سابقهی «تیم فدرل» را میتوان در ادبیات و تئاتر و سینما جستوجو کرد. او در ادبیات کودکان، در تئاتر موزیکال برادوی و در سینمای کودک و انیمیشن آثاری در خور دارد. احتمالاً مخاطبان آثار انیمیشن با فیلم «فردیناند»، محصول ۲۰۱۷، آشنا هستند. تیم فدرل نویسندهی این انیمشین کودکانه و زیبا بود که حتی بابت آن توانست کاندید دریافت گلدن گلوب و اسکار نیز شود. او در اثر جدید خود از آن حالوهوای کودکانه بیرون نیامده است. فدرل قرار است مخاطب خود را از پیتسبورگ تا خیابانهای نیویورک بههمراه کاراکتر نوجوان خود همراه کند.
«نیتن» از همان ابتدای فیلم بهگونهای شخصیتپردازی شده که پسری شاد، مثبتاندیش و در عین حال رویاپرداز معرفی میشود. فدرل تکلیف خود را در ۱۰ دقیقهی ابتدایی فیلم با مخاطب روشن میکند. مخاطب در برابر پسر بچهای قرار دارد که همهی ذهناش فانتزی رفتن روی استیج و اجرای کاری موزیکال است. کارگردان بی آنکه بخواهد بهدنبال کلیشهها باشد، قرار است داستان نیتن فاستر را روایت کند که در موزیکالهای کلاسیک هالیوود و برادوی رویاپردازی میکند. کار خوب کارگردان در این فیلم بهتصویر کشیدن همین فانتزیهاست؛ بیآنکه بخواهد او را وارد کلیشههای رایج آثار کودکانه و تینیجری کند.
شخصیتپردازی کاراکتر نیتن یکی از پایههای مهم راحتالحلقوم بودن این فیلم است. ما در این فیلم با گره کوری که باید توسط کاراکتر باز شود روبهرو نیستیم. هر آنچه که میبینیم شادیها و ذوق یک پسر ۱۳ ساله است که خیلی سبکبال بهسوی رویاهایاش میرود. از آن سو پیرنگهای فرعی نیز با ایجاز کامل در کنار مسیر اصلی روایت گام برمیدارند؛ از پدر و مادر تا خالهای که یک بازیگر ناموفق و شکستخورده است.
هر فیلم را باید در ساختاری که کارگردان در نظر دارد تماشا کرد. تیم فدرل در لابهلای دیالوگها به همین موضوع هم اشاره میکند. او از زبان کارگردان تئاتری که از نیتن تست میگیرد چنین میگوید؛«توی کارهای موزیکال از واقعیت جدا میشی». این فیلم نیز وابسته به همین جمله است. مخاطب گاه در رویای نیتن است و گاه در آن دنیایی قرار دارد که کارگردان خلق کرده است. میتوان بهسادگی چنین گفت که مخاطب در طول فیلم قرار است از کودکی یک کودک لذت ببرد.
اینکه ما در پایان فیلم از شادی نیتن شاد میشویم به این دلیل است که کارگردان دنیای فانتزی کودکانه را میشناسد. یک فیلمساز باید روی ژانری که قرار است تحت آن فیلماش را بسازد تسلط داشته باشد. تیم فدرل هم روی استیج برادوی بوده است، هم در ادبیات کودک کتاب دارد و هم در سینما اثر موزیکال و انیمیشن نوشته است. بهطور حتم با امیدواری میتوان به کارهای آیندهی این کارگردان امیدوار بود. شاید اثر بعدی او یک انیمیشن به زیبایی فردیناند باشد و شاید موزیکالی دیگر در دنیای کودکانه را روی صحنه ببرد. دیزین با این اثر نشان داد که هنوز هم میتوان در لابهلای آثار لوس و نخنما فیلمی کودکانه با همان فانتزیها و رویاپردازیهای یک کودک را روی پرده برد. فقط باید گام اول را درست برداشت و آن چیزی نیست جز اعتماد به کارگردانهایی که روی ژانر مورد نظر تسلط کافی دارند و دنیای کودکان را همچون یک کودک مینگرند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.