تأثیر دنیای یک پسر کوچک بر دنیای یک مرد بزرگ
«گیب» هر چهارشنبه به سراغ روانشناس میرود تا بتواند از او کمک گرفته و زندگی خود را سامان دهد. او عاشق «میلی»، دوستدختر خود، است، اما از اینکه با او وارد رابطهی جدیتری شود، میترسد. از سوی دیگر او هر بار که میخواهد، سوار آسانسور مرکز درمانی شود، با پسربچهای بهنام «الک» روبهرو شده که او نیز به همراه مادربزرگاش برای درمان به آنجا میآید. مواجههی این پسر کوچک نه ساله و گیب در ادامهی داستان باعث رخداد اتفاقاتی میشود.
فیلم «چهارشنبهی غیرمعمول» داستانی درام-کمدی است که سعی کرده با نگاه طنزآمیز به مسائل مهمی در رابطه با یافتن هویت، داشتن تعهد و به نوعی بزرگشدن و پذیرفتن مسئولیتهای بزرگتر بپردازد. گیب جوان سیواندی ساله است که مشکلات خانوادگی و اتفاقاتی که میان پدر و مادرش از همان بچگی رخ داده، باعث شده، او از داشتن تعهد نسبت به هر کسی بترسد و با وقت گذراندن با زنان و دختران متفاوت سعی در جبران کمبودهای خود کند. اما با آمدن میلی و عشقی که بین آنها صورت میگیرد، گیپ دچار ترس میشود. او هم از داشتن تعهد به میلی میترسد و هم از اینکه او را از دست بدهد. تمام این حسهای متناقض باعث شده گیپ احساس خستگی و حتی به نوعی حتی احساس عصبانیت کند. فیلم در روایت خود بهخوبی توانسته با مکالماتی که بین گیب و روانشناساش رخ میدهد، شخصیت او نشان دهد. رفتارهای او در مقابل میلی و نامزد گذشتهی میلی نیز در ایجاد این آشنایی بسیار موثر است.
از دیگر سو داستانِ پسرک کوچکی روایت میشود که در مدرسه مدام توسط عدهای مورد آزار قرار میگیرد، اما معلمان مدرسه هیچ توجهی به او نمیکنند. اینکه دقیقاً این پسر کوچک چرا توسط مادر و پدرش به پیش روانشناس برده میشود و بین او و آن روانشناس چه مکالماتی رخ میدهد، برای ما ابهامآمیز است، چرا که فیلم این سکانسها را نشان نمیدهد، از این روست که پیشینهی الک کمی برای ما ناآشنا خواهد بود. اما در ادامه با مواجههی او با گیب ما کمی بیشتر با الک و رفتارهای پدر و مادرش که او را درک نمیکنند، آشنا میشویم. حتی اینکه الک با توجه به حرفهایی که از آگهیهای تلویزیونی شنیده، دست به انتقام از آن پسران آزاردهندهاش میزند نیز برایمان قابل درک میشود. روند مواجهه این مرد سیواندی سالهی سیاهپوست با پسری نهساله و سفیدپوست در فیلم به زیبایی نشان داده شده و شکل گرفتن رابطهی صمیمانه بین این دو شخصیت قابلدرک و منطقیست. اینکه چطور این پسر کوچک با رفتارهای خالصانهی خود باعث میشود، گیب مسائلی را درک کند که همواره در حال انکار آن بوده، کاملا قابل پذیرش در مسیر داستان قرار گرفته است. در ادامه نیز مواجهه و ورود شخصیتهای دیگر به فیلم در راستای داستان بوده و پذیرش داستان را بهتر هم کرده است. نباید فراموش کنیم که فیلم کمدیست و اتفاقات خندهدار نیز در روابط میان افراد رخ میدهد. اتفاقاتی که گاهاً میتوانند، باعث خندهی زیاد ما نیز بشوند. «جی لی» بازیگر نقش گیب کارگردان فیلم نیز است که در اولین تجربهی کارگردانی و نویسندگی خود توانسته هم نقش گیب را به خوبی بازی کند و هم فیلمی دلنشین را ارائه دهد.