پوستر فیلم زیر دریایی از نور

زیادی آن را دوست داشتم

زیر دریایی از نور
Beneath a Sea of Lights
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

مردی سیاه‌پوست در آینه‌ی دستشویی فرودگاه در حال تمیز کردن خاک کت‌وشلوار خود است. خونِ گوشه‌ی لب‌اش را نیز با دستمال تمیز می‌کند. سپس در حالی که سعی می‌کند اضطراب و آشفتگی خود را پنهان کند به سمت ورودی‌های هوشمند فرودگاه حرکت می‌کند. اما کمی بعد این اضطراب توجه مأموران را جلب می‌کند. «کَویز» مانند چندین هزار مهاجری‌ست که برای بهتر کردن زندگی خود به دبی سفر کرده‌اند. او با مهارت خود در تعمیرات بیلبوردهای بزرگ خیابان‌ها و با صداقت رفتارش شناخته می‌شود اما زمانی که با مردی سفیدپوست آشنا می‌شود همه‌چیز برای او تغییر می‌کند.
از سال ۱۹۷۱ که کشور «امارات متحده‌ی عربی» توانست خود را مستقل از کشور انگلستان کند چنان با سرعت و شدت در حال درنوردیدن عرصه‌های مختلف است که نوبتی هم که باشد نوبت سرمایه‌گذاری بر روی سینماست. سینمای امارات متحده‌ی عربی تاکنون هیچ ظهور و بروزی نداشته است. احتمالاً یکی از دلایل‌اش مشغولی آنها برای رساندن خودشان به دنیای ابرقدرت‌های جهان بوده است حتی اگر شده با خرید یک تیم برتر انگلستانی. از سال ۱۹۹۰ بود که سینما شروع به جان گرفتن در این کشور کرد، چنانکه امروزه تعداد سینماهای بزرگ و حرفه‌ای آن آنچنان زیاد شده است که دیگر هیچ مخاطبی برای دیدن فیلم روزِ مورد علاقه‌ی خود نیاز به صبر کردن ندارد. فستیوال بین‌المللی فیلم دوبی نیز که از سال ۲۰۰۴ افتتاح شد، هر ساله در ماه دسامبر؛ میزبان فیلم‌هایی از سراسر جهان است و توانسته در پیشبرد فرهنگ فیلم‌سازی در این کشور کمک‌کننده باشد. از اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ بود که ساخت فیلم‌های هالیوودی و بالیوودی نیز در این کشور شروع شد؛ نمای معروف فیلم «مأموریت غیرممکن» که تام‌کروز در حال بالا رفتن از یکی از برج‌های این کشور است نه تنها تبلیغی جهانی برای خود کشور تازه ساخته شده‌ بود بلکه توانست راهی آسان‌تر برای مطرح شدن در این عرصه نیز برای آنها فراهم کند. اما تأکید بر ساخت فیلم‌های کوتاه در این کشور شاید اولین قدم مهم آنها بود که به درستی برداشته شد تا بتواند آینده‌ی سینما را در این کشور تضمین کند. چنانکه کارگردان فیلم «زیر دریایی از نور» نیز کار خود را با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرده و همین تجربه چراغ راه او بوده است برای ساخت این فیلم.
فیلم «زیر دریایی از نور» با دنبال کردن شخصیت کَویز از همان ابتدا ما را به راحتی با این شخصیت همراه می‌کند. کویز مردی جوان است که برای پرداخت هزینه‌های درمان مادرش به این کشور آمده است. او با تعمیر لامپ‌های بیلبوردهای بزرگی که در آنها همواره تبلیغ عطرهای فوق‌العاده، ماشین‌های مدرن و ساعت‌های مچی لوکس قرار گرفته است، رفته‌رفته رویای داشتن این وسایل را در سرش رشد می‌دهد، چنانکه زمانی که مردی سفیدپوست خود را به او نزدیک می‌کند تا از مهارت‌های او استفاده کند دیرزمانی نمی‌گذرد که کویز دچار تغییر می‌شود. مسیر روایت فیلم به خوبی و بدون توجه به حواشی و افزودن بی‌جهت شخصیت‌های اضافی، تنها با پرداختن به چند شخصیت اصلی‌ می‌تواند همراهی ما را با آنها باعث شود. کویز کسی که نه تحصیل کرده است و نه یاد گرفته است چگونه با انسان‌ها ارتباط برقرار کند در میان این دنیای لوکس گرفتار شده است و سعی می‌کند خود را با آن همراه کند. مسیر تغییر کویز از مردی ساده و باصداقت به سمت مردی که به دنبال آرزوهای خود می‌خواهد هر کاری انجام دهد واقع‌بینانه صورت گرفته است چنانکه به راحتی می‌توان تغییر رخ داده در آن را باور کرد.
توجه کارگردان تازه‌کار این فیلم به نکات ریز داستان خود و نشان دادن ساده‌ی تمام وجوه رفتاری شخصیت‌های خود درکنار بهره بردن از فضای لوکس شهر دبی باعث شده است تضاد نشان داده شده میان این انسان قدیمی با دنیای جدید به وضوح قابل‌رویت باشد. و همین امر نیز دلیل دیگری باشد برای سهولت در همراهی با آن و لذت بردن از دیدن آن. البته که بازی بازیگر نقش کَویز و مهارت او در القای احساسات شخصیت خود به ما یکی دیگر از مهم‌ترین اتفاقات این فیلم است که منجر به همراهی ما با آن شده است.