پوستر فیلم بلک آدام

دی‌سی و مارول مدت‌هاست که حتی قصه‌های کودکانه‌پسند هم ارائه نمی‌دهند

بلک آدام
Black Adam
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

هر ساله فقط میلیون‌ها دلار هزینه‌ی تبلیغات و پروپاگاندا صرف آثار ابرقهرمانی کمپانی‌های زنگ‌زده‌ی دی‌سی و مارول می‌شود. طی این ۲ سال و اندی و پس از اکران آثار هر کدام از این دو کمپانی در باب کاغذی بودن کاراکترها، نبودن روایت و در کل اصالت تزریقی صحبت کرده‌ایم. بین آثاری که طی سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ روی پرده رفته‌اند، شاید با اغماض فیلم‌هایی چون «بیوه‌ی سیاه‌پوش» و «فناناپذیران» کمی از روایت بو برده باشند که آن‌ها هم مدیون کارگردان‌های خوش‌قریحه‌ای بود که برای پول بیشتر اسیر این کمپانی‌ها شده بودند. اما دی‌سی در این میان سرمایه‌گذاری روایی خوبی روی شرورهای خود داشت و در دو فیلم «جوخه‌ی انتحار» نشان داد که می‌تواند درکی از ذات خشونت در این آثار داشته باشد. حال دی‌سی یکی دیگر از ابرشرورهای خود را در داستانی مجزا روی پرده برده است؛‌ بلک آدام.
دی‌سی این فیلم را به‌عنوان اسپین‌آفی بر فیلم «شزم» محصول ۲۰۱۹ معرفی کرده است. «دوئین جانسون» در نقش «بلک‌آدام» قرار است از دوران باستان به زمان حال بیاید و مانند همیشه مقابل پرده‌ی سبز به شلنگ‌تخته‌انداختن مشغول شود. از بیرون که روایت را، در ذهن و بدون تصاویری که دی‌سی مقابل ما قرار می‌دهد، مرور می‌کنیم به خلق کاراکتری اسطوره‌ای می‌رسیم که در زمان حال از خواب برمی‌خیزد. اما تصویر دی‌سی باید برای مخاطب ۱۲ ساله قابل تماشا باشد. این جمله خطاب به دوستانی است که طی این سال‌ها بارها در دفاع از دنیای قلابی دی‌سی و مارول و کاراکترهای‌اشان مقابل ما جبهه گرفته‌اند. باید به این دوستان گفت که دی‌سی و مارول نه به فکر شما هستند و نه علاقه‌ای به ارادت شما به خودشان دارند. پس باید این دوقلوهای ویرانگر سینمای تجاری را با عینک واقعیت دید. زمانی که این عینک را بر چشم می‌گذاریم چیزی جز هدر دادن بودجه‌هایی که می‌توانستند آثاری فاخر را روی پرده ببرند نمی‌بینیم. این دو غول بادکنکی هم گیشه‌ی تبلیغات را در کنار خود دارند و هم حمایت سرمایه را. شاید باید فقط به این امید بست که دی‌سی و مارول دچار بازبینی عمیقی در روایت‌پردازی شوند و کمی هم به قصه اهمیت دهند. بعید است این امیدواری در زمانی نزدیک رخ دهد. اما می‌توان به بالا رفتن ذائقه‌ی مخاطب سینمایی امید داشت.
در فیلم «گشت‌و‌گذار در جنگل» از حضور نام کارگردانی چون «ژاومه کولت-سِرا» گفتیم. او در سینمای بدنه کار خود را می‌کرد و هر از گاهی با آثار هیجان‌انگیز و دلهره‌ مخاطب این ژانرها را سرگرم می‌کرد. اما در این دو اثر با روایت و قصه‌های متوسط خودش هم خداحافظی کرده است. حال مارول و دی‌سی دیگر به کارگردان‌های قصه‌گو هم رحم نمی‌کنند و هر سال تعدادی از آن‌ها را با پول به دنیای بدون قصه و روایت رهنمون می‌کنند. اینکه انسان دارای انتخاب آزاد است و چرا چنین کارگردان‌هایی اسیر این دنیای زشت و بی‌چیز می‌شوند، پرسشی است که خود این کارگردان‌ها باید به آن پاسخ دهند. متأسفانه لیستی از آثار این دو کمپانی طی ماه‌های آینده همچنان پرده‌‌ی سینماها را اشغال خواهند کرد و ما نیز باید همچنان از بی‌چیزی آن‌ها چیزها بگوییم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟