طبق افسانههای دانگون در ادبیات کره زمانی که خرسها درمنه و سیر بخورند تبدیل به انسان میشوند. فیلم «مرد خرسی» نیز با قابهایی انیمیشنی از این افسانه آغاز میشود. پس از این قابها به دههی ۱۹۹۰ میرویم که یک گروه تحقیقاتی در حال مراقبت از دو توله خرس هستند. بهیکباره سیگنال این دو توله خرس قطع میشود و پس از وقفهای کوتاه دوباره سیگنال بازمیگردد و حال آنها یکی از این تولهها را در قامت یک پسربچهی عریان پیدا میکنند. آقای «پارک سونگ-کوآنگ» قرار است بر اساس زندگی این دو پسربچهی خرسی روایتی کمدی-اکشن را روی پرده ببرد.
اولین و شاید مهمترین رکنی که باعث شده کمدی این روایت مخاطب را با خود درگیر کند انتخاب درست بازیگرانی است که پیشینهی خوبی در این ژانر دارند. همهی کاراکترهای این اثر دارای موتیفهایی هستند که تکرار آنها باعث میشود مخاطب هر بار آنها را در یک قاب مشاهده کند ناخودآگاه خنده بر لباناش نقش ببندد. مخاطب سینمای کمدی میانه چیزی جز این از یک روایت کمدی انتظار ندارد. هم کارگردان و هم بازیگران آنقدری ژانر کمدی را تجربه کردهاند که بتوانند بهراحتی موقعیتهای کمدی را خلق کنند.
اما نکتهی آزاردهنده در این اثر سکانسهای اکشن آن است. کارگردان سعی دارد همهی بار فیلم را روی بخش کمدی بگذارد و در نتیجه از پروراندن سکانسهای اکشن باز میماند. آقای پارک در سکانسهای اکشن برشهای بسیار بدی دارد و نمیتواند هیجان فیلم را آنگونه که باید به مخاطب انتقال دهد. در نتیجه روایت در پردهی سوم خود گویی دچار خودبلعی میشود و ابتر باقی میماند. هرچند کمدی فیلم آنقدری خوب است که مخاطب با توجه به این ضعف بزرگ باز هم از اثر لذت ببرد، اما خود آقای پارک هم میداند که چنین ضعفی چقدر میتواند به کلیت روایتاش ضربه بزند.
این فیلم را صرفاً میتوان یک کمدی مفرح دانست. کارگردان کرهای با استفاده از بازیگران حرفهای در ژانر کمدی و شخصیتپردازی خوب و مهمتر از همه درک درست از موتیفهای سینمایی توانسته مخاطب سینمای کمدی را سرگرم کند. پارک در اثر جدید خود نشان میدهد که چگونه میتواند در سینمای کمدی خوش بدرخشد.
در باب سینمای کمدی کرهی جنوبی بسیار گفتهایم. بد نیست در مرور این اثر هم عنوان کنیم که کرهایها برای درگیر کردن بیشتر مخاطب غیرکرهای با کمدیهایاشان سعی کردند ساختار زبان کمدی و زبان بدن را دچار تغییرات سینمایی کنند. در نتیجهی این درک متقابل و پس از دو دهه اکنون کمدیهای کرهای همانقدری که مخاطب کرهایزبان را میخندانند باعث درگیر شدن مخاطب جهانی نیز میشود. مسیر درست تبدیل شدن صنعت سینمایی به یکی از بخشهای پولساز و موفق یک اقتصاد را باید فقطوفقط در سینمای کره ی جنوبی جستوجو کرد. این اثر و آثاری از این دست همگی نتیجهی گام برداشتن درست در مسیر سینماست؛ بدون سانسورهای ایدئولوژیک و فرهنگی. گویی در سینمای کرهی جنوبی همهچیز در خدمت هنر سینماست و بههمین سبب است که اگر آثار تجاری میتوانند مخاطب را سرگرم کنند، آثار فیلمسازانی چون کیم کی-دوک فقید هم قادر هستند به او نیش بزنند. ترکیب این نگاهها باعث تنوع آثار در یک سینما میشود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.