پوستر فیلم بل

هر اتفاقی بیوفته من عقب نمی‌کشم

بل
Belle
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۳
نویسنده سارا

«سوزی» دختر نوجوانی است که با صورت کک‌ومکی خود نه نسبت به خود احساس خوبی دارد و نه اعتماد به نفس کافی برای بودن در کنار هم‌کلاسی‌های‌اش را دارد. او همواره تنهاست. تنها به مدرسه می‌رود و تنها نیز بازمی‌گردد. تنها دوست او دختری -هیرو چان- عجیب است که خود را با کامپیوتر و فضای مجازی سرگرم کرده است. یک روز اما هیرو چان از یک برنامه‌ی هوشمند برای سوزی حرف می‌زند که سوزی در آن می‌توان هر کسی که می‌خواهد باشد و هر کاری که می‌خواهد انجام دهد. سوزی وارد این دنیای مجازی می‌شود و خود را در آنجا «بل» می‌نامد.

کسانی که وارد دنیای انیمه نشده‌اند نمی‌توانند این دنیا و علاقهمندان آن را درک کنند. چرا که تا همین چند سال پیش نیز من هم جزو افرادی بودم که همیشه متعجب از این همه طرفدار تعصبی انیمه بودم‌. تا اینکه به پیشنهاد دوستان با انیمه‌های میازاکی شروع به پرواز در این جهان عجیب، غیرقابل‌تصور و بی‌نهایت کردم و خود را غرق در آن دیدم. به همین جهت هم برای دیدن انیمه «بل» بسیار هیجان‌زده بودم. چرا که مگر می‌شود کسی عاشق دنیای انیمه باشد و «مامورو هوسودا» را نشناسد. هوسودا با انیمه‌ی خود در سال ۲۰۰۶ به نام «دختری که در زمان پرش می‌کرد» استعداد و توانایی خود را در ساخت انیمه‌های خلاقانه نشان داد. روایت داستانی عاشقانه و جذاب که ما را هم به مانند ماکوتو در زمان به پرش وا می‌داشت. البته که هوسودا پیش از این انیمه نیز چندین انیمه‌ی «دیجیمون» را ساخته بود اما در واقع این انیمه بود که توجه مخاطبان و منتقدان را به او جلب کرد. سپس در سال ۲۰۰۹ انیمه «جنگ‌های تابستانی» را ساخت. انیمه‌ای که در درون‌مایه شباهت بسیاری به انیمه «بل» دارد و هر دو درباره‌ی فضای مجازی و اثر آن بر روی استفاده‌کنندگان آن است. انیمه «فرزندان گرگ» محصول ۲۰۱۲ اما بار دیگر خلاقیت هوسودا را برای ساخت دنیایی نو نشان داد. در ادامه هوسودا در سال ۲۰۱۵ با «شاگرد و هیولا» و در سال ۲۰۱۸ با «میرای» توانست باز هم علاقهمندان خود را خوشنود کند. حال در سال ۲۰۲۱ اما او با تجربه‌ی چندین ساله‌‌ی خود داستانی را روایت می‌کند که به نوعی شکل بلوغ یافته‌ی انیمیشن «جنگ‌های تابستانی‌» است و خلاقیت دنیای «فرزندان گرگ» را دارد. با این حال من فکر می‌کنم هنوز هم هوسودا توانایی‌هایی بیش از این را در خود دارد.

انیمه «بل» با همان سکانس ابتدایی ما را مبهوت خود خواهد کرد. سکانسی که ما را وارد دنیای مجازی‌ای می‌کند که «یو» نام دارد. تصاویری رنگارنگ با شخصیت‌های بسیار که هر یک مانند توده‌هایی در هم و برهم بدون هیچ هدفی به دنبال هم می‌گردند و تنها زمانی که بل صدای خود را بلند می‌کند و آواز زیبای‌اش را می‌خواند همگی از حرکت ایستاده و تنها گوش می‌کنند. درست به مانند شخصیت‌های بی‌هدفی که ما در دنیای مجازی می‌بینیم که چگونه زمان خود را با تماشای این صفحه یا آن صفحه به صورت افراطی هدر می‌دهند. سپس داستان به نوعی فلش‌بک شده و روایت خود را از چگونگی ورود سوزی به این دنیا نشان می‌دهد. شخصیت سوزی هم دقیقاً شخصیت بسیاری از نوجوانان امروزی است که همگی در درون تنها هستند و تنها برای دیده شدن به فضای مجازی روی آورده‌اند. فضایی که هر اندازه هم زیبا و ستودنی باشد باز هم مجازی و دروغین است و نمی‌تواند به هیچ کس به طور واقعی کمک کند. هوسودا به طور مشخص روایت داستان خود را بر این اساس قرار داده است و می‌خواهد از مضرات فضای مجازی و فشارهایی که می‌تواند در درازمدت بر استفاده‌کنندگان آن وارد آورد حرف بزند. اما در این میان او امید خود را هم از دست نمی‌دهد و می‌خواهد از میان این فضای غیرواقعی، احساسات واقعی افراد را هم بیرون بکشد و به ما نشان دهد که انسان می‌تواند از هر امکاناتی استفاده‌ای بهتر و زیباتر هم کند.

انیمه «بل» به صورت کاملا آشکار از احترام خود به انیمیشن قدیمی «دیو و دلبر» حرف می‌زند. تمام سکانس‌هایی که بل با شخصیت گرگ‌مانند درون فضای یو دیده می‌شود تداعی‌کننده‌ی این انیمیشن قدیمی است. حتی در زمان‌هایی آنقدر به این انیمیشن نزدیک می‌شود که به یاد نیاوردن سکانس‌های انیمیشن «دیو و دلبر» برای ما سخت خواهد بود. از این رو داستان در میانه‌های خود کمی دور از انتظار می‌شود آن هم برای انیمه‌سازی چون هوسودا اما کمی بعد او خود را از میان این سکانس‌ها خارج کرده و دوباره آن خلاقیت و جذابیت دنیای خود را به ما نشان می‌دهد و در سکانس‌های پایانی کاملاً روایتی از داستان‌های خود را به تصویر در می‌آورد و می‌تواند بار دیگر ما را از دیدن تصاویر و داستان‌اش خوشنود کند.