پوستر فیلم پسران بد: بران یا بمیر

چه احتیاجی به دی‌جی خالد و خابی بود؟

پسران بد: بران یا بمیر
Bad Boys: Ride or Die
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر اکشن، کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «پلیس بورلی هیلز» اشاره کردیم که در غیاب چنین روایتی هالیوود آثاری چون «پسران» بد را که به‌صورت بادی‌کاپ بودند در اختیار مخاطب خود قرار داد. در مرور فیلم دوم از فرنچایز پسران بد نیز در باب دو کارگردان با نام «عادل‌ العربی» و «بلال فلاح» گفتیم. حتی فیلم «یاغی» این دو را نیز در کانال تلگرام مرور کردیم. هر دو کارگردان طی این آثار و آثار گذشته‌اشان نشان داده‌اند که عاشق سر و صدای زیاد هستند و برای رسیدن به اوج این هیاهو به هر کاری دست می‌زنند. حال فیلم سوم پسران بد بار دیگر با کارگردان عادل و بلال مقابل چشم مخاطب قرار گرفته است.

ابتدا باید از این دو کارگردان پرسید که روایت اکشن-کمدی با حضور کاراکترهای مایک و مارکوس چه نقصی داشت که به‌سبب جنبه‌ی تبلیغاتی دست‌به‌دامان زردترین سلبریتی‌های بی‌هنر تیک‌تاک و اینستاگرام شدید. آیا اثر شما حتی نیازی به استفاده از یک فریم با حضور شخصیتی معلوم‌الحال با نام «دی‌جی خالد» داشت؟ یا دی‌جی خالد چه گلی به سر جامعه زده که مخاطب با دیدن چهره‌ی او در این اثر به‌یک‌باره سالن سینما را با کف و هورا روی سر خود بگذارد. دست‌تکان‌دادن‌های خابی نیز آیا جز همان کلیپ‌های بی سرو ته تیک‌تاکی بود؟ قصه کجاست آقایان کارگردان؟ روایت شما از کجا آغاز و به کدام مسیر می‌رود؟ فرم بصری اثر شما چه تکنیک‌هایی را شامل می‌شود؟‌ عادل و بلال در فیلم جدید پسران بد یکی از بدترین نمایش‌های تصویری را در سینمای پر هزینه‌ی تجاری هالیوود به رخ می‌کشند. حال آن‌ها می‌توانند با افتخار در کنار دی‌جی خالد و دیگران به پر کردن کلیپ‌های مضحک بگذرانند.

فیلم سوم از فرنچایز پسران بد پتانسیل همگامی با اثر جدید پلیس بورلی هیلز را داشت. اما هر دو کارگردان بی‌هدف این اثر نتوانستند از این پتانسیل استفاده کنند. آن‌ها در این اثر تا جایی پیش رفته‌اند که حتی مخاطب سینمای سرگرمی که هر اثر را صرفاً برای گذران وقت می‌نگرد نیز نسبت به آن واکنشی مضحک نشان دهد. این فیلم شامل کلیپ‌های اکشنی می‌شود که در اتاق تدوین کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا در نهایت تبدیل به کلیپی بزرگ‌تر شوند. اینکه از درون آن‌ها و این همه هیاهوی بی‌سرانجام بتوانیم روایتی قابل تأمل و ساده را پیدا کنیم، آرزویی بس محال است. جان مارکوس و مایک در این اثر گرفته شده است. کارگردان‌ها حتی اجازه نمی‌دهند این دو کاراکتر در زندگی جدیدی که در فیلم سوم مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهند کمی زیست کنند. مارکوس و مایک فیلم سوم صرفاً تبدیل به کاراکترهایی کاغذی شده‌اند که در برهوت روایی این اثر و در میامی باید گوش‌به‌فرمان بازی کودکانه‌ی این دو کارگردان شوند. عادل و بلال در این اثر خیلی زیبا نشان می‌دهند که سینما بدون قصه تبدیل به هیچ می‌شود. در این مورد باید به آن‌ها تبریک گفت و حتی باید این اثر را نیز به‌عنوان نشانه‌ای دال بر این قضیه در کلاس‌های فیلمسازی به نمایش در آورد. حال عادل و بلال در کنار دی‌جی خالد و خاوی بمانند و این سوال که هالیوود تجاری چه نیازی به آن‌ها دارد. شاید این اثر تبدیل به درس بزرگی برای آن‌ها شود که در پروژه‌های بعدی خود در هالیوود کمی همچون کارگردان‌هایی که قصه می‌دانند عمل کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟