پوستر فیلم بالتیمور

نفرتی پررنگ با ریشه‌هایی کم‌رنگ

بالتیمور
Baltimore
محصول ۲۰۲۴ - ایرلند، بریتانیا
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده سارا

فیلم «بالتیمور» روایت خود را بر زندگی «رز»، دختری جوان از خانواده‌ای ثروتمند بنا می‌کند که به ارتش جمهوری‌خواه ایرلند می‌پیوندد تا با مبارزه در راه آزادی، برای زندگی‌اش معنایی فراتر از زیست مرفه و بی‌دغدغه بیابد. او به همراه سه نفر دیگر، که یکی از آن‌ها معشوقه‌اش است، دست به سرقت نوزده تابلوی نقاشی از خانه‌ای اشرافی می‌زند و در ازای آن خواستار آزادی چهار زندانی سیاسی می‌شود. فیلم در ظاهر می‌کوشد روایتی سیاسی و روان‌شناسانه از زنی شورشی ارائه دهد، اما در عمل در ترسیم انگیزه‌ها و جهان درونی شخصیت اصلی خود ناکام می‌ماند.

جو لاولور و کریستین مالوی، فیلم‌نامه و کارگردانی اثر را بر اساس شخصیتی واقعی با نام «رز داگویل» شکل داده‌اند و تلاش کرده‌اند با تمرکز بر ذهن و خاطرات او، مخاطب را به درون این کاراکتر نزدیک کنند. روایت با استفاده از کابوس‌ها، رویاها و مونولوگ‌های درونی می‌خواهد خشونت، خشم و آشفتگی ذهنی رز را به تصویر بکشد، اما این تمرکز افراطی بر یک شخصیت، به بهای حذف دیگر عناصر روایت تمام می‌شود. دیگر کاراکترها، حتی اعضای گروهی که در مهم‌ترین کنش فیلم کنار رز حضور دارند، به تیپ‌هایی کم‌رمق و بی‌هویت تبدیل می‌شوند و هیچ‌گاه فراتر از همراهانی شعارگو و خشمگین پیش نمی‌روند.

مشکل اصلی فیلم، فقدان بنیان روانی قانع‌کننده برای شخصیت رز است. مخاطب هرگز به‌درستی درک نمی‌کند چرا دختری که در خانواده‌ای مرفه بزرگ شده، تا این اندازه از زندگی، خانواده و کشور خود متنفر است. گذشته‌ی رز تنها در چند اشاره‌ی کوتاه و مبهم خلاصه می‌شود؛ اشاره‌هایی که نه توان توضیح این نفرت عمیق را دارند و نه می‌توانند پیوندی منطقی میان زیست شخصی او و انتخاب مسلحانه‌اش ایجاد کنند. حتی رابطه‌ی سرد و بی‌رحمانه‌ی والدین با رز نیز بی‌ریشه باقی می‌ماند؛ تصمیم آن‌ها برای رها کردن فرزندشان در مسیر زندان، بدون پرداخت کافی، بیشتر شبیه یک ابزار روایی است تا نتیجه‌ی یک تعارض واقعی.

فیلم در بازنمایی خشونت و آشفتگی ذهنی شخصیت اصلی تا حدی موفق عمل می‌کند. کابوس‌ها و تصاویر ذهنی رز می‌توانند اضطراب و ناآرامی او را منتقل کنند، اما این خشونت تصویری جای خالی عمق روایی را پر نمی‌کند. آنچه باقی می‌ماند، روایتی است از خشم بدون خاستگاه؛ نفرتی که بیشتر نمایش داده می‌شود تا فهمیده شود. حتی علاقه‌ی رز به یکی از تابلوهای نقاشی و تأکید فیلم بر این دلبستگی، نه به غنای شخصیت کمک می‌کند و نه کارکرد نمادین مؤثری می‌یابد و در نهایت به تصویری سطحی و ناپخته فروکاسته می‌شود.

روابط میان شخصیت‌ها نیز تا پایان فیلم شکل نمی‌گیرد. گفت‌وگوهای طولانی درباره‌ی سیاست و آزادی، بیشتر به شعارهایی تهی شباهت دارند تا گفت‌وگوهایی برخاسته از باور. این شعارزدگی، ریتم روایت را کند و مخاطب را دچار خستگی می‌کند. «بالتیمور» می‌خواست تصویری از رادیکالیسم، سرگشتگی و جست‌وجوی معنا ارائه دهد، اما در نهایت بیش از آنکه داستان مبارزه باشد، پرتره‌ای ناتمام از دختری خشمگین است که حتی خود فیلم نیز نمی‌داند دقیقاً از چه می‌گریزد و به چه می‌خواهد برسد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟