یک گروه برنامهساز برای اجرای برنامههای خود به مکانهای متفاوتی میروند و سعی میکنند، ارواح خبیث میان این خانهها و مکانهای خاص را از جایی که در آن گرفتار شدهاند، نجات دهند. البته که تمام این برنامهها ساختگیست، اما این را جز گروه برنامهساز کسی نمیداند. تا اینکه برای ساخت قسمت جدید برنامهشان تعدادی از طرفداران خود را دعوت میکنند و قصد دارند، به صورت زنده برنامه را اجرا کنند. آنها به خانهای جدید میروند، اما در این خانه اتفاقات عجیبی رخ میدهد و ارواحی واقعی شروع به کشتن این گروه و مهمانان آن میکنند.
فیلم «آن سوی سایهها» با نیت یک فیلم ترسناک که کمی کمدی هم است، ساخته شده است، اما باید از کارگردان و عوامل فیلم پرسید، چرا این فیلم را در ردهی فیلمهای ترسناک قرار دادهاند، وقتی حتی یک سکانس ترسناک و قابل تأمل را هم ندارد و همه چیز در بیهودگی کامل طی میشود؟!
اگر قرار باشد فیلم را به دو بخش تقسیم کنیم تا بتوانیم به راحتی دربارهی آن صحبت کنیم، بخش اول آن را باید بخش احوالپرسی شخصیتهای فیلم نامگذاری کنیم چرا که در این نیمه هیچ اتفاق قابلذکری رخ نمیدهد که بتوان دربارهی آن صحبت کرد. تنها داستان به نشان دادن شخصیتهای خود که با یکدیگر مواجه شده و به تمجید و تعریف یکدیگر میپردازند، میگذرد. شخصیتهایی که هیچکدام تعریف نمیشوند؛ حتی شخصیتهای اصلی داستان و گروه برنامهساز. دیدن نیمهی اول فیلم با این همه سکانس و مکالمات تکراری به شدت طاقتفرسا خواهد بود. بسیاری از فیلمهای ترسناک برای آشنا کردن مخاطب با داستان همیشه سعی میکنند، در ابتدا محیط و شخصیتهای آن را به بینندهشان نشان دهند تا در نیمهی دوم بتوانند با توجه به فکتهایی که در نیمهی اول به بیننده دادهاند، سکانسهای ترسناک خود را رفتهرفته رو کنند، اما این فیلم در نیمهی اول خود هیچ نکته و فکت قابلذکری را بازگو نمیکند. ازاینرو میتوان حدس زد، نیمهی دوم هم قرار است، چه اتفاقی در داستان رخ دهد.
نیمهی دوم با ورود افراد به داخل خانهای که قرار است ارواح آن مشاهده شوند، آغاز میشود. ابتدای این نیمه نیز با مکالماتی بیهوده از شخصیتها در محیطی که حتی از لحاظ دیداری و تصاویر نیز موقعیت ترسناکی ایجاد نمیکند، طاقتفرسا میگذرد، اما کمی بعد ارواح وجود خود را با ایجاد صداهایی بروز میدهند. ناگهان در یک سکانس خندهدار که با جلوههای ویژهی به شدت ابتدایی ایجاد شده، دست یکی از افراد قطع شده و دقیقهای بعد با صورتی خونین بر زمین دیده میشود. این اتفاق قاعدتاً باید باعث ایجاد عکسالعملی در افراد دیگر کند، اما متأسفانه بازی وحشتناک بازیگران هیچگونه وحشت و ترسی را نه در چهره و نه در رفتارهاشان نشان نمیدهد. تنها در پنج دقیقهی پایانی فیلم ما با دو روح مواجه میشویم که همان پنج دقیقه برایشان کافیست تا جانهای تمام افراد داخل خانه را بگیرند و داستان را تمام کنند.
فیلم «آن سوی سایهها» نه تنها در طرح داستانی در بدترین وجه ممکن است که در تصویربرداری نیز به راحتی میتواند، بیننده را عصبی کند؛ دوربین در کلوزآپهای خود چنان نزدیک است که حتی تمام صورت کاراکترهایاش نیز در قاب موردنظر دیده نمیشوند و همین نزدیکی بیشازاندازه به شخصیتها تماشای تصاویر را غیرقابل تحمل کرده است.