«مارتا»، دختری در ابتدای دوران نوجوانی، با «کاشا»، خواهر کوچکاش، مادر مادرشان و پدر و مادرش، «تدوش» و «الیزابت»، در خانهای کوچک و دارای یک اتاق زندگی میکنند. این خانه آنقدر کوچک است که تدوش و الیزابت مجبورند بر روی مبل تاشوی اتاق پذیرایی بخوابند، مادربزرگ در اتاق کنار مارتا و کاشا باشد و مارتا و کاشا یک تخت را با هم شریک باشند. خانهی کوچک این خانواده و نیازهای دختران که هر روز بیشتر و بیشتر میشود و نیز درآمد بالایی که همسایه و دایی خانواده دارند همگی باعث میشود تدوش و الیزابت به دنبال یافتن راهی باشند تا زندگیاشان را تکانی اساسی بدهند.
تصویر کردن روابط زناشویی و چالشهایی که در یک خانواده برای اعضای آن رخ میدهد همواره سوژهی بسیاری از فیلمها و سریالهای تلویزیونی بوده است. خانم «کینگا دبسکا»، کارگردان تلویزیون و سینمای لهستان، از سال ۲۰۰۵ به کارگردانی و ساخت فیلم و سریال در باب زندگی زناشویی و روابط انسانی پرداخته است. او در سال ۲۰۲۱ با فیلم «پس از آن» سعی کرده بار دیگر به زندگی یک خانواده وارد شود و روابط میان اعضای آن را به تصویر بکشد. اینکه کدام شخصیت قرار است مرکز توجه خانم دبسکا باشد کار سختی است و یکی از اصلیترین ایرادات این فیلم محسوب میشود. دبسکا سعی دارد مارتا را مرکز داستان قرار دهد، اما گاه الیزابت و گاه حتی تدوش هم این نقش را بر عهده میگیرند. درواقع پرداخت ناقص شخصیتها باعث شده مخاطب نتواند بهخوبی به درک درستی از آنها و احساسات واقعیاشان برسد. دبسکا با دنبال کردن شخصیت مارتا تلاش کرده این دختر نوجوان و احساساتی را که در مواجهه با اولین عشق و تجربهی دوست داشتن دارد نشان دهد، اما زمان کمی را به مارتا و احساسات او اختصاص میدهد. مخاطب بدون هیچ مقدمهای مارتا را در کنار همکلاسی پسرش میبیند. دبسکا اما هرگز توضیح نمیدهد این عشق چرا و چگونه ایجاد شده است. مارتا حتی در مواجهه با روابط پدر و مادرش نیز نیاز دارد دیده شود، اما او همیشه خارج از این روابط است. دبسکا مدام چالشهایی از روابط مادر و پدر در برابر مارتا قرار میدهد، اما بدون اینکه به توضیح احساسات او و اثری که بر روی او میگذارد، بپردازد به سراغ اتفاقی دیگر میرود و مخاطب نمیتواند نتیجهی شکها، استرسها و نگرانیهای مارتا را ببیند و مارتا بعد از هر اتفاق باز هم یک دختر عادی دیده میشود.
درواقع دبسکا فقط توانسته بهخوبی به شرح رابطهی الیزابت و تدوش و آنچه میان این زن و شوهر میگذرد بپردازد. زن و شوهری که سالهاست با هم زندگی میکنند و فرزندانی دارند که باید به آنها فکر کنند. تصویر کردن رابطهی زناشویی و چالشهای میان آنها و بازی خوب و روان بازیگران لهستانی از نقاط قوت این فیلم است و باعث میشود مخاطب بخواهد تا پایان همراه آن باشد. ضربآهنگ بالای فیلم و اتفاقات پیدرپی رخ داده در آن مانند بسیاری از فیلمهای دیگر لهستانی باعث میشود مخاطب هرگز از مسیر داستان خسته نشود، اما در سوی دیگر باعث میشود روابط میان افراد را هم بهطور عمیق درک نکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.