پوستر فیلم استریکس و اوبلیکس: پادشاهی میانه

فرنچایز دوست‌داشتنی فرانسوی‌ها

استریکس و اوبلیکس: پادشاهی میانه
Asterix & Obelix: The Middle Kingdom
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

برای بسیاری از ما برخی کاراکترهای کارتونی ماندگارترین شخصیت‌های ذهنی‌امان شده‌اند؛ از حنا و جودی ابوت تا پرین و لوسی-می. اما در این میان هر از گاهی قبیله‌ای کوچک بیخ گوش امپراتوری سزار ما را به خنده و هیجان وا می‌داشت. قبیله‌ای با نام «گل» که در کنار سرزمین‌های تحت سلطه‌ی سزار زندگی می‌کردند، اما هیچ‌گاه تسلیم او نمی‌شدند. استریکس و اوبلیکس دو جنگجوی گل بودند و نیروی خود را از معجونی جادویی به‌دست می‌آوردند که سزار و یاران‌اش را کلافه کرده بود. از سال ۱۹۹۹، فرانسوی‌ها سعی کردند این کمیک‌بوک جذاب را پس از کارتونی کردن آن، به سینما هم بیاورند. این اثر همان جذابیت اکشن‌های پاگنده را به‌دنبال داشت. «ژرار دپاردیو» تبدیل به اوبلیکس دوست‌داشتنی این فرنچایز شد و تا فیلم چهارم در سال ۲۰۱۲، همچنان در این نقش ماند. حال و پس از ۱۰ سال، «گیوم کنه» سعی دارد بار دیگر این کاراکترها را در برابر مخاطب خود قرار دهد.
اوضاع در این دهه بسیار متفاوت است. مخاطب با انبوهی از آثار پرهزینه رو‌به‌روست که بازار گیشه‌ی سینمای تجاری را داغ‌تر از همیشه کرده‌اند‌؛ از ابرقهرمانی‌ها تا اکشن‌ها و فانتزی‌ها. برای زنده نگاه داشتن یک فرنچایز فانتزی چاره‌ای جز بالا بردن کیفیت تکنیکی نیست. گیوم کنه در اثر خود سعی کرده از بازیگرانی توانا در نقش‌های پررنگ‌تر استفاده کند؛ از خودش در نقش استریکس تا همسرش، ماریون کوتیار، در نقش کلئوپاترا و چهره‌ای چون زلاتان ابراهیموویچ و بازیگری همچون «ونسنت کسل»‌ در نقش سزار. این گروه بازیگری باعث خلق موقعیت‌های کمدی قابل تأملی در اثر می‌شوند. به‌خصوص حضور ابراهیموویچ باعث شده تا کارگردان بتواند در میان نبردها از سکانس‌هایی فوتبالی نیز استفاده کند. اما مشکل این اثر همان چیزی است که آن را از رقابت با دیگر آثار هم‌رده باز می‌دارد؛ جلوه‌های ویژه. گیوم کنه هر قدر در گردآوردن بازیگران و چهره‌های پر طرفدار موفق بوده، در ارائه‌ی جلوه‌های ویژه ضعیف است. جلوه‌های ویژه‌ی این اثر حتی ضعیف‌تر از اولین فیلم این فرنچایز به‌نظر می‌رسد. زمانی که به اولین فیلم در سال ۱۹۹۹ نظر می‌کنیم و پس از آن این فیلم جدید را از مقابل چشمان‌امان می‌گذرانیم، شاید تغییر آنچنانی در تکنیک‌های تصویری مشاهده نکنیم. این اثر بیش از هر چیزی وابسته به آن معجون و خلق شدن لحظات اکشن و هیجا‌ن‌انگیز از تقابل این کاراکترها با یکدیگر است. روایت گیوم کنه از ارائه‌ی این هیجان ناتوان است و باید گفت جز همان چند سکانس کمدی که شاید بیشتر آن‌ها به‌سبب حضور زلاتان و اضافه کردن برخی عناصر دنیای مدرن به فضای باستانی است، چیز دیگری از این روایت باقی نمی‌ماند. ضربآهنگ ناهماهنگ با روایت، پرش‌های ناموزون در موقعیت‌های مختلف و مهم‌تر از همه ضعف جلوه‌های ویژه باعث می‌شود این فیلم را ضعیف‌ترین اثر این فرنچایز بنامیم. باید دید سینمای فرانسه آیا همچنان قصد دارد این فرنچایز دوست‌داشتنی را ادامه دهد یا باز هم به خوابی ۱۰ ساله خواهد رفت و در آن بین چند اثر کارتونی بی‌کیفیت را در برابر مخاطب قرار خواهد داد. در هر حال هم فرانسوی‌ها و هم مخاطب جهانی این کاراکترها را دوست دارند و همیشه منتظر ارائه‌ی کمدی زیبا و تصویری باکیفیت از قهرمان‌های فانتزی سرزمین گل هستند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟