وقتی پسران هم نمیتوانند کاری کنند
«جاناتان» از اینکه مادر و پدرش شغلهایی معمولی ندارند و بسیار کم در کنار او هستند ناراحت است. او اما نمیداند پدرش سوپرمن است و مادرش با کمک به پدر برای حل مشکلات زمین و آسمان تلاش میکنند. این راز در روز تولد جان کشف میشود و سوپرمن پسر را برای دیدن شهر گاتهام به سفری هوایی میبرد. جان در آنجا با «دیمین»، پسر بتمن، دیدار میکند. کمی بعد با حملهی «استارو» این دو نوجوان باید پدران و تمام مردم را از خطری بزرگ نجات دهند.
ایدهی خلق شخصیتی با نام سوپرمن اولین بار در سال ۱۹۳۲ توسط دو پسر دبیرستانی داده شد. زمانی که «جری سیگل» و «جو شوستر» برای اولین بار در دبیرستان با هم آشنا شدند و تا سالها بعد با هم همکاری داشتند. آنها در سال ۱۹۳۸ این شخصیت را به طور رسمی ثبت کردند تا یکی از مهمترین شخصیتهای ابرقهرمانی جهان را ساخته باشند. آنها شاید هرگز باور نمیکردند تا سالهای بعد هنوز هم نام این کاراکتر بر روی صفحهی مجلات مختلف و سینماهای بزرگ دیده شود. در سال ۱۹۴۱ اولین بار این شخصیت وارد سینما شد و تاکنون بارها از کاراکتر او برای ساخت انیمیشن و فیلم استفاده شده است. اما آیا واقعاً تمام فیلمها و انیمیشنهایی که از این شخصیت ساخته شده است خلاقانه و جذاب است؟ واقعیت این است که شاید سیگل و شوستر تنها کسانی بودند که توانستهاند داستانی از این شخصیت خلق کنند که جذاب باشد. بیشتر روایتهای دیده شده از این شخصیت همان تکرار داستان اولیه است که در رنگها و شکلهایی متفاوت ساخته شده است. شخصیت «بتمن» هم که ساخته شده توسط دیسی است تنها یک سال بعد از رسمی شدن سوپرمن خلق شد، اما تا سال ۱۹۸۹ به طور مستقل وارد سینما نشد. برادران وارنر این شخصیت را سینمایی کردند. آنها در سال ۲۰۲۲ با کمک دیسی تلاش کردند با وام گرفتن شخصیتهایی چون پسر سوپرمن و بتمن داستانهای سینمایی خود را متحول کنند.
انیمیشن «بتمن و سوپرمن: جنگ ابرپسران» تنها کاری که انجام داده است این است که جای سوپرمن و بتمن را با پسراناشان عوض کرده است و دیگر هیچ. یعنی عملاً وجود پسران یا پدران در داستان تفاوتی در بطن روایت ایجاد نمیکند. به همین دلیل هم نمیتوان این انیمیشن را متفاوت از دیگر انیمیشنهای این شخصیتها دید. تنها تفاوت را میتوان در شخصیت ضدقهرمان و شرور داستان دانست. شخصیتی که اگرچه آن هم وام گرفته شده از داستانی دیگر است، اما توانسته تفاوتی هر چند کم را در بطن داستان ایجاد کند. وجود استارو به عنوان کسی که میتواند افراد را تسخیر کند و آنها را تبدیل به جزئی از خودش کند کمی این روایت را جذاب کرده است.
آشفتگی داستانی را میتوان در این انیمیشن دید. روایتی که خیلی آهسته شخصیتهای اصلیاش را که پسران هستند، معرفی میکند و در ادامه با حاشیه رفتن و نشان دادن آنها در مدرسه و داستانهایی چون قلدری اتفاقاتی غیرضروری را به داستان وارد میکند و مدام نشان دادن اصل داستان را به تعویق میاندازد. زمانی هم که روایت اصل خود را پیدا میکند و شخصیت قهرمان و ضدقهرماناش در برابر هم قرار میگیرند، خیلی سریع همهچیز طبق روال همیشه پیش میرود و قهرمانها پیروز میشوند. هرگز پرداخت چندانی هم رخ نمیدهد. با این حال از تصاویر نمیتواند ایرادی گرفت. تصاویری که پیشرفت تکنولوژی باعث حرفهایتر شدن هر چه بیشتر آنها شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.