خودنمایی خطرناک پاپولها در هالیوود
در فیلم «آمستردام»، محصول ۲۰۲۲، شاهد بودیم که آقای اُ-راسل چگونه در چند سکانس ابتدایی تیلور سوییفت را همچون برق و باد وارد اثر کرد و طی یک تصادف از شر او خلاص شد. شاید در آن زمان این ظن وجود داشت که این سلبریتی پر سر و صدا صرفاً برای جا نماندن از قافلهی لیدی گاگا و دیگران سعی کرده در میان یک اثر مملو از ستارههای بازیگری جایی برای خود دستوپا کند. اما اکت سادهی او آنقدر افتضاح بود که حتی کارگردانی چون اُ-راسل نیز بهراحتی و پس از چند نما خود را از شر او خلاص کرد. اما در کمال تعجب و در فیلمی پر سر و صدا و جدید پای یکی دیگر از این سلبریتیها به سکانسهای ابتدایی باز شده است؛ دوئا لیپا. در فیلم جدید آقای «مثیو وان» با نام «آرگایل» شاهد این هستیم که دوئا لیپا نیز همانند همکیشان خود با سر و دست و پا در کنار ستارههای هالیوودی چند سکانس را تا زمان بالا بردن سیانور از سر میگذراند. این حضورهای هر چند اندک کمی خطرناک است و پس از مقایسهی این دو اثر پرستاره میتوان انتظار داشت که هالیوود برای از دست ندادن گیشه حتی حاضر است حضور پررنگتری را به این دست سلبریتیها بدهد. در تاریخ هالیوود کم از این اتفاقات رخ نداده و از ستارههای جز و بلوز گرفته تا راکاندرول در قراردادهایی تجاری و در آثاری میانه به ایفای نقش پرداختهاند. اما مشکل در قیاسی است که بین آن هنرمندان و این سلبریتیها باید قائل شد. در هر حال آقای وان در اثر جدید خود قرار است مخاطب را با یکی دیگر از اکشنهای ۱۳ساله و سولهای مواجه کند که انبوهی از ستارگان از «برایس دالاس هاوراد» تا «سم راکول»، «هنری کویل» و «برایان کرنستون» در آن به ایفای نقش پرداختهاند.
روایت این فیلم حول نویسندهی آثار جنایی، «الی کانوی»، میچرخد که در ویرایش کتاب پنجم خود به مشکل پایانبندی میخورد و در حین سفر به منزل اسیر رخدادهایی واقعی و مواجهه با انجمن جاسوسان مخفی میشود. آنچه در این اثر مشهود است عدم تعادل بین پیشینهی بازیگری بازیگران و کاراکترهاست. شاید غیر از هنری کویل مابقی این بازیگران چندان در آثار مارول و دیسی و انبوهی از ابرقهرمانیهای ۱۳ ساله سابقهی آنچنانی ندارند. بههمین سبب است که حتی در قاببندی اثر و استفاده از پردههای سبز و آبی نیز بهوضوح میتوان شاهد ناهمگونی اکت بازیگران، برشها و در نهایت استفاده از بدلکاران شد. فیلم جدید آقای وان هیچ انتزاعی ندارد و برخلاف پلات جذاباش خالی از هر روایت سینمایی است. شاید اگر آقای وان بهجای ورود به این تعقیبوگریزهای مصنوعی و ناهمگون کمی بین دنیای واقعی پیرامون کاراکتر اصلی و انتزاع قصههایاش سرک میکشید حداقل میتوانست مخاطب را کمی سرگرم کند. اما این اتفاق رخ نمیدهد و در نهایت بار دیگر اثری پرستاره با کمترین بروندادی از جنس سینما را شاهد هستیم. آقای وان گویی در دنیای فیلمهای «خادم پادشاه» باقی مانده و در این اثر نیز همان لوسبازیهای سهگانهی قبلی این کارگردان تجاری را بهوضوح میتوان مشاهده کرد. در هر حال فیلمهایی از جنس «آمستردام» و «آرگایل» نشان از این دارند که دنیا در حال حاضر بهکام سلبریتیهایی از جنس سوییفت و لیپا است و باید دید آیا حضور آنها در آثار سینمای تجاری پررنگتر از این سکانسهای تبلیغاتی ابتدایی و کمئوگونه خواهد شد یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.