ریختوپاشهای سینمای لهستان برای آیندهای بهتر
«ماتئوس» با «ماگدا»، همسرش، و دختر کوچکاشان در خانهی مادر ماگدا زندگی میکنند. آنها چندین سال است که به دلیل عدم توانایی خرید خانه با هم در یک خانهی کوچک آپارتمانی گذران زندگی میکنند. ماتئوس اما امیدوار است با شرایط جدیدی که بانکداران ایجاد کردهاند بتواند یک وام بگیرد و خانهی رویایی خود و همسرش را بخرد. «آرتور» دوست ماتئوس هم برای جلوگیری از ورشکستگی در کارش امیدوار است از این وام استفاده کند. بانکداران و سرمایهگذراران بانک اما نقشهای دیگر برای مشتریان خود دارند.
تا کنون فیلمهای جنایی و هیجانانگیز مختلفی را در سینمای لهستان مرور کردهایم. فیلمهایی که در تمام آنها ما با شخصیتهای متعدد و ضربآهنگ بالایی روبهرو بودیم. این ضربآهنگ بالا در کنار شخصیتهای زیاد باعث میشد مخاطب نتواند به درستی با کاراکترهای داستان ارتباط برقرار کند. همهچیز آنقدر سریع رخ میداد که مجال تفکر دربارهی رفتارها و سیر داستان وجود نداشت. به همین دلیل هم این فیلمها هرگز نتوانستند از حد متوسط خود بالاتر روند. اگرچه در فیلمهای درام سینمای لهستان ما با روندی کاملاً متفاوت روبهرو هستیم و آهستگی و تأمل روایت بر شخصیتها باعث میشود مخاطب بهراحتی با آنها همراه شده و با همذاتپنداری با شخصیتها به درک درستی از داستان برسد.
مشکل اصلی فیلم «بانکداران کلاهبردار» نیز همین دو مورد است. شخصیتهای زیاد داستان باعث آشفتگی روایت شده است. اولین سکانسهای فیلم به صورت کوتاه سه دوست را نشان میدهد. اما بعد از آن داستان تنها پیگیر زندگی ماتئوس است. دو دوست دیگر رها میشوند و به آنها پرداخت درستی صورت نمیگیرد. آنها وجود ندارند تا اینکه در زمان مورد نیاز تنها برای اثرگذاری بر مخاطب وارد میشوند و خیلی زود و ناگهانی بار دیگر خارج میشوند. عملاً هیچ پرداختی در مسیر داستان برای آنها انجام نشده است. بانکداران و افرادی که در بانک کار میکنند هم نادیده گرفته شدهاند. درست است که روایت در نیمهی اول سعی کرده به «کارولینا» و شخصیت او نگاهی بیندازد، اما هرگز به طور عمیق او هم پرداخته نمیشود و علت رفتارها و این همه خباثت درونی او ذکر نمیشود. در نیمهی دوم او به کل فراموش میشود و داستان سرنوشت مشخصی را برایاش رقم نمیزند. ضربآهنگ فیلم نیز بالاست. اگرچه اتفاقات ساده هستند، اما برشها آنقدر بیدقت و سریع رخ میدهند که مخاطب گیج شده و نمیتواند به خوبی آنها را دنبال کند. مخاطب تا میخواهد با فضا و شخصیتهای بانکدار ارتباط برقرار کند ناگاه فیلم برش خورده و داستان از سویی دیگر نشان داده میشود.
فیلم ««بانکداران کلاهبردار» اما مانند بیشتر فیلمهای سینمای لهستان میزانسن خوبی دارد. این میزانسن هم بازیگران را شامل میشود و هم طراحی صحنه و لباس را. به نظر نمیرسد سینمای لهستان ترسی از هزینه کردن داشته باشد. بیشتر در فیلمهایی که در این سینما ساخته میشوند با بودجههای بالا و ریختوپاشهای گوناگون سعی دارد وجه گنگستری و جنایی داستان را واقعیتر نشان دهد. بازیگران همگی توانایی ایفای نقشهای خود را به بهترین شکل دارند. صحنه و لباسها هم با این شخصیتها همراهی میکنند و شاید اگر ضربآهنگ کمی پایینتر بود با همین روایت هم میشد فیلمی درخور و راضیکننده را به تماشا نشست. در نهایت باید گفت با این هزینههای هنگفت و بازیگران خوب میتوان آیندهای روشنتر را برای این سینما متصور شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.