس از این رابطه‌ی جنسی به‌یک‌باره بیدار می‌شود و با خنده‌ای قدرتمند زندگی را از سر می‌گیرد. کل روایت حول همین بیداری است و در ادامه شاهد پرسش‌های درونی و وجودی اترو هستیم. کارگردان در کنار این بیداری جنسی بخشی از واپس‌زدگی ذهنی اترو از ایجاد رابطه با جنس مخالف را تصویر می‌کند. مادرش درست سه ماه پس از متولد شدن اترو به‌دلیل سرطان از دنیا رفته است. پدر همیشه او را مقصر می‌دانسته و همین باعث سرخوردگی شدید اترو شده است. پدر و برادر اکنون در زندگی او قرار ندارند، اما سایه‌ی سنگین تفکرات متحجرانه‌ی آنها هنوز هم در ذهن اترو وجود دارد؛ تفکری که اجازه نمی‌داد اترو مانند هر دختر جوان دیگری بتواند طعم عشق را بچشد. خانم ناوریانی این حضور را از طریق همان انتزاعی که در پاره‌ی اول متن اشاره کردیم سنگین‌تر می‌کند؛ اترو هر صبح گویی با صدای پدر و برادر از خواب برمی‌خزد و هر دوی آن‌ها همیشه و در همه حال حضور دارند. این تقابل را به‌خوبی می‌توان از طریق پرفورمنس اترو در جابه‌جا کردن قاب عکس‌ها دریافت. از سویی دیگر اترو در میان زنان ده موجودی تنهاست؛ این تنهایی نه به دلیل پس زده شدن از سوی دیگران، بلکه به‌سبب ناتوانی خود اوست. عاشقانه‌ای که او با مورمان آغاز می‌کند شروع‌کننده‌‌ی مسیری جدید در زندگی اترو است. خانم ناوریانی از این طریق اترو را در آستانه‌ی ۴۹ سالگی بار دیگر دچار بلوغ می‌کند، باعث هراس او می‌شود، نه گفتن را با قاطعیت روی زبان او می‌آورد و در نهایت این زن را به جنگ علیه تحجر جامعه‌ی روستایی می‌برد.

روایت جدید خانم ناوریانی به‌سبب پالت رنگی تفاوتی شگرف با فیلم «وت سند» دارد. او این‌بار مخاطب را درگیر قاب‌هایی می‌کند که اشباع رنگ دارند و از طریق همگونی آن‌ها با نور طبیعی و مصنوعی باعث شکل گرفتن نوعی امید حاصل از بیداری فردی می‌شود. رنگ‌ها در قاب‌های این فیلم جان دارند و این همان روزنه‌ی امیدی است که اترو را در بر گرفته است. اترو در این داستان بار دیگر از ابتدا زیست می‌کند و این همان تازگی آزادی فردی در هر فردی است که به‌تازگی آن را درک می‌کند؛ جدای از سن که در این میان جز یک عدد نیست!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟