پوستر فیلم نقشه‌ی پرندگان

پرندگانی که افسوس انسان را می‌خورند

نقشه‌ی پرندگان
Bird Atlas
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی یک کارگردان در دنیایی کاملاً رئالیستی سعی دارد جهان داستانی خود را خلق کند. او با کاراکترهایی که هر کدام نماینده‌ای در دنیای بیرون دارند وارد فضایی کاملاً داستانی می‌شود. «املو امرزو» در فیلم جدید خود به‌دنبال ساختن دنیایی شاعرانه برای تفسیر خشونت، حرص، خیانت و طمع انسان‌هاست. کاراکتر اصلی فیلم او شخصی با نام «ایوو رونا» است که صاحب یک کارخانه‌ی بزرگ است.
افتتاحیه‌ی فیلم عده‌ای سرباز را در منطقه‌ی جنگی نشان می‌دهد که آماده‌ی حمله هستند. ایوو در راه رسیدن به کارخانه است که با پیامی عجیب مواجه می‌شود؛ ۱۴ میلیاردی که قرار بود فصل قبل تسویه شود دو بار از حساب شرکت برداشت شده و به دو حساب متفاوت منتقل شده است. ایوو از حسابدار خود، «ماری»، می‌خواهد که این حساب‌ها را پیگیری کند. اما ماری پاسخ می‌دهد که از فردا مرخصی‌اش آغاز می‌شود. برش و ایوو تنها در دفتر خود از هوش می‌رود.
امرزو فیلم خود را با قرار دادن مکالمات پرندگان بین سکانس‌ها دچار تعبیری شاعرانه کرده است. پرندگان گاه در حال گفت‌و‌گو با یکدیگر در باب مهاجرت هستند، گاه درباره‌ی فقر می‌گویند و گاه تعبیری شاعرانه از مفاهیم انسانی دارند. کارگردان سعی دارد زیاد وارد زندگی شخصی کاراکترهای خود نشود. او در عوض تلاش می‌کند لایه‌های پنهان زندگی ایشان را از تقابل این کاراکترها با یکدیگر عیان کند. کارگردان در پی این نیست که درامی هیجان‌انگیز و جنایی را مقابل ما قرار دهد بلکه در عوض با خاکستری کردن کل فضا چهره‌هایی همیشه‌مضطرب و ناآرام را به‌تصویر می‌کشد.
کارگردان در فیلم خود به‌دنبال برپا کردن دادگاهی اخلاقی و وجدانی نیست بلکه سعی دارد هر کاراکتر را درون دنیای خود آن کاراکتر در قاب بیاورد؛ ایوو که باتوجه به حجم ثروت‌اش دائم در حال شک کردن به اطرافیان است، پسر ایوو که هیچ‌گاه در چهره‌اش اعتمادبه‌نفس لازم را نمی‌بینیم، داماد ایوو که شخصی پیرو است و ماری که در حسرت داشتن رابطه‌ای پایدار خود را به‌دست فضای مجازی و یک سرباز ارتش آمریکا سپرده است و از آن سو دختران جوان ماری و ایوو که در دنیای خودشان سیر می‌کنند و هیچ تناسبی با استرس حاکم بر والدین خود ندارند. امرزو در روایت خود حتی ترحم هم ندارد. اینکه ماری دچار توهم عشق شده برای او مهم است اما دلسوزی برای او نقض دنیای داستانی کارگردان است. شاید قوی‌ترین شخصیت‌پردازی فیلم هم مربوط به ماری باشد و اوست که فیلم را از آشفتگی‌های بین درام جنایی و رئالیسم شاعرانه نجات می‌دهد.
امرزو تمام سعی خود را می‌کند که دنیای داستانی‌اش شکل بگیرد اما او زمینه‌ی اثرش را با فاکتورهایی پر کرده که هر کدام در دنیای سینمای هیجان‌انگیز و جنایی یک کلیشه محسوب می‌شوند. فیلم او در نهایت یک لایه‌ای باقی می‌ماند و قادر نیست آن سرگشتگی پنهان در پس چهره‌ی کاراکترها را تصویر کند. نام فیلم هم البته کمی مناقشه‌برانگیز است؛ این اصطلاح در باب مسیریابی پرندگان است که چگونه از جایی به جای دیگر مهاجرت می‌کنند و در نتیجه دانشمندان به یک نقشه‌ی متمرکز از مسیرهای طی‌شده توسط آنها می‌رسند. کارگردان تمام سعی خود را می‌کند تا تناسبی شاعرانه بین کاراکترها و دیالوگ‌های پرندگان و در نتیجه عنوان فیلم ایجاد کند. اما در نهایت هر کدام از این بخش‌ها تبدیل به جزء واحدی با نام فیلم نمی‌شوند.