پوستر فیلم بینز

من می‌خواهم مثل تو قوی باشم

بینز
Beans
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

«بینز» به همراه خواهر کوچک‌تر، مادر حامله‌ و پدرش در بخش بومی‌نشین ایالت کِبِک در کانادا زندگی می‌کند. او که تلاش می‌کند خود را برای رفتن به یکی از بهترین دبیرستان‌های این ایالت آماده کند اما با رخ دادن بحرانی بزرگ در منطقه‌شان دچار شک‌های فراوانی برای رفتن به این مدرسه و در کل برای نحوه‌ی زندگی آینده‌اش می‌شود. ماجرا از آنجا شروع می‌شود که حکومت برای ساخت یک زمین گلف قصد تخریب یکی از جنگل‌های این مردم بومی و حتی از بین بردن قبرستان‌ قدیمی آنها را می‌کنند. مردم موهاوک برای محافظت از این زمین و جنگلِ اجدادی خود دست به اعتراض می‌زنند اما این اعتراض شکلی وسیع پیدا کرده و اتفاقات بسیاری را رقم می‌زند.
فیلم «بینز» روایت بحران اوکا در سال ۱۹۹۰ است که در آن سفیدپوستان ایالت کبک برای تخریب یک زمین اجدادی برای منافع شخصی خود دست به کار می‌شوند اما مردم بومی که هنوز زمین و سرزمین برای‌شان از درجه‌ی اهمیت بالایی برخوردار است و حتی آن را مقدس می‌دانند در برابر این زیاده‌خواهی می‌ایستند. ایستادن و اعتراضی که به مدت ۷۸ روز طول می‌کشد. به طوری که این شهر به طور کامل محاصره شده و ورود و خروج به آن ممنوع می‌شود چنان که دیگر غذایی نیز برای خوردن در این منطقه یافت نمی‌شود. مردمان سفیدپوست شهرهای اطراف هم با پرتاب سنگ و ابراز خشونت‌های کلامی ورود این خانواده‌ها را به شهر و محل سکونت خودشان ممنوع می‌کنند و پلیس نیز بدون اینکه کاری انجام دهد تنها نظاره‌گر این خشونت‌هاست. از این رو بینز که در ابتدای راه ورود به دوران نوجوانی است با درک نکردن دلیل این خشونت‌ها و البته فشاری که این رفتارها بر روی او دارد تلاش می‌کند با دوست شدن با گروهی از نوجوانان بزرگ‌تر از خودش همانطور که خودش می‌گوید قوی‌تر شود و بتواند اثر بیشتری بر این حوادث بگذارد.
فیلم «بینز» دارای دو بخش است؛ یکی بخش داستانی آن که با دنبال کردن بینز تلاش می‌کند اثرات این اتفاق را بر او و خانواده‌ی او نشان دهد و بخش دیگر بخش مستند فیلم است که می‌خواهد با نشان دادن تصاویر واقعی از درگیری‌ها و مصاحبه‌های گوناگون با دو سوی ماجرا اثر رخداد این اتفاقات را بیشتر کند. از این روست که همچنان که گاهی این تصاویر واقعی می‌تواند در اثرگذاریِ بیشترِ روایت داستان مؤثر باشد گاهی نیز می‌تواند به عنوان عاملی شکننده بیننده را از داستان اصلی دور کند. اما از آنجا که «تریسی دیر» کارگردان و نویسنده‌ این فیلم تجربه‌ی ساخت اولین اثر سینمایی خود را می‌گذراند توانسته است تا آنجا که می‌تواند تعادل منطقی‌ای را در میان دو بخش فیلم خود ایجاد کند و در نهایت روایت خود را هر چه واقعی‌تر نشان دهد. این فیلم برای دیر نوعی فیلم شخصی نیز است چرا که او خود در میان این مردمان بومی زندگی می‌کند و همواره سایه‌ی نژادپرستی‌های متعصبانه‌ را بر سر خود حس کرده است. او با ساخت فیلم‌های مستند درباره‌ی مردم بومی خود وارد عرصه‌ی فیلم‌سازی شد و سپس با ساختن سریالی از نوجوانان موهاوکی به سرعت خود را در دل مردم جای داد. او که به خاطر فیلم «بینز» جوایز بسیاری را دریافت کرده است برای مقابله با نژادپرستی تلاش می‌کند. درون‌مایه‌‌ی اصلی اولین فیلم او نیز دقیقاً به همین دغدغه‌ی ذهنی او باز می‌گردد. خشونت‌های عریان و فریادهای متعصبانه‌ای که دیر در روایت فیلم خود نشان می‌دهد به خوبی از قصد او حرف می‌زنند. و البته که او در نشان دادن این تعصبات بهترین عملکرد را داشته است و سکانس‌های متأثرکننده و حتی ترسناکی را در میان تصاویر خود نشان داده است که می‌تواند اوج این نژادپرستی‌ها که خود منجر به ایجاد خشم و نفرت بیشتر می‌شود را به تصویر درآورد.