کمدیهای خاص برای علاقهمندان خاص
«اشن» اینبار بهدنبال یافتن یک بازی قدیمیست که در دهه ۱۹۸۰ موجود بوده است، اما بهدلیل خطرات زیادی که این بازی ایجاد میکرده بهناگاه ناپدید میشود. حال او بههمراه دوستاناش سعی دارد این بازی قدیمی را بیابد.
فیلم «یازده یار اوشن»، محصول ۲۰۰۱، داستان دنیل اوشن است که بعد از آزاد شدن از زندان تصمیم میگیرد، تیمی یازده نفره را جمع کرده و دست به سرقت از یکی از بزرگترین کازینوهای لاسوگاس بزند. او میخواهد با این کار هم پول صاحب کازینو -تری بندیکت- را بهدست بیاورد و هم همسر سابقاش که حالا با تری رابطه دارد را دوباره بازگرداند. فیلمی کمدی و ماجراجویانه که پر است از بازیگران معروف. این فیلم اما خود فیلمی بازسازی شده از فیلمی دیگر بههمین نام محصول ۱۹۶۰ است. در آن فیلم نیز بازیگران معروفی ایفای نقش میکردند. فیلم «سرقت قرن» که در همین سال از کشور آرژانتین اکران شد نیز یکی دیگر از کمدیهای در باب سرقت است که دیدناش خالی از لطف نخواهد بود. در این فیلم هر یک از شخصیتهای موجود در آن هویتی خاص دارند و هر کدام میتوانند باتوجهبه شخصیتی که دارند موقعیتهای طنز جالبی را ایجاد کنند که بیننده را جذب کند. اما فیلم «اشنز و سرقت پولیبیوس» آیا میتواند علاقهمندان سینما را جذب کند؟
فیلم «اشنز و سرقت پولیبیوس» احتمالاً برای بینندگان انگلیسی که شخصیت استوارت را بهعنوان یک کمدین میشناسند، جذاب است، اما واقعیت آن است که این فیلم هیچ حرف جدید و خاصی برای زدن ندارد، بلکه تنها محدود شده است به شخصیتها و دیالوگهایی کلیشهای و البته داستانی تکراری که میتواند هر چه بیشتر خستهکننده باشد تا طنز. اشن در نیمهی اول فیلم سعی میکند گروهی را دور هم جمع کند. این اشخاص هر یک قرار است موتیفهای رفتاری خاصی داشته باشند، اما این موتیفها هم تکراری هستند و شخصیتها جذابیت خاصی ندارند. مثلاً شخصیت مرد یونانی که انگلیسی را چندان بلد نیست و نمیتواند بهخوبی متوجه امور شود و دیگران برای ارتباط برقرار کردن با او باید به دردسر بیفتند. یا شخصیت آنالیز با آن موتیفهای رفتاری خاصی که باید خندهدار باشند، اما بهواقع خندهدار هم نیست. هیچکدام شخصیتهای جدیدی نیستند که بیننده بتواند و بخواهد به واسطهی آنها داستان را ادامه دهد.
در نیمهی دوم این فیلم افراد تلاش میکنند با نقشهای حسابشده یک دزدی خلاقانه را انجام دهند، اما اتفاقات رخ داده در این مسیر نیز خندهدار نخواهد بود. شاید تکرار کردن بعضی اتفاقات جالب و خندهدار باشد مثلاً تکرار افتادن لیوان از دست یکی از شخصیتهای داستان یا تکرار پاشیده شدن اسپری فلفل به چشمان. این سکانسها اگرچه میتوانند کمی خندهدار باشند، اما راضیکننده نخواهند بود و نمیتوانند جبرانکنندهی کاستیهای دیگر فیلم باشند.
«استوارت اشن» کمدینی انگلیسی است که بهخاطر کانال یوتوب خود با نام «اشنز» معروف میباشد. او بهعنوان جمعکنندهی کالکشنهای قدیمی و حتی گاهی بهدردنخور شناخته شده است و علاقهمندان بسیاری را نیز در سراسر جهان دارد. این فیلم هم احتمالاً بتواند علاقهمندان در آن عرصهها را بهخاطر حس نوستالژیکی که ایجاد میکند به دنبال خود بکشد، اما بینندگان دیگر را چندان راضی نخواهد کرد.