نتفلیکس و فیلمهای تکراری باریبههرجهت او
«تومک باتکووییاک» یک امامای کار حرفهای است، اما در آخرین مسابقهی خود به شکلی باورنکردنی از رقیب شکست میخورد و برای همیشه این ورزش را ترک میکند. او که جوانی معروف بوده است باعث میشود مربیاش تمام زندگی خود را به خاطر این شکست ببازد و برادرش هم متحمل ضررهای فراوان شود. تومک برای دور شدن از اتفاق رخ داده از شهر و مردم شهر فاصله میگیرد و در کلبهای دور زندگی میکند. اما مرگ ناگهانی برادرش او را بار دیگر به شهر بازمیگرداند. مرگی که تومک متوجه عمدی بودن آن میشود.
کشور لهستان نیز مانند تمام کشورهای دیگر سینمای مستقلاش از سینمای جریان اصلی آن متفاوت است. هرچه فیلمهای سینمای مستقل در این کشور پرمایه، خلاق و دیدنی هستند فیلمهای جریان اصلی و باکسآفیس آن تکراری، بدون درونمایهی مشخص و پر از قهرمانان و ضدقهرمانان بی اصل و نسب هستند. اگر سینمای مستقل این کشور فیلمی مانند «سرزمین»، فیلمی که به تازگی آن را مرور کردیم، دارد و در آن تمام المانهای اصلی فیلمسازی به بهترین شکل ممکن دیده میشود و روایت غیرقابل پیشبینی و خلاقانه و حتی متعجبکنندهاش بیننده را به وجد میآورد، فیلمی مانند «باتکووییاک» نیز در بخش دیگری از سینمایاش دیده میشود که تنها میخواهد مخاطب ناآشنا به سینما را با روایتی تکراری و مملو از برشهای سریع و یک داستان به اصطلاح اکشن باریبههرجهت متوجه خود کند.
این فیلم قهرمانان و ضدقهرمانان بیهویتی دارد که طوطیوار همان کارهایی را انجام میدهند که مخاطب در بسیاری دیگر از فیلمهای جریان اصلی دیده است. کارگردان نوپای این فیلم، «دنیل ماکوویچ»، هیچ تلاشی برای هویت بخشیدن یا عمق بخشیدن به روایت خود انجام نمیدهد و اتفاقاً سرمایهگذارش هم او را به این کار تشویق میکند. چندین سال است که نتفلیکس با دیدن قابلیت بسیار بالای کشور لهستان به سینمای آن ورود کرده و سعی دارد جایی برای خود پیدا کند. کمپانیهایی مانند نتفلیکس تنها به دنبال درآمد هستند و علاقهای به ارزش بخشیدن به محتوای فیلمهای خود ندارند. سود این کمپانیها در آن است که روایتهای تکراری را در کشورهای مختلف به اشکال متفاوتی نشان دهند و انواع مخاطبان خام را به دنبال خود بکشانند تا با هزینهی کمتر درآمدی بیشتر داشته باشند. آنها مخاطبی را که فکر میکند، دانش سینمایی یا حتی دانش اجتماعی و فرهنگی دارد و نیاز به ایدههای جدید دارد نمیخواهد. این مخاطبان برای این کمپانیها هزینهی زیادی دارند، زیرا پروسهی ساخت یک فیلم از پیشتولید و تولید و پساتولید برای مخاطبی که فکر میکند زیاد است و زمان و بودجهی زیادی میخواهد. این کمپانیها نمیخواهند بودجهای مصرف کنند و تنها به درآمد آن میاندیشند. به همین دلیل هم کمپانیهایی مانند نتفلیکس با در دست داشتن یک پیرنگ کلی داستانی به این کشور و آن کشور سفر میکند و کارگردانان نوپا را گول میزند یا حتی میخرند تا با کمترین هزینه به بیشترین درآمدی که میخواهد برسد. فیلم «باتکووییاک» هم با پیرنگ اصلی تکراری و با جزئیاتی که هیچ دقتی برای نوشتن آنها نشده و پر از ایراد و ابهام است ساخته شده است. کارگردان این فیلم حتی بازیگران خوب لهستانی را هم در گروه خود دارد، اما از آنها هم نتوانسته به خوبی بهره ببرد و درنهایت با یک داستان ضعیف نمیتواند مخاطب را هم از خود راضی کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.