اگر بخواهیم به تاریخشناسی فیلمهای گروه B یا همان فیلمهای ارزان بپردازیم، راهی بهدرازای برگشت به سینمای صامت و دهههای طلایی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ در پیش داریم. زمانی که استودیوهای بزرگ هالیوودی با هزینههای سنگین تولید فیلم مواجه بودند، باید فیلمهایی با هزینهی پایین تولید میکردند تا بتوانند تعداد آثار تولیدی خود را در یک سال بالاتر ببرند. در کنار فیلمهای درآمدزا و تجاری نیاز به این فیلمهای ۵۰هزار دلاری هم حس میشد. اما نکته اینجاست که فیلمهای درجهی ب در این دو دهه ژانری با نام نوآر را متولد کردند. تا شروع دههی ۱۹۵۰ وضع بههمین منوال پیش میرفت و فیلمهای گروه ب تقریباً تبدیل به آثاری شده بودند که مفاهیم بیشتری را نسبت به آثار سینمایی تجاری در خود داشتند. اما در دههی ۱۹۵۰ و با قوت گرفتن وسترنها و ژانر وحشت، آثار گروه ب مملو از تولیداتی در این دو ژانر شده بودند. شاید برخی از تاریخنگاران سینما بر این عقیده بودند که فیلمهای درجه ب دیگر با پایان دهههای طلایی هالیوود تمام شدند. اما این اصطلاح تا به امروز همچنان روی فیلمهای کمبودجه گذاشته شده و با دیجیتال شدن سینما تولید این آثار مانند قارچ به تمام ژانرهای سینمایی رسوخ کرده است. پس لاجرم هر سال با خیل عظیمی از این آثار مواجه هستیم.
یکی از تفاوتهای عمدهی این آثار با آثار اورجینال درجه ب که در دو دههی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ تولید میشدند در وجود داشتن ایده است. آثار ارزانقیمت امروزی هم در ایدهپردازی و هم در بودجه بهطور یکسان دچار فقر هستند. این آثار بیشتر تبدیل به تولیداتی شدهاند که در کنار سینمای بدنه و با استفاده از همان ایدهها یک فیلم ۸۰ یا ۹۰ دقیقهای تولید میکنند. شاید حتی نتوان روی برخی از آنها نام اتود کارگردانی گذاشت چرا که از همهچیز تهی هستند.
این فیلم نیز خیلی سریع بعد از تقابل گودزیلا و کینگکنگ بیرون آمده است. آنچه که در این فیلم مضحک بهنظر میرسد اصرار فیلمساز در استفاده از جلوههای ویژه است. معمولاً در این گونه آثار فیلمساز سعی دارد با گذاشتن بار اصلی فیلم روی دیالوگها خود را از جلوههای ویژه در امان نگه دارد. اما این فیلم با تقلیدی که کرده است چارهای ندارد جز نشان دادن تقابل دو هیولا. آنچه که در این آثار فقیر زیاد بهچشم میآید نداشتن یک دکوپاژ مشخص از سوی فیلمساز است. پس بهراحتی می توان به این نتیجه رسید که تفاوت یک فیلمساز مستقل با فیلمساز آثار ارزان در وجود داشتن ایده است؛ جملهای که طی یک سال اخیر و هنگام مواجهه با چنین آثاری به کرات تکرار کردهایم. مطمئناً نگارنده بهسبب مرور آثار مجبور به تحمل و تماشای چنین آثاری است اما مخاطب میتواند برای لذت بردن از زمان خود و تماشای سینما به آثار متوسط و خوب مراجعه کند تا هر بار تماشای سینما برای او خاطرهی خوبی بههمراه داشته باشد.