پوستر فیلم اِیوا

جذاب، اما در سطح

اِیوا
AVA
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

ژانر اکشن هم به‌مانند ژانر وحشت و کمدی طرفداران خود را دارد و برای همین است که هر ساله پکیج‌هایی اکشن از سوی کمپانی‌های مختلف به طرفداران این ژانر اهدا می‌شود. اما امسال قهرمانان دو فیلم پیشنهادی استودیوها زن بودند؛ یکی زنی نامیرا و نجات‌دهنده‌ی بشر و دیگری قاتلی کرایه‌ای که درون خود گمشده است. این دو اثر علی‌رغم تفاوت‌هایی که در پرداخت قصه‌ی خود دارند ما را به‌یاد سال ۲۰۱۴ و تقابل «جان ویک» و «رابرت مک‌کال» در دو فیلم «جان ویک» و «اکوآلایزر» می‌اندازند. اگر بگوییم تنوع در نگاه کمپانی‌ها باعث چنین انتخاب‌هایی می‌شود، بیراه نگفته‌ایم. اما آیا قهرمان زن اکشن می‌تواند از پس این ژانر و خواسته‌های مخاطب آن – که هر باگ کوچک در داستان و صحنه‌های اکشن او را دلسرد می‌کند – برآید؟
فیلم‌های این حوزه معمولاً چند دسته هستند؛ آثاری که فقط‌و‌فقط برای نشان دادن صحنه‌هایی اکشن و ارضا کردن هیجان مخاطب ساخته می‌شوند؛ مانند آثاری که ژان کلود ون دام، استیون سیگال و بازیگرانی از این دست ستاره‌های آنها بودند. یا آثاری که کمپانی مورد نظر با یک آینده‌نگری بلندمدت به‌صورت یک «سری» آن را به مخاطب ارائه می‌دهد و سعی دارد از بازیگرانی استفاده کند که در ژانرهای دیگر هم مورد اقبال تماشاگر هستند؛ آثاری که بروس ویلیس، آرنولد شوارتزنگر و … در آنها به ایفای نقش می‌پرداختند.
ژانر اکشن را در کنار قصه با قهرمان آن به یاد می‌آورند.‌ پلات تمامی این فیلم‌ها را همان نقطه عطف اول تحت تأثیر خود قرار می‌دهد؛ حادثه‌ای که قرار است قهرمان داستان را علیه کارفرمایان خود کند، حادثه‌ای که او را به انتقام وا می‌دارد و … برای پرداخت مناسب به قصه‌ی این فیلم‌ها، کارگردان بیش از تسلط بر زاویه‌ی دوربین در صحنه‌های اکشن، به صبر و پرداخت پیرنگ اصلی و پیرنگ‌های فرعی نیاز دارد.
اِیوا با تیتراژی زیبا آغاز می‌شود و تمام آنچه که فیلم‌ساز قرار بود بر اساس قاعده‌ی کلاسیک قصه‌پردازی سینمایی تا دقیقه‌ی ۱۰ در اختیار مخاطب قرار دهد، در همان تیتراژ به بیننده نشان می‌دهد و گذری از کودکی تا لحظه‌ی کنونی اِیوا مقابل دیدگان مخاطب قرار می‌گیرد. همین ترفند زیبا به ما این نوید را می‌دهد که قرار است با یک اثر اکشن خوب طرف شویم. اما هر چه پیش می‌رویم این انتظار به دلسردی بدل می‌شود. اِیوا تنهاست. اِیوا احساس گناه می‌کند. اِیوا دائم در کشمکش با خود است. اِیوا هرگز خود را نخواهد بخشید و غیره و غیره. اما تمام این کشمکش‌های درونی اِیوا را فقط در لحظاتی که او تنهاست می‌بینیم و نه در تقابل‌اش با کاراکترهای دیگر. فیلم می‌خواهد فقط و فقط روی از هم گسیختگی اِیوا متمرکز شود و همین اشتباه باعث می‌شود پرداخت‌های دیگر ابتر بمانند. سایمون و خانواده‌اش و دختری که دارد؛ یکی از همان نقاط تقابل در فیلم‌های اکشن است که کارگردان می‌تواند با یک پرداخت مناسب، آن را تبدیل به نبرد سنتی قهرمان و ضد قهرمان کند. این فیلم و فضایی که از شهر بوستون نشان می‌دهد قابلیت تبدیل شدن به یک نئو‌نوآر را هم داشت. اما تمام اینها انتظارتی هستند که در طول فیلم از بین می‌روند و در پایان یک اثر جذاب اما سطحی را روی دست مخاطب می‌گذارند.