پوستر فیلم هنر ساخت یک قطعه‌ی موفق

نمی‌توان حقیقت را قلب کرد

هنر ساخت یک قطعه‌ی موفق
Art of a Hit
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در این فیلم با داستانی مشابه «استودیو شیطان» در سال ۲۰۲۲ مواجه هستیم. در آن اثر یک گروه متال سعی داشتند برای ساخت یک آلبوم خود را برای مدتی در یک عمارت حبس کنند، اما رخدادها به‌گونه‌ای دیگر رقم خورد و در نهایت همه‌اشان اسیر کمدی-دلهره‌ای اسلشر شدند. اما در اثر جدید آقای «گیلن کانل» با رویکردی متفاوت مواجه هستیم. او ابتدا از المان‌های ژانر دلهره بهره می‌برد و در همین حین اجازه نمی‌دهد اثرش به درون کمدی وارد شود. او در عوض از طریق همین مالیخولیای برآمده از دلهره‌ای فردی در کاراکتر «رایان»، مخاطب را وارد درامی سیاه می‌کند.

داستان فیلم از این قرار است که یک گروه موسیقی راک نزدیک به یک دهه‌ است که هیچ موفقیتی در موسیقی نداشته‌اند و به نوعی دیگر فراموش شده‌اند. آن‌ها به رهبری «رایان» در تلاش هستند تا بار دیگر آلبوم یا ترانه‌ای موفق خلق کنند. برای این کار با تهیه‌کننده‌ای عجیب و غریب قرارداد بسته‌اند تا به عمارت قلعه‌مانند او رفته و در سکوت بتوانند کار جدید خود را ضبط کنند. اما این سفر از همان آغاز با دروغی ساده اما تأثیرگذار از رایان آغاز می‌شود؛ استودیو دیگر هزینه‌های آن‌ها را تقبل نمی‌کند و به‌نوعی دیگر قرار نیست برای آزمون‌و‌خطاهای‌اشان اسپانسر داشته باشند. اما رایان این موضوع را به هیچ‌کدام از اعضای گروه نمی‌گوید و در نهایت سفر جاده‌ای آن‌ها آغاز و به این قلعه‌ی قدیمی ختم می‌شود.

کارگردان از همان ابتدای ورود این گروه به قلعه سعی دارد نشانه‌هایی را در اختیار مخاطب قرار دهد. این نشانه‌ها به‌راحتی مخاطب را درگیر بازی با شیطان و المان‌های مخصوص به او می‌کنند. اما آقای کانل به‌راحتی و نرمی از کنار این نشانه‌ها عبور می‌کند. این عبور به‌اندازه‌ی کل پرده‌ی دوم طول می‌کشد و عملاً مخاطب در طول این پرده با انتزاعی در ذهن رایان مواجه است که گویی لحظه‌به‌لحظه او را به جنونی نافرجام می‌رساند. هدف کارگردان نیز همین است و به‌خوبی اجازه نمی‌دهد تا مخاطب این پریشانی رایان را از زاویه‌دید کاراکترهای دیگر مشاهده کند. این جنون همان عدم پذیرش واقعیت و پنهان کردن حقایق به تبع آن است. رایان عملاً سعی دارد دیگران را نیز همراه خود دچار سقوط کند و به همین دلیل است که وضعیت بغرنج گروه را برای هیچ‌کدام از اعضاء شرح نمی‌دهد. در نهایت پرده‌ی سوم همان می‌شود که کارگردان طراحی کرده بود و همین باعث تزریق هیجان و رضایت به مخاطب می‌شود. آقای کانل در پرده‌ی دوم به خوبی مخاطب را درگیر بازی با نشان‌هایی می‌کند که روایت را بین دو مسیر ژانری نگاه می‌دارند.

اما مشکل روایت آقای کانل در کوتاه بودن آن است. این کارگردان جوان به‌خوبی می‌توانست از تمام پتانسیل موسیقی در اثر خود بهره ببرد و مخاطب را بیشتر درگیر این انسداد ذهنی ده ساله کند. از سویی دیگر او با کمی بازی با فلش‌بک‌ها می‌توانست رایان و مایلز را به‌عنوان دو سوی ماجراهای این گروه به تصویر بکشد. اما چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد و همه‌ی قمار آقای کانل روی پرده‌ی دوم و مالیخولیای تلقینی رایان است. در هر حال او اثر خود را از آب و گل در می‌آورد و داستانی متوسط را به مخاطب خود ارائه می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟