قهرمان کردن شخصیتهای داستان به قیمت مرگ همگان
بعد از همهگیری ویروسی جدید، پیدا نشدن راه درمان آن، رخ دادن آتشسوزی، طوفان و سیل حالا نوبت آب شدن یخهای قطب شمال است که اوضاع را از آنچه که هست خرابتر کند. دو دانشمند که در قطب شمال هستند با پیشبینی رخ دادن سرمایی ناگهانی و شدید باعث میشوند دانشمندان داخل شهر بتوانند راه نجاتی را پیدا کنند. اما این راه نجات با توجه به زمان کمی که در اختیار آنها است تنها برای نجات دادن راه درمان تازه کشف شدهی ویروس میتواند به کار رود. چرا که نجات راه درمان یعنی نجات بشریت.
بعد از کشف ویروس کووید ۱۹ انگار سوژهای جدید نیز در اختیار کارگردانان قرار گرفته است تا به مدد این سوژه فیلمهایی را بسازند. اما در این میان تاکنون این سوژه بیشتر در دست کارگردانانی قرار گرفته است که انگار کفگیرشان به ته دیگ خورده است و نداشتن خلاقیت در ساخت یک ایدهی نو باعث شده است آنها روی به این سوژه بیاورند و برای ساخت فیلمشان از آن بهره بگیرند. در صورتی که این سوژه به خودی خود میتواند راههایی جدید و خلاقانه را در اختیار نویسندگان و کارگردانان خوشسلیقه و خوشذوق قرار دهد تا فیلمی جذاب و هیجانانگیز یا درامی متاثرکننده را منجر شود. مثلاً فیلم «اُرکا» با بهرهگیری از این ویروس توانسته بود با ایجاد همان فضایی ایزوله، شخصیتهای داستاناش را در محیطی قرار دهد که تنها صفحات گوشیهای موبایل و لپتاپهاشان وسیلهی ارتباطی افراد با هم باشد. و از این رو روایتی زیبا و قابللمس را به تصویر درآورد.
فیلم «آخرالزمان یخی» اما هیچکدام از المانهایی که باعث شود این فیلم بتواند حتی در ردهای متوسط قرار بگیرد را در خود ندارد. داستانی سطحی و احمقانه که با دیدن طرح اولیهی آن میتوان حدس زد که قرار است مخاطب با چه چیزی روبهرو باشد. رخ دادن سیل، آتش و طوفان همگی با هم و البته ایجاد ویروسی جدید قرار است این داستان را هیجانانگیز کند. در ادامه طوفان یخی که در یک لحظه قرار است همه را بکشد هم میخواهد محرکی برای حرکت قهرمانهای داستان باشد. درواقع این فیلم همهکاری انجام میدهد تا بتواند داستان بیروایت خود را ارزشمند کند و از سوی دیگر نیز از انجام هیچ کاری دریغ نمیکند تا شخصیتهای خود را قهرمان نشان دهد. این فیلم حاضر است بدون هیچ اتفاق معناداری تمام شهر و کشور را دچار یخزدگی کند و همه را بکشد تا قهرماناش بتواند راهی برای دیده شدن داشته باشد. فیلمی که نه تنها منطق رواییای در داستان خود ندارد بلکه طرح اولیهی غیرقابلقبولی را هم در خود دارد. با این اوصاف دیگر صحبت از جلوههای ویژه و موسیقی بیمفهوم این فیلم نیز جز اتلاف وقت چیز دیگری نخواهو بود.
فیلم «آخرالزمان یخی» را نمیتوان فیلمی حتی برای یک بار دیدن دانست و باید آن را هم در کنار دیگر فیلمهایی قرار داد که این سوژه را به ابتذال میکشند و هیچ جایی در سینما ندارند.