پوستر فیلم نابغه‌ی متقلب

بازسازی تهوع‌آور

نابغه‌ی متقلب
Bad Genius
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

آقای «جی سی لی» در اثر جدید خود دست به بازسازی فیلم تایلندی «نابغه‌ی متقلب» – که آن اثر هم خود برگرفته از یک رخداد در کشور چین بوده – زده است. فیلم تایلندی خود مشکلات عدیده‌ای در تطبیق دنیای کنکور کشور پهناور چین و تایلند داشت و حال همان مشکلات با انبوهی از اضافات تهوع‌آور به درون اثر آقای لی وارد شده است.

این فیلم می‌توانست یک بازسازی خوب با در نظر گرفتن ساختار جغرافیایی و به همان نسبت ساختار آموزشی کشور ایالات متحده باشد. اما آقای لی تصمیم گرفته در اثر خود چشم‌آبی‌های بد و سوء‌استفاده‌گر را به سزای کارهای‌اشان برساند و یک دختر نوجوان چینی و یک پسر مهاجر آفریقایی را تبدیل به قهرمان‌های گمنام و البته نابغه‌ی آمریکایی کند. شاید این اثر در نظر آنان که اعتیاد مبارزه با سرمایه‌داری را دارند خوب جلوه کند، اما مشکل آنجاست که روایت آقای لی حتی برای آن‌ها نیز قابل دفاع نیست.

این فیلم قرار است روایت‌گر دختری نوجوان با نام «لین» باشد که به‌سبب مشکلات مالی پدر، سعی دارد به جبران این عقب‌افتادگی مالی به توانایی خود تکیه کرده و از درآمد قشر مرفه استفاده کند. اما مشکل آنجاست که قشر مرفه در نظام ذهنی آقای لی دختران بلوند سفیدپوست و پسران خندان و سیکس‌پک‌دار هستند و عملاً جامعه‌ی غیر سفیدپوست در ایالات متحده‌ی ایشان مردمانی فقیر، بیچاره و در نهایت دچار سرکوب معرفی می‌شوند. نشان دادن این مسئله هم اگر با روایتی رئالیستی صورت می‌گرفت، مشکل به حساب نمی‌آمد؛ همان‌گونه که بسیاری از فیلمسازان سعی کرده‌اند نژادپرستی پنهان در زیر لایه‌های مبارزه با نژادپرستی را در ایالات متحده بسیار زیرکانه و قابل تأمل تصویر کنند. در این فیلم ما نگاه کم‌عمق و سطحی کارگردان به این مقوله را می‌بینیم. این کارگردان درگیر روایتی شده که قبلاً در جغرافیایی دیگر ساخته شده است، اما حتی به‌اندازه‌ی یک سکانس هم تلاش در خلق موقعیتی جدید در بازسازی خود نکرده است. آقای لی در جای‌جای فیلم خود فریاد می‌زند که این یک اثر صرفاً سرگرمی است و گویی به‌طور غیرمستقیم درخواست دارد تا اثرش را در همین مسیر تماشا کنیم. اما شیطنت‌های مضحک و گاه احمقانه‌ی او در طول اثر باعث می‌شود نه‌تنها این فیلم را یک زباله‌ی تهوع‌آور در راستای رسیدن به هدفی پوچ در نظر بگیریم، بلکه کارگردان را نیز نه‌ به‌عنوان یک هنرمند، بلکه یک جوان تحت تأثیر جو مسموم تقابل نژادی در نظر آوریم.

در فیلم آقای لی حکم صفر و صدی برای جامعه‌ی آمریکایی صادر می‌شود. او در این فیلم حتی به یک نوجوان سفیدپوست هم فرصت انسان بودن نمی‌دهد و همه‌ی عقده‌های‌اش را از طریق دو مهاجر در ایالات متحده روی سر آن‌ها خالی می‌کند. آقای لی در کنار این درون‌مایه‌ی مضحک روایی، حتی در ساختار فرم بصری هم موفق نیست. اثر او مجموعه‌ای از برش‌ها و در نتیجه سکانس‌هایی است که گاه توالی آن‌ها را از دست می‌دهد؛ به‌طور مثال رویای انتزاعی و فلش‌بک‌گونه‌ی لین در پرده‌ی اول با بالا رفتن ضربآهنگ فیلم به دست فراموشی سپرده می‌شود. آقای لی گویی آن‌قدر سرگرم درون‌مایه‌ی روایی بوده که فراموش کرده در دنیای سینمای سرگرمی قرار نیست مخاطب تحت تأثیر شعارهای مضحک او قرار گیرد، بلکه این مخاطب انتظار دارد پای اثری بنشیند که برای لحظاتی هیجان و تا حدی ارتباطی از جنس تخیل را در او زنده کند؛ همین و بس!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟