پوستر فیلم آنگونه که آن‌ها ما را ساختند

داستان یک وداع

آنگونه که آن‌ها ما را ساختند
As They Made Us
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در هر سنی که باشیم باز هم در مرور گذشته از تأثیری که والدین بر ما گذاشته‌اند می‌گوییم. این تأثیرات گاه در حد همین مرورها هستند و گاه همچون باری روی دوش ما سنگینی می‌کنند و همه‌ی روابط کنونی ما را نیز تحت تأثیر خود قرار می‌دهند. فرزندانی که خود روزی در کنار والدین روزگار گذرانده‌اند و در مقطعی تنها هویت جامعه برای‌شان همین پدر و مادر بودند، در هنگام بلوغ با مسئله‌ای مهم‌تر مواجه هستند؛ آیا آن‌ها دنیای بیرون را بدون دخالت والدین می‌پذیرند؟ والدین و نظام تربیتی آن‌ها تا چه حد روی روابط فرزندان با دنیای بیرون تأثیر می‌گذارد؟ خانم «ماییم بیالیک» در اولین تجربه‌‌ی فیلم‌سازی خود سعی دارد در این مسائل غور کند.
«ابیگیل» یک سال است که از همسرش جدا شده است. آن‌ها دو فرزند دارند و روزهای هفته را برای نگهداری از دو فرزندشان بین خود تقسیم کرده‌اند. اما مشکل بزرگ‌تر ابیگیل جای دیگری‌ست. پدرش در حال گذراندن دوران اوج یک بیماری است و به‌سبب کهولت سن دیگر توان ادامه ندارد. مادر نیز به‌نوعی سعی دارد بار مسئولیت را از دوش خود خالی کند. او برادری با نام «نیتن» دارد که حدود ۲۰ سال است که از خانواده بریده است. کارگردان سعی دارد از زاویه‌دید ابیگیل وارد زندگی و رابطه‌ی او با پدر و مادر شود.
مشکل بزرگ خانم بیالیک در این فیلم نگاه سانتیمانتال او به این مشکلات است. زمانی که فیلم او را با آثار مشابهی چون «اوسیج کانتی» مقایسه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که کاراکترهای او فقط سایه‌ای از شخصیت‌هایی هستند که باید باشند. شاید بهره‌گیری از بازیگرانی چون داستین هافمن هم به این موضوع کمکی نکرده باشد. مشکل فرمی در روایت خانم بیالیک را می‌توان در سه بخشی که در نظر گرفته پیدا کرد. او غیر از زمان حال، به دو دوره از گذشته‌ی این خانواده باز می‌گردد؛ کودکی ابیگیل و جوانی او. عدم استفاده‌ی او از بازیگرانی دیگر به‌جای هافمن و «کاندیس برگن» در این دو فلش‌بک باعث شده فیلم از آن هویت خود دور بماند. کارگردان اگر چنین تصمیمی را به‌عمد گرفته باشد، باید گفت یکی از بدترین تصمیم‌های زندگی‌اش را گرفته است. در هر حال فیلم قرار است به‌نوعی باری که بر دوش ابیگیل مانده را تصویر کند. ابیگیل در تمام زندگی خود احساس می‌کند که در حصار رابطه‌اش با پدر و مادر باقی مانده است. از سویی دیگر او احساس می‌کند نیتن با ترک خانواده به او خیانت کرده است.
ابیگیل مدت‌هاست که از خانواده بیرون آمده اما هیچ‌گاه نتوانسته استقلال خود را به‌عنوان یک زن، همسر و مادر حفظ کند. با هر تماس مادر بی‌اختیار کارهای‌اش را کناری می‌گذارد و به مشکلات او می‌پردازد. از آن سو با پدری مواجه هستیم که فرزندان را فدای همسر کرده است. مادر نیز هیچ‌گاه سعی نکرده همچون مادر به فرزندان بنگرد و در عوض همچون همسر یوجین با آن‌ها برخورد کرده است. در این میان نیتن از این رابطه‌ی یک سویه فرار کرده است. اما ابیگیل باقی مانده و تا انتهای مسیر را پیموده است. بیشتر زمان فیلم به وداع گام‌به‌گام او با پدر و حصاری که مدت‌ها او را در بر گرفته می‌گذرد. کارگردان همسر سابق، دوست پسر جدید و فرزندان ابیگیل را نیز وارد روایت خود می‌کند اما هیچ‌گاه از آن‌ها پیرنگ‌های فرعی قدرتمندی نمی‌سازد. شاید اگر این روایت با همین پیرنگ‌های فرعی دنیایی فراخ‌تر می‌شد با درامی از جنس «دختر گمشده» رو‌به‌رو بودیم.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟