پوستر فیلم بابل [دروازه‌ی خدایان]

عشق‌بازی با هنر هفتم به‌روایت دمین شزل

بابل [دروازه‌ی خدایان]
Babylon
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

 «دمین شزل» از همان اثر اول خود جای پای‌اش را درسینما محکم کرد. «گای و مدلین روی نیمکت پارک» نشان داد که با سینماگری روبه‌رو هستیم که بیش از هر چیز خود سینما را ارج می‌نهد. از همان اثر اول می‌شد او را همچون جیم جارموش دیوانه‌ی موسیقی لقب داد. علاقه‌ی وافر او به موسیقی جز هویدا بود و این مسیر را در «ویپلش» و «لالالند» هم ادامه داد. اما از این نگذریم که شزل آثاری را در ژانر دلهره و جنایی هم نگاشته است و اگر فیلم‌هایی چون «آخرین جن‌گیری بخش ۲» و «پیانوی بزرگ» و «خیابان کلاورفیلد پلاک ۱۰» را تماشا کرده باشید، ردپای شزل در آن‌ها روشن است. اما شزل در فیلم «اولین انسان»‌ روایتی بیوگرافی را روی پرده برد که هالیوودنشینان برای نشان دادن خشم خود به او پشت کردند. گویا سیاست هالیوود برای قهر کردن از فیلم‌سازان بزرگ نامزد نکردن آن‌ها در آکادمی اسکار است. از سویی دیگر هم نمی‌خواهند این فیلم‌سازان را از خود برنجانند و در نتیجه به آن‌ها اجازه می‌دهند تمام مرزهای موجود برای بسیاری از بلاک‌باسترسازها را رد کنند. شزل خیلی زود خود را از این بند رها کرد و فیلم «اولین انسان»‌ او بیش از هر اثر پر سر و صدای دیگری مخاطب را به‌یاد نیل آرمسترانگ فضانورد و اولین گام‌های پر از تردیدیش روی ماه می‌اندازد. حال شزل با توپی پرتر به سینما بازگشته و این‌بار نه با سانتیمانتالیسم پارادیزویی، بلکه با نگاهی از جنس گتسبی بزرگ گذر هالیوود از سینمای صامت به‌سوی جریان‌های جدید سینمایی و پوست‌انداختن‌اش را به‌تصویر کشیده است.

۳۰ دقیقه افتتاحیه‌ی پر سر و صدا تا طلوع آفتاب و ورود به روشنای روز بابل سینما. شزل در افتتاحیه چهار کاراکتر را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد؛ بازیگری نام‌آشنا در دهه‌ی ۱۹۲۰ سینمای صامت با نام «جک کنراد»، دختری پر سر و صدا و عاشق بازیگری با نام «نلی»، یک نوازنده‌ی جز با نام «سیدنی»، خواننده‌ی کاباره‌ای چینی با نام «فی» و در نهایت جوانی مکزیکی با نام «منی». افتتاحیه آن‌قدر شلوغ است و پر هیاهو که مخاطب فقط نظاره‌گر دکور سنگین و میزانسنی مملو از آشوب است. افتتاحیه‌ی فیلم مهمانی‌ای از جنس مهمانی‌های پر زرق‌و‌برق استودیویی به میزبانی استودیوی «کینسکوپ» است. در میان این ضربآهنگ بالا و شلوغی افسارگسیخته شخصیت‌پردازی بی‌نقصی از همه‌ی کاراکترهای اشاره‌شده در بالا را شاهد هستیم.

پس از افتتاحیه وارد روشنای روز می‌شویم و باز هم ضربآهنگ بالاست که ساعات روز را می‌گذراند و این کاراکترها در چهارگوشه‌ی هالیوود بار دیگر مخاطب را بیشتر و بیشتر اسیر روایت می‌کنند. در این روز گویی در اوج سینمای صامت و تمام دست اندرکاران آن قرار داریم. زبان طنز روایت و تسلط کارگردان روی همه‌ی شخصیت‌های درگیر در متن فیلم باعث می‌شود مخاطب بدون نیاز به رمزگشایی وارد دنیای ستارگان سینمای صامت شود. نلی به‌یک‌باره اوج می‌گیرد، منی با کمک جک به استودیوی گلدوین مایر راه پیدا می‌کند، سیدنی همچنان درگیر با دیگر نوازندگان سعی در ارائه‌ی بهترین اجرای جز دارد و فی همه‌ی نگاه‌ها را در هر مراسمی به خود خیره می‌کند.

اما بخش دوم فیلم همان سکته‌ای است که شزل قرار است از طریق آن تغییر دنیای هالیوود صامت را به‌تصویر بکشد. به‌همین سبب همه‌ی آن ضربآهنگ بالا به‌یک‌باره فروکش می‌کند و هر کدام از این کاراکترها سعی در پیدا کردن جایگاه خود در سینمای جدید دارند. شاید یکی از بهترین سکانس‌های سال ۲۰۲۲ را در برداشت‌هایی ببینیم که نلی قرار است برای اولین بار در سینمای ناطق دیالوگ داشته باشد. نگاه نائیو همه‌ی دست‌اندرکاران فیلم به مقوله‌ی صدابرداری و استرس‌های نلی و کارگردان و برداشت‌های مکرر بی هیچ نقصی به مخاطب منتقل می‌شوند تا بتواند درک درستی از گنگ بودن سینمای ناطق برای ستاره‌های سینمای صامت داشته باشد. شزل در این بخش کم‌کم روایت را عریض می‌کند و ضربآهنگ بالای اثر را بر دوش کاراکتر منی می‌اندازد. در دنیای جدید این دیگر منی است که به‌عنوان مدیر استودیو سعی دارد عشق پنهان خود به نلی و استعدادیابی‌اش را به رخ بکشد. نلی در این بخش دیگر آن دختر وحشی و طناز سینمای صامت نیست، بلکه بازیگری بدصداست که کم‌کم قرار است از صحنه‌ها حذف شود. جک کنراد نیز به همین درد دچار است و دیگر مناسبات گذشته‌اش با سینما و تهیه‌کننده‌ها به کارش نمی‌آیند. سیدنی نیز باید بپذیرد که اتاق فکر جدید هالیوود او را فقط یک نوازنده‌ی ترومپت سیاه‌پوست می‌بیند و جز این نباید باشد. فی نیز جز یک لزبین چینی-آمریکایی نیست و سینمای حاضر نیاز به تعدیل اخلاقیات در قاب‌های خود دارد. اما این منی است که نمی‌خواهد پا پس بکشد. در این بخش نیز با سکانسی بی‌نقص از تقابل این کاراکترها با دنیای جدید هالیوود رو‌به‌رو هستیم. شزل در این سکانس طعنه‌ای تهوع‌آور به هالیوود مدرن و کلاسیک می‌زند. او نلیِ به‌زعم دیگران غرق در قمار و فاسد و نیمه‌برهنه را در برابر این جماعت نوکیسه تبدیل به فرشته‌ای مظلوم می‌کند. این تقابل وحشیانه‌ی ستارگان سینمای صامت و نوکیسگان سینمای ناطق فیلم را به بخش سوم خود می‌برد.

در بخش سوم دیگر خبری از آن هیاهوهای اندک بخش دوم هم نیست. روایت عریض و عریض‌تر می‌شود و گویی با مهاجرتی بی‌بازگشت رو‌به‌رو هستیم. شزل روند رو‌به‌رشد و سریع تکنیک‌های سینمایی را دیگر نه در چهره‌ی نلی و جک و منی و فی و سیدنی، بلکه از طریق تیتر روزنامه‌ها به‌تصویر می‌کشد. هر کدام از این چهره‌ها برای همیشه در زیر خاک و زمان به فراموشی سپرده می‌شوند و این سیدنی ترومپت‌نواز است که همچنان می‌نوازد و گذشته‌ در ساز او به آیندگان می‌رسد.

شزل در اثر جدید خود هم به سینما ادای دین کرده است و هم روند تغییرات بی‌رحمانه و سریع هالیوود را تصویر می‌کند. قاب‌های او گویی روی نت مشخصی گام برمی‌دارند. مخاطب از ابتدا تا انتهای اثر گویی در حال تماشای اجرای کنسرتی است که شزل رهبر آن است. موسیقی جاستین هورویتز گویی گام‌به‌گام با این قاب‌ها دچار هارمونی می‌شود. دوربین «لینوس سندگرن» دیگر در هر حرکتی آزاد است؛ از پن‌های متعدد پائین به بالا و بالا به پائین تا لانگ‌شات‌هایی با دوربین ساکن که مخاطب را در طول ۳ ساعت کیفورتر از قبل از تماشای فیلم نگاه می‌دارد. گروه بازیگری فیلم نیز، از برد پیت تا مارگو رابی، همه‌ی آن‌چه که تاکنون اندوخته‌اند را در این فیلم گذاشته‌اند. بازی بی‌نقص رابی در نقش نلی و اوج‌و‌حضیض برد پیت در نقش کنراد همگام با گام‌های موسیقی متن و روند اوج و فرود ضربآهنگ فیلم است. در بابل سینمایی را می‌بینیم که همه‌ی ارکان‌اش به اوج رسیده‌اند.

شزل بی‌شک دیگر کارگردان بزرگ و تأثیرگذاری‌ست. روند تغییر نگاه او از فیلم «اولین انسان» تا «بابل» نشان از این دارد که آن یوق معروف را شزل قبل از دو رقمی شدن آثارش بر گردن هالیوود انداخته است. مخاطب سینمای شزل با تماشای این اثر قصه می‌بیند، می‌خندد، شگفت‌زده می‌شود، سینما را مرور می‌کند و در نهایت سینما را در سینما می‌بیند. شزل در بابل از برگمان تا کوبریک، به تک‌تک بزرگان سینما ادای دین می‌کند و سعی دارد تا جایی که می‌تواند بخشی از آن‌ها را در اثر خود مقابل چشمان مخاطب قرار دهد.  

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟