روایتی سینمایی از جورج فورمن متقدم و متأخر
درامهای ورزشی همیشه جذاب بوده و هستند؛ بهخصوص آثاری که بیوگرافی یکی از بوکسورهای بزرگ تاریخ مانند محمدعلی کلی را مرور میکنند. «جورج تیلمن جونیور» در جدیدترین اثر خود بهسراغ یکی از قهرمانان سنگینوزن بوکس رفته است. در این اثر بیوگرافی مختصری از زندگی شخصی و حرفهای «جوروج فورمن» را مشاهده میکنیم.
فورمن را بسیاری از علاقهمندان به بوکس با دو مسابقه میشناسند. یکی از آنها مسابقهی عجیبوغریب با محمد علی کلی و باخت عجیبترش به این بوکسور بود. این مسابقه از آن جهت تبدیل به یکی از مهمترین مسابقات بوکس حرفهای شد که فورمن پس از چهل مسابقهی بدون باخت اولین شکست دوران حرفهای خود را مقابل کلی متحمل شد و پس از آن چهار بار دیگر نیز شکست خورد و بهنوعی فورمن متقدم به پایان راه خود رسید. تیلمن باتوجه به زندگی پر فراز و نشیب این بوکسور آمریکایی سعی دارد اثر خود را همانند زندگی این ورزشکار تبدیل به دو پاره کند؛ در پارهی اول و با آن افتتاحیهی زیبا زندگی پر از رنج یک نوجوان سیاهپوست را بهتصویر میکشد که تا جوانی این رنج را همچون خشمی فروخورده در خود نگاه میدارد. تیلمن در بخش اول سعی دارد خشم پنهان فورمن متقدم را تصویر کند و مخاطب را در برابر آن قرار دهد. در این بخش با فورمنی روبهرو هستیم که از هیچ به همهچیز میرسد و با همان اوجوفرودهای کلیشهای در داستانهای ورزشی کار خود را به پایان میرساند. اما خوبی روایت تیلمن در این است که همهی این ها فقط پارهی اول اثر او هستند و قرار است فورمن متأخر در پارهی دوم بار دیگر و بهشیوهای جدید زندگی را در بر بگیرد.
روایت تیلمن با درامهای ورزشیای که طی چند سال اخیر مشاهده کردهایم کاملاً متفاوت است و بهنوعی باید گفت همهی این جذابیت را مدیون زندگی دوگانهی فورمن است. به طور مثال زندگینامهی سینمایی «دوران» چیزی شبیه بسیاری دیگر از درامهای ورزشی داستانی یا بیوگرافی بود و مخاطب تکتک سکانسها را میتوانست حدس بزند. اما زندگی فورمن پس از تمامشدن دوران اول حرفهایاش وارد مسیر دیگری میشود؛ خانواده پررنگتر از همیشه در کنار قهرمان داستان درام را پیش میبرند و همهی رخدادها بهسمتی پیش میروند تا فورمن در سن ۴۵ سالگی دوباره تبدیل به قهرمان بوکس جهان شود و خود را برای همیشه در تاریخ بوکس جاودانه کند. از بازی خوب و بینقص «کریس دیویس» هم نباید گذشت که علیرغم گریم سنگینی که تحمل میکرد بهخوبی در هر دو پارهی روایت فورمن را مقابل ما قرار داد.
اما روایت آقای تیلمن برشهای ناهمگونی در زندگی فورمن ایجاد میکند و باعث میشود مخاطب در برخی از پارههای روایت دچار خمودگی شود. این برشهای ناهمگون در باب کاراکترهای فرعی در زندگی فورمن هستند. بهطور مثال کاراکترهایی همچون «دزموند» که تأثیر زیادی در زندگی فورمن داشتند از همان ابتدا به گوشهی رینگ پرتاب میشوند و هر جا کارگردان اراده کند ظاهر میشوند. این مشکل را در بسیاری از روایتها شاهد هستیم و کاراکترهای فرعی تأثیرگذار در روایت گم میشوند. در هر حال و با وجود این مشکلات در شخصیتپردازی باز هم روایت آقای تیلمن نسبت به درامهای ورزشیای که طی چند سال اخیر مشاهده کردهایم اثر باقوامتری است. بوکس را باید سینماییترین ورزش دانست. بیشک در سالهای آینده زندگی بوکسورهای دیگری نیز روی پرده خواهد رفت و مخاطب سینمای ورزشی بیصبرانه از آنها استقبال خواهد کرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.