پوستر فیلم مرد کیسه‌دار

روایت تمیز آقای مک‌کارتی بی‌جان بود

مرد کیسه‌دار
Bagman
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر دلهره
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«کالم مک‌کارتی»‌ در طول یک دهه‌ی فیلمسازی بلند خود دو اثر دلهره‌ی قابل اعتنا را روی پرده برده است و نشان داده که در این ژانر تبحر دارد. او در عین حال به‌سبب کارگردانی ایپزودهای مختلف از سریال‌های متعدد بریتانیایی و آمریکایی شهره است و شاید یکی از دلایل مشهور بودن این کارگردان به‌سبب کارگردانی ۶ اپیزود از سریال پیکی‌بلایندرز است. حال او در سومین تلاش خود در سینمای دلهره به‌سراغ روایتی رفته که سعی بر این است مخاطب را بار دیگر در برابر آن هیولای انتزاعی و خاموشی قرار دهد که از دل تاریکی مقابل کودکان ظاهر می‌شود و روح و جسم آن‌ها را می‌بلعد.

مشکل اصلی با این روایت عدم پرداخت همین کاراکتر مرد کیسه‌دار است. روایت آقای مک‌کارتی در کلیت خود کاملاً اثری تمیز با برش‌های به‌جا و حتی تعلیق‌هایی بلندمدت است که باعث هیجان بیشتر مخاطب می‌شود. اما در حین همین تمیزکاری ما با پرداخت ناقصی از کاراکترهای درگیر در روایت مواجه هستیم. همان‌طور که در بالا اشاره شد گویا آقای مک‌کارتی از هویدا کردن کامل مرد کیسه‌ای می‌ترسد و دائم او را همچون بزهکاری ترسو در این‌سو و آن‌سوی کاراکتر تصویر می‌کند. آقای مک‌کارتی اصرار دارد تا از مرد کیسه‌دار یک دلهره‌ی فولکلور و تاریک بسازد و حتی به گذشته‌های دور کاراکتر «پاتریک» نیز می‌رود. اما در این رفت‌و‌برگشت‌ها صرفاً با داستان‌هایی از پدر و دیگران مواجه هستیم که کمکی به پرداخت این شخصیت شرور نمی‌کند. در حین همین رفت و برگشت‌ها آقای مک‌کارتی تلاش دارد تا مرد کیسه‌دار را دچار تعریفی انتزاعی از جنس «لولوخورخوره»ی معروف داستان‌های ترسناک کند. در این روایت مرد کیسه‌دار تبدیل به این انتزاع نمی‌شود، چون اصلاً انتزاعی وجود ندارد و صرفاً با تعقیب‌و‌گریزهای جنایی‌گونه و واقعی بین کاراکترها مواجه هستیم و حتی با میان آمدن پای پلیس پرونده‌ی جنایی مقابل چشم ما قرار می‌گیرد.

روایت جدید آقای مک‌کارتی طرح قابل قبولی است و حتی در استفاده از جلوه‌های ویژه‌ی صوتی و بصری نیز چشم‌آزار نیست. اما این معیار تکنیکی در کنار فرم روایی قابل اعتنا می‌تواند یک اثر را حتی کالت کند و کاراکتر شرور و انتزاعی آن در ذهن مخاطب دلهره ماندگار بماند. مرد کیسه‌دار این روایت صرفاً از طریق کنشی که طی آن دست‌و‌پای کاراکترها را می‌شکند و درون ساک خود قرار می‌دهد – آن هم به‌لطف برش‌ها، جلوه‌های ویژه بصری و صوتی – تا حدودی مخاطب را درگیر هیجان می‌کند.

در این فیلم کاراکترهای پاتریک و کارینا نیز در حد کلیشه‌ها پرداخت نشده‌اند. این کاراکترها صرفاً روی خطی حرکت می‌کنند که نشان از عدم جسارت کارگردان جسور آن دارد. بازی آقای مک‌کارتی با گذشته‌ی پاتریک و ترومای شحاصل از آن حتی می‌توانست تبدیل به یک درام انتزاعی شود تا یک دلهره‌ی کلیشه و بی‌جان. اما کارگردان تصمیم گرفته روی خط کلیشه حرکت کند تا کمترین ریسک ممکن را به جان بخرد. اگر این داستان به‌اندازه‌ی لحظه‌ای روح دو روایت دلهره‌ی قبلی آقای مک‌کارتی را در خود داشت، اکنون با داستانی مواجه بودیم که از خرده‌روایت‌های تودرتوی آن صحبت می‌کردیم و سعی داشتیم از هم پاشیدگی درونی کاراکتر پاتریک را در آن همچون یک پازل از هم گسسته درک کنیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟