پوستر فیلم دشمن بزرگ

قهرمان بودن یا توهم قهرمان بودن؟

دشمن بزرگ
Archenemy
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

فیلم با نمایی انیمیشنی آغاز می‌شود و داستان دنیای عجیبی را تعریف می‌کند به‌نام «کُرومِم» که در آن یک قهرمان برای از بین بردن دشمن بزرگ شهرش تلاش می‌کند. سپس فیلم به دنیای واقعی بازمی‌گردد و «مکس فیست» کسی که بازگوکننده‌ی این داستان است، در باری مشاهده می‌شود. او ادعا می‌کند که یک ابرقهرمان از دنیایی دیگر است و همواره داستان‌هایی از آن دنیا را تعریف می‌کند، اما هیچکس حرف او را باور نمی‌کند. او بی‌خانمان بوده و همین مسأله نیز باعث می‌شود، دیگران تصور کنند، تمام حرف‌های او داستان‌سرایی توسط شخصی‌ست که دچار نوعی بیماری روانی‌ست، اما آیا او واقعاً از دنیایی دیگر آمده است یا همه‌چیز توهم اوست؟
فیلم «دشمن بزرگ» داستانی ماجراجویانه و مرموزی‌ست که در نیمه‌ی اول خود با استفاده از انیمیشن دنیای دیگری را نیز به ما نشان می‌دهد. انیمیشنی که در نوع خود از تصاویر زیبایی تشکیل شده است. رنگ‌های خاص آبی‌فیروزه‌ای، سورمه‌ای، بنفش، مشکی و حتی کمی قرمز با ترکیب شدن و درکنار هم قرار گرفتن از لحاظ بصری تصاویری خاص و زیبا را ایجاد کرده‌اند که تم تاریک آن به خوبی می‌تواند، داستانی که مکس در حال تعریف کردن آن است را سازگار با این تصاویر کند. در این میان «همستر»، پسرکی نوجوان که تلاش می‌کند برای خود کاری در مجله‌ی اینترنتی پیدا کند، با دیدن مکس برخلاف همه خواهان شنیدن داستان‌اش می‌شود. او می‌خواهد تا با نوشتن این داستان ابرقهرمانی خود را در آن مجله مطرح کند. از سوی دیگر «ایندیگو»،خواهر همستر، با کارکردن برای یک گروه خلافکار سعی می‌کند پولی را برای تحصیلات برادر کوچک‌تر خود پس‌انداز کند. اما داستان او پیچیده شده و این گروه خلافکار قصد جان او را می‌کنند. از این روست که مکس به کمک او و برادرش آمده و داستان را به یک اکشن قهرمانانه تبدیل می‌کند.
همانطور که گفته شد نیمه‌ی اول داستان با تصاویری انیمیشنی جذابیت پیدا می‌کند. این نیمه به شناساندن شخصیت‌های خود به بیننده می‌گذرد و از این رو شاید کمی خسته‌کننده بنظر برسد. ما این سه شخصیت مهم داستان را در همین نیمه به‌خوبی شناخته و می‌توانیم موقعیت‌های ایجاد شده در نیمه‌ی دوم را درک کنیم. پس حتی اگر کمی خسته‌کننده بنظر هم رسد، ارزش‌اش را دارد زیرا باعث می‌شود، بیننده ارتباط بهتری با نیمه‌ی دوم داستان برقرار کند. نیمه‌ی دوم نیمه‌ی اکشن و ماجراجویانه داستان است. زمانی که این سه نفر قرار است، درمقابل گروهی خلافکار دست به کار شوند. سکانس‌های کشته‌شدن‌ها و جنگی که میان این دو گروه رخ می‌دهد جذابیت‌های تصویری و هیجان لازم را دارد. به‌ویژه که مکس به مانند یک سوپرقهرمان عمل می‌کند و حتی ایندیگو نیز با شجاعت به مبارزه می‌پردازد. نماهای پایانی داستان و دقتی که سعی شده، در قاب‌بندی‌های این نماها دیده شود، قابل ستایش است. در همین نیمه می‌توان شات‌های زیبایی را دید و این امر یکی از مزیت‌های داستان محسوب می‌شود و می‌توان به راحتی گفت فیلم ارزش تماشا کردن حتی بخاطر همین شات‌های زیبا را دارد، اگرچه خلاقیت داستانی را هم می‌توان در بطن داستان و حتی در همین شات‌ها مشاهده کرد. «جو منگنیلو» بازیگری که شخصیت‌های ابرقهرمانانه‌ی کمی را بازی نکرده است، همانطور که شخصیت‌های قهرمان را بازی کرده، در این فیلم نیز با آن شمایل و قد بلند خود توانسته، به خوبی از پس نقش خود برآید.