پوستر فیلم بچه‌ی آساکوسا

من بدون کمک همه‌ی اونها موفق نمی‌شدم

بچه‌ی آساکوسا
Asakusa Kid
محصول ۲۰۲۱ - ژاپن
ژانر درام
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«تاکشی کیتانو» جوانی پرشور است که دانشگاه را رها کرده تا به آرزوی همیشگی خود که کمدین شدن است برسد. او اما در ابتدا با شکست مواجه می‌شود و مجبور می‌شود برای گذران زندگی در یک کلاب شبانه مشغول به کار شود. کلابی که در آن دختران با رقص و آواز مردان را به سوی خود می‌کشانند. در این کلاب اما یک کمدین قدیمی با نام «فوکامی» نیز مشغول به کار است. کیتانو حس می‌کند می‌تواند در کنار این مرد خود را ارتقا دهد، فوکامی اما مردی نیست که به این راحتی با دیگران کنار بیاید.

کیتانو یکی از معروف‌ترین و مشهورترین کمدین‌های ژاپنی است که کار حرفه‌ای خود را در دهه‌ی ۱۹۸۰ آغاز کرد. فیلم دوم آقای «گکیدان هیتوری»، بازیگر، نویسنده و کارگردان ژاپنی قرار است روایتی از زندگی این شخصیت و مسیر کمدین شدن او باشد. هیتوری فیلم‌اش را با گام‌های کیتانوی واقعی در سال ۲۰۲۱ آغاز می‌کند و سپس با یک فلش‌بک به گذشته می‌رود تا بازیگری که قرار است نقش او را بازی کند در ابتدای دوران جوانی مسیر او را برای رسیدن به آرزوی‌اش تصویر کند. حال کیتانو جوان است و در این کلاب و آن کلاب به همراه دوست‌اش بر روی صحنه می‌رود و تلاش می‌کند مخاطبان خود را بخنداند. تلاشی که برای مدت‌ها بی‌ثمر می‌ماند. این اتفاق آنقدر رخ می‌دهد که شرایط زندگی او را مجبور می‌کند برای انجام کارهای خدماتی به یک کلاب شبانه برود و در همان مکان‌ هم بخوابد. اولین مواجهه‌ی کیتانو با دختری جوان در همین کلاب صورت می‌گیرد و او با «چیهارو» آشنا می‌شود. دختری که آرزوی خواننده شدن دارد، اما حالا مجبور است مانند او در اینجا کار کند. آقای هیتوری تا دقیقه‌ی ۱۴ به صورت آرام و با برش‌هایی زیاد بدون اینکه سعی کند مخاطب را با کیتانو آشنا کند تنها او را دنبال می‌کند. در این دقیقه است که شخصیت چیهارو باعث می‌شود مخاطب متوجه این امر شود که کیتانو هم دارای احساس است و می‌تواند محیط اطراف‌اش را درک کند. هیتوری با نشان دادن تخیل چیهارو که خود را روی سن در حال خواندن می‌بیند، مسیر خیال را هم در داستان‌اش باز می‌کند. سپس تقابل کیتانو و فوکامی و تمرین کیتانو برای رقص پا سی دقیقه‌ای از زمان فیلم را به خود اختصاص می‌دهد. در اینجا ایراد کار هیتوری کمی نمایان می‌شود زیرا او تلاش نمی‌کند دقیقاً نشان دهد که فوکامی چگونه به کیتانو آموزش کمدین شدن را می‌دهد. درواقع کاراکترهای فرعی شخصیت‌پردازی ضعیفی دارند. در تمام مدتی که کیتانو در کنار فوکامی است آقای هیتوری به مانند بسیاری دیگر از کارگردانان ناآشنا به ساخت روایت زندگی‌نامه‌ای به صورت گزارشی اتفاقات را بیان می‌کند و نمی‌تواند رابطه‌ای میان مخاطب و کاراکترها ایجاد کند. مثلاً هیتوری به وضوح نشان نمی‌دهد که شخصیت ماری یا دخترانی که در این کلاب کار می‌کنند چگونه باعث می‌شوند زندگی کیتانو تغییر کند. در ادامه و در پرده‌ی سوم هم موفقیت کیتانو با همین روایت گزارشی تنها می‌تواند به‌طور ضمنی زندگی کیتانو را تصویر کند.

در این میان اما چند سکانس مهم و اثرگذار وجود دارند که می‌توانند احساسات مخاطب را بیدار کنند و آنها را از دیدن فیلمی این‌چنین پشیمان نکنند. سکانس‌های خداحافظی هیتوری همگی به زیبایی تصویر شده‌اند. چه لحظه‌ی خداحافظی چیهارو با کیتانو باشد و چه زمانی که کیتانو از فوکامی در تاکسی دور می‌شود. حتی سکانسی که ماری و فوکامی نیز در کنار هم هستند و به‌نوعی شاید لحظه‌ی خداحافظی آنها باشد هم به‌خوبی می‌تواند رابطه‌ی عمیقی که به آن هم چندان پرداخته نشده را تصویر کند. سکانس پایانی فیلم آقای هیتوری از تمام سکانس‌های فیلم زیباتر است، زمانی که کیتانوی دنیای واقعی از میان تمام شخصیت‌های داستان عبور می‌کند و خاطرات زیبا و مسیر رسیدن‌اش به این افتخار بزرگ را که همگی با کمک آنها بوده، به‌یاد می‌آورد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟