چیزی که فیلم نبود
برای بسیاری از آثار میتوان مقدمهای نوشت و با استفاده از آن مقدمه به درون فیلم ورود کرد. اما هستند آثار بسیاری که حتی این راه را هم میبندند تا بهسختی بتوان در مورد فیلم نبودنشان صحبت کرد. این فیلم قرار است با نامی دهانپرکن بهسراغ عدهای سرباز انگلیسی برود که در یک نبرد به اسارات آلمانیها در میآیند و در نهایت با فداکاری یکی از آنها بهسوی دانکرک فرار میکنند. از همان صحنهی ابتدایی و دیدن آن صحنهی جنگلی عریان میتوان حدس زد که با چه فاجعهای روبهرو خواهیم بود. جلوههای صوتی اشتباهی که صدای تیر تفنگ بادی را بهجای تفنگ جنگی بهکار برده و باعث شده تا صحنههای نبرد تبدیل به فکاهی شوند.
این فیلم حتی مانند آثار دانشجوهای ترم اولی که تازه با اصطلاحات سینمایی آشنا شدهاند هم نیست. کل بازیگران چنین اثری حدود ده نفر و ده نفر هم سیاهی لشگر هستند که شاید در محدودهای یک هکتاری کل صحنههای فیلم را برداشت کردهاند. انتظار نباید داشت که با آن مقدمه بخواهیم در مورد داستان فیلم و شخصیتها صحبت کنیم، چون نه روایتی وجود دارد و نه شخصیتی. احتمال این هم هست که همهی عوامل آشنایی قبلی با هم داشتهاند و برای کمتر کردن هزینههای فیلم قرار شده که دوستان با هم صحنهها را در بیاورند.
برای آنکه بتوانم روی سازندهی این فاجعهی تصویری تسلط داشته باشم، بهسراغ تجربههای فیلمسازی او رفتم که به سه کار در سه حوزهي مختلف برخوردم؛ سه فیلم در مورد «مسیح»، «داوینچی» و «مایکل جکسون». مذهب، نقاشی و موسیقی. اما نکتهی قابل توجه، اثر دیگریست که آن هم در سال ۲۰۲۰ ساخته شده و عیناً همین بازیگران در آن به ایفای نقش میپردازند. حدسی که در پاراگراف بالا زده بودیم، ظاهراً درست از کار در آمده و آقای «بن مول» بهیکباره با تعدادی از دوستان خود هوس ساخت آثار جنگی کرده است. البته که با این دید، هر کسی میتواند با بودجهای بادآورده به ساخت یک اثر بپردازد.
این فیلم از هر زاویهای اثر ویران و ازدسترفتهای است. کارگردان با دیدن سِری «مردی بهنام ایپ» یا فیلم کلاسیک «فرار بهسوی پیروزی» و احتمالاً چند فیلم از «اسکات ادکینز» و با استفاده از نام دهانپرکن «دانکرک»، شروع به ساخت این فیلم کرده است. جز این چیزی به ذهن خطور نمیکند. چون هر اثر ضعیفی هم یک پلات دارد و فیلمنامهای که بشود روی آن تکیه کرد و ضعف فیلم را بر آن اساس بررسی کرد. اما در این فیلم و در هر صحنه حضور هیچ کدام از ارکان بستنِ یک قاب معمولی را هم شاهد نیستیم. متأسفانه باید گفت که یک ماراتن دیگر برای فیلم بعدی آقای «بن مول» انتظار ما را میکشد و باید دید این بار چه بخشی از جنگ جهانی دوم را در قاب مضحک خود قرار داده است.