دلهرهی مونوتون فیلمساز اکستریم
«کارلس تورس» را با آثار اکستریمی چون «حیوان خانگی» و «آپارتمان ۱۴۳» میشناسیم. این فیلمساز اسپانیایی طی دو دهه تجربهی فیلمسازی خود در دنیای آثار آنتولوژی دلهره و فیلمهای کوتاه سیر کرده است و از نیمهی دههی ۲۰۱۰ رو بهسوی آثار تجاری و بلند سینمایی در این ژانر آورده است. فیلم جدید او اقتباسی از کتابی با همین نام است که آقای تورس سعی کرده سیر رخدادها را در سالها پس از پاندمی کووید-۱۹ تصویر کند. روایت او با افتتاحیهای آغاز میشود که طی آن «منل» و همسرش، «خولیا»، پس از اینکه از خانهی خواهر منل خارج میشوند شروع به بحث در باب فرزند میکنند و همین باعث خارج شدن ماشین از مسیر و تصادفی دردناک میشود. شروع مسیر اصلی روایت از یک سال بعد است که منل در سوگ همسر خود خانهنشین شده است و همزمان از طریق تلویزیون همیشه روشن منزل او و اخبار سراسری شاهد شیوع بیماری دیگری میان مردم هستیم. آقای تورس بدون آنکه سعی در گذری روزمره در زندگی منل داشته باشد، سیر اتفاقات را به گونهای طراحی کرده که مخاطب بار دیگر در برابر یکی دیگر از کلیشههایی قرار میگیرد که مردمان تبدیل به زامبی میشوند؛ همینقدر بدون قریحه و مونوتون.
اینکه اقتباس از رمانی که مربوط به ابتدای دههی ۲۰۱۰ است و تغییر زبانی زمان شیوع بیماری تا چه حد به پیشبرد این روایت کمک کرده است، پرسشی است که خود کارگردان باید به آن پاسخ دهد. در طول این روایت نشانهای از فیلمسازی نمیبینیم که دغدغهی آنچنانی برای ترسیم فضایی آخرالزمانی داشته باشد. آقای تورس در روایت خود صرفاً سعی دارد از ابتدا به انتهای باز اثر خود برسد و در این میان از هر کدام از آثار مطرح این زیرژانر دلهره بهره میبرد تا مخاطب را پای اثر خود نگاه دارد؛ از مردگان متحرک تا جهان زی. این کارگردان اسپانیایی در فیلم خود گویی دچار نوعی روزمرگی ژانری شده است تا برعکس روایتهای قبلیاش کمی دایرهی مخاطبان را گستردهتر کند. اما این تغییر رویه باعث شده تا از خود قصه دور بماند و عملاً در باتلاقی اسیر شود که گویی هیچ راه فراری برای رسیدن به مسیر جذابیت از آن وجود ندارد.
شاید رمان اسپانیایی در دورهی خود میتوانست مخاطب داستانهای دلهرهآور را درگیر کند، اما فیلم اقتباسی برای مخاطبی به نمایش در آمده که طی این یک دهه با انبوهی از رخدادها در دنیای پیرامون و خیل آثار در ژانر دلهره مواجه بوده است. بهنوعی باید اینگونه گفت که روایت جدید آقای تورس از ژانر دلهرهی کنونی عقبتر است و همین باعث میشود تا تغییر خط داستانی او در میانهی روایت از درگیری انسان با زامبی به انسان با انسان گیرایی مد نظر کارگردان را نداشته باشد. در نتیجه مسیری که منل از شروع شیوع ویروس تا سوار شدن بر هلیکوپتر طی میکند خطی لمس و مونوتون در دنیای شلوغ این ژانر پرطرفدار است. امیدواریم آخرالزمان آقای تورس در همین فیلم پایان یابد و اگر قرار است کتاب بعدی نویسندهی اسپانیایی توسط او اقتباس شود بار دیگر به دنیای قبلی و مملو از قریحهاش در این ژانر بازگردد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.