پوستر فیلم بین دو دنیا

هر یک از ما شاید یک ماریان باشد

بین دو دنیا
Between Two Worlds
محصول ۲۰۲۱ - فرانسه
ژانر درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«ماریان» به‌دنبال کار می‌گردد، اما به‌نظر می‌رسد با توجه به سال‌ها نداشتن شغل حالا پیدا کردن کار برای‌اش سخت است. به پیشنهاد افراد کاریاب بهترین شغلی که او می‌تواند به‌دست آورد نظافتچی است. او باید برای این کار به شرکت‌های خدماتی برود و در آنجا نام‌نویسی کند. ماریان رفته‌رفته با ورود به این شغل دوستان زیادی پیدا می‌کند و دنیای‌اش برای همیشه عوض می‌شود.

در سال ۲۰۱۰ یک ژورنالیست و نویسنده با وارد شدن به دنیای نظافتچیان در شهر کن فرانسه سعی کرده بود با جا زدن خود به عنوان یک نظافتچی به‌طور واقعی با زندگی این قشر آشنا شود تا بتواند از زاویه دید آنها داستانی درباره‌ی آنها بنویسد. این ژورنالیست اتفاقاً موفق هم می‌شود و کتاب‌اش شهرت هم پیدا می‌کند. در سال ۲۰۲۱ «امانوئل کارر»، کارگردان و نویسنده‌ی فرانسوی، با اقتباس از این کتاب فیلمی با عنوان «بین دو دنیا» را می‌سازد. در این فیلم هم یک نویسنده خود را زنی خیانت‌زده از سوی همسر ثروتمندش جا می‌زند و وارد دنیای فقر و نداری‌ها می‌شود.

کارر با فیلم «بین دو دنیا» به‌خوبی توانسته میان شخصیت‌های خود ارتباط برقرار کند‌. داستان این فیلم بر شخصیت نویسنده یا همان ماریان تمرکز دارد. او را دنبال می‌کند و با کنجکاوی این شخصیت و تلاش‌اش برای ورود به زندگی دیگر نظافتچیان وارد زندگی تک‌تک این افراد شده و از خواسته‌ها، آرزوها و مشکلات آنها حرف می‌زند. اثرگذارترین و مهم‌ترین سکانس‌های این فیلم را باید همین ارتباط شکل‌گرفته میان ماریان و خانواده‌ی این نظافتچیان دانست. کارگردان به‌آهستگی توسط ماریان به زندگی این افراد وارد می‌شود، به شخصیت‌ها محبت می‌کند و در ازای این محبت صداقت و وفاداری این افراد را به‌دست می‌آورد. افرادی که هر یک داستانی برای خود دارند و شنیدن و دیدن مشکلات آنها وسیله‌ی ارتباط مخاطب با فیلم است. مشکلاتی که از فقر و نداری می‌گوید و از عدم صداقت و شفافیت کارفرمایان. از ظلمی که کارفرمایان به‌واسطه‌ی نیاز این خانواده‌ها و افراد بر آنها روا می‌دارند. از آنها بیش‌از اندازه کار می‌کشند و کم‌ترین حقوق را هم به آنها می‌دهند. خانواده‌هایی که بسیاری از آنها صمیمانه به دیگران محبت می‌کنند و آرزوهاشان آنقدر کوچک است که به نیازهای اولیه‌ی آنها برمی‌گردد. در واقع می‌توان این‌گونه عنوان کرد که خرده‌روایت‌های این فیلم بسیار اثرگذارتر از روایت اصلی هستند.

«ژولیت بینوش» با بازی در نقش ماریان بار اصلی این فیلم را به دوش می‌کشد. بینوش یکی از بازیگرانی است که با میمیک صورت و موتیف‌های رفتاری خاص خود می‌تواند به‌راحتی احساسات خود را به مخاطب بقبولاند. همین امر هم نقطه قوت این فیلم است و بینوش در بسیاری موارد بدون نیاز به دیالوگی توانسته احساسات ماریان را به مخاطب القا کند. مخاطب با او و احساسی که او در ارتباط با دیگران دارد هم‌ذات‌پنداری کند. بازیگران نقش‌های دیگر هم در این فیلم اگرچه همگی نابازیگرند، اما به‌خوبی توانسته‌اند مخاطب را با خود همراه کنند. هم‌ذات‌پنداری و درک شخصیت‌ها مهم‌ترین اتفاقی است که در این فیلم رخ می‌دهد و تماشای آن را آسان می‌کند.

در این میان شاید عده‌ای بگویند کاش کارگردان به‌جای تمرکز بر زندگی ماریان به زندگی این قشر فراموش‌شده تمرکز کرده بود. کاش زمان کمتری به ماریان و زمان بیشتری به شخصیت‌های دیگر داده شده بود و بدین‌وسیله اهمیت توجه به این قشر بیشتر می‌شد. اما می‌توان اینگونه گفت که کارگردان و آقای کارر به عمد روایت اصلی را به ماریان داده تا نشان دهد عده‌ی زیادی از مخاطبان هم درست به مانند ماریان بعد از تمام شدن کارشان با این شخصیت‌ها یا همان پایان یافتن فیلم به سوی زندگی خود می‌روند و بار دیگر دنیای این قشر را فراموش می‌کنند. افرادی که فقط به‌دنبال خواسته‌ی خود هستند و اهمیت چندانی به احساسات این قشر فراموش‌شده اما زحمت‌کش نمی‌دهند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟