پوستر فیلم قبل، اکنون و بعد

همچون نسیم میان زندگی

قبل، اکنون و بعد
Before, Now & Then
محصول ۲۰۲۲ – اندونزی
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

دیگر باید گفت «کامیلا آندینی» روایتی شاعرانه از سینما دارد و هر بار با آثار خود مخاطب را در مرزی میان تخیل و واقعیت معلق می‌کند. اثر زیبای «یونی» را فراموش نکرده‌ایم. آندینی در فیلم قبلی روایتی از اکنون اندونزی و فشارهای وارد بر دختری نوجوان در خانواده‌ای مسلمان را روی پرده برده بود. او در اثر جدید خود کاراکتری با نام «نانا» را مقابل ما قرار می‌دهد و در اوج تنش‌های سیاسی اندونزی همراه او می‌شود.
آندینی برعکس فیلم قبلی خود، در این فیلم به‌اندازه‌ی گذر یک لاک‌پشت در مسیری جنگلی ضربآهنگ خود را پائین آورده است. دوربین او از ابتدا تا انتهای فیلم همراه نانا در حال پیمودن مسیر میان رؤیا، کابوس و حقیقتی مبهم است. آندینی از اثر اول خود، «آینه‌ها هیچ‌گاه دروغ نمی‌گویند»، همیشه از چند المان ثابت استفاده کرده است؛ شعر، آینه و واگویه‌های کاراکتر اول. نانا در این فیلم درست همانند دیگر کاراکترهای فیلم‌های کامیلا آندینی زنی سرگردان میان باورهای سنتی، تنش‌های سیاسی و هویت‌مندی خود است. ما از زمانی با نانا رو‌به‌رو می‌شویم که همراه خواهر خود و در میان جنگل در حال فرار است. نوزادی در آغوش دارد و بی آنکه پشت سر خود را نگاه کند، فراری است. تصاویری محو از همسرش را در میان جنگل می‌بیند و در حال واگویه‌ای عاشقانه است. موسیقی متن از همان ابتدا در میان نماها در حال آمدن و رفتن است؛ فید-این و فید-اوت صدا باعث تعلیق بیشتر می‌شود.
نانا زمان را خطی نمی‌بیند: او گذشته و حال و آینده را درست مقابل چشم خود می‌بیند. دختر خردسال‌اش هم‌زمان در قامت یک نوجوان او را همراهی می‌کند و گذشته‌ی ویرانگر چون رؤیایی میان کابوس او را هراسان از خواب بیدار می‌کند. در فیلم خانم آندینی تصاویر تبدیل به بندهای یک غزل می‌شوند؛ غزلی عاشقانه و شاید مملو از درد برای زنی که می‌خواست زن باشد. نانا در میان این تصاویر گم است و می‌خواهد خود را پیدا کند. زمانی که دختر خردسال‌اش از او علت غمگینی‌اش را جویا می‌شود، نانا در پاسخ چنین می‌گوید که اگر رازی نباشد، خوشحالیم. نانا خود تعبیر این جمله است و تلاش می‌کند هویدا شود، بی‌آنکه نقطه‌ای پنهان در زندگی‌اش باشد.
آندینی در این فیلم کاملاً زیرکانه باز هم به زن می‌پردازد. شاید دیگر باید بپذیریم که از طریق لنز دوربین آندینی می‌توانیم گذشته و حال و آینده‌ی زن‌های اندونزیایی را از فرسنگ‌ها دورتر درک کنیم. او در یک اثر تقابل تحجر و زندگی یک دختر نوجوان را همچون تراژدی به‌تصویر می‌کشد و در اثری دیگر زنی را میان تمام کشمکش‌های جامعه‌ی اندونزی تبدیل به شاعر زندگی خویش می‌کند. نانا در این فیلم زن فلک‌زده و مصیبت‌کشیده‌ی جامعه‌ای متحجر و تک‌بعدی نیست. اگر اینگونه بود که دیگر کاراکتر اول فیلم خانم آندینی نمی‌شد. نانا خود زن عصیان‌گر است. او به‌آرامی هویت خود را می‌سازد و مکمل او کاراکتری با نام «اینو» است که همچون مرشدی راه‌بلد همراه او می‌شود. اینو نه یک زن اغواگر، که یک قصاب است. اینو با دستانی آغشته به خون گل می‌کارد و آرامش را به نانا هدیه می‌دهد.
فیلم خانم آندینی به‌تنهایی قادر نبود این همه قاب زیبا و سکون دوربین را تبدیل به روایتی شاعرانه کند. موسیقی متن این فیلم ستون محکم روایت است. از طریق موسیقی این اثر و خاموشی محض طبیعت پیرامون است که حصارهای زمان از اطراف نانا برداشته می‌شود و همه‌ی زیست او را مقابل خود می‌بینیم؛ بی‌آنکه نیازی به فلش‌بک باشد. این اثر اقتباسی روایتی از زندگی حقیقی زنی با نام «نانا» در دهه‌ی ۱۹۶۰ اندونزی است. شاید اثر سینمایی بسیار غنی‌تر از اثر نوشتاری مخاطب را در پس و پیش زندگی نانا قرار می‌دهد. و در پایان باید گفت که ظهور فیلم‌سازان جوان و مؤلفی چون کامیلا آندینی ما را به آینده‌ی سینما بیش‌از‌پیش امیدوارتر می‌کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟