پوستر فیلم بل و سباستین: نسل جدید

خاطره‌بازی با سگ سفید دوست‌داشتنی

بل و سباستین: نسل جدید
Belle and Sébastien: The New Generation
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برخی عنوان‌ها تا به گوش می‌رسند خنده‌ای شیرین بر لب مخاطب نقش می‌بندد. «بل و سباستین» یکی از همین عناوین است. مخاطبان دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی و دهه‌ی ۱۳۶۰ خورشیدی با شنیدن این نام پسرک پر جنب‌و‌جوش و سگ بزرگ و سفیدی را به‌یاد می‌آورند که در کوه‌های فرانسه و در مرز ایتالیا در هر قسمت ماجراجویی جدیدی را از سر می‌گذراندند. فرانسوی‌ها به تأثیر و محبوبیت این کاراکترها بسیار واقف هستند. به‌همین سبب است که در دهه‌ی ۲۰۱۰ بار دیگر سه‌گانه‌ای را برای بل و سباستین روی پرده بردند. داستان این دو کاراکتر معروف به دهه‌ی ۱۹۶۰ و داستان زیبای خانم «سسیل اودری» بازمی‌گردد. اودری این داستان را از روی یک مجموعه‌ی تلویزیونی که اتفاقاً فرزند خودش در نقش سباستین بازی می‌کرد الهام گرفته بود. اما این محبوبیت محدود به مرزهای فرانسه نشد و در دهه‌ی ۱۹۸۰ انیمه‌ی ژاپنی آن نیز ساخته شد. پس از این انیمه بود که بل و سباستین تبدیل به یکی از محبوب‌ترین کاراکترهای کارتونی شدند. بل سگی سفید از نژاد پیرنه در کوه‌های فرانسه است که خصلتی مستقل و نگهبان دارد. سباستین نیز پسری کوچک است که در بزنگاهی با بل آشنا می‌شود و داستان آن‌ها در دل کوهستان شکل می‌گیرد. در سه‌گانه‌ی قبلی بیشتر به دوران جنگ جهانی و تقابل نیروهای مقاومت فرانسه و ارتش نازی پرداخته شده بود. اما در اثر جدید به کارگردانی «پیِر کوره» همه‌چیز در زمان حال می‌گذرد.
کارگردان اثر خود را از دل شهر آغاز می‌کند. سباستین به‌همراه مادر مجرد خود زندگی می‌کند. چند نما از او در کنار دوستان‌اش و آن حس حفاظت از افراد ضعیف چیزی‌ست که کارگردان به مخاطب نشان می‌دهد تا کاراکتر نوجوان را کم‌و‌بیش بشناسد. اما ضربآهنگ فیلم یکی از مشکلات آن است. این چند نما و سکانس از معرفی شخصیت سباستین آن‌قدر برش دارد و آن‌قدر مملو از عجله است که مخاطب را دچار سرسام می‌کند. مخاطب چنین اثری نیاز دارد تا به‌آرامی وارد فضای قصه شود و از آن لذت ببرد. در هر حال سباستین پس از درگیری با چند پسر بزرگ‌تر از خود، مادر را مجبور می‌کند به‌دلیل سفر کاری به پراگ برای چند روز او را به نزد مادربزرگ و خاله‌اش بفرستد. کارگردان در اینجا نیز سعی دارد با انبوهی از برش‌ها تا جایی که می‌تواند قصه را سریع‌تر به پیش ببرد. این ضربآهنگ بالا در معرفی بل نیز مشهود است. گویی کارگردان دوست دارد قصه را هر چه سریع‌تر به تقابل این دو کاراکتر با یکدیگر برساند. اما از آن‌سو نیز قصد دارد مخاطب در دل روایت غرق شود. این تناقض ذهنی کارگردان باعث ایجاد پاردوکس در ذهن مخاطب نیز می‌شود. مخاطب نه کاراکترها را به‌خوبی درک می‌کند و نه می‌تواند رخدادها را در ذهن حلاجی کند. همین باعث می‌شود پیرنگ زیبای او تبدیل به اثری پر از برش‌های غیر ضروری و نابه‌هنگام شود.
اما این را نباید از نظر دور داشت که این اثر باز هم می‌تواند مخاطب را دچار نوعی شعف کند. کاراکتر سگ‌های نژاد پیرنه همین است. هنگامی که این سگ نگهبان در قاب دوربین قرار بگیرد تبدیل به همان جانور دوست‌داشتنی‌ای می‌شود که کاراکتر انسانی بی هیچ مرزی همراه او می‌شود. شاید از این اقتباس جز همان شات‌هایی که بل و سباستین در حال بازی در کوهستان هستند چیزی در ذهن باقی نماند، اما این اثر باز هم نشان داد که مخاطب همچنان تشنه‌ی تماشای دوباره‌ی کاراکترهای داستانی محبوب‌اش در قاب سینماست.

واکنش سریع

واکنش تو به این نقد

بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر می‌کنی.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟