سینما و فرصت تصویر فرهنگ و رسوم درحال فراموشی
«تاسوکو» مردی در عنفوان جوانی است که به تازگی دارای فرزند شده است. او به صورت داوطلبانه با گروهی همکاری میکند که رسم معروف «ناماهاگه» را اجرا میکنند. تاسوکو که از سمت «کوتونه»، همسرش، طرد شده با پوشیدن لباس این رسم مست کرده و سپس عریان در خیابانها راه میرود. این کار او را از سمت خانواده و شهرش نیز طرد میکند و او مجبور است برای زندگی به توکیو مهاجرت کند. او اما بعد از دو سال به شهر خود بازمیگردد تا جبران اشتباهات گذشته را بکند.
تا کنون با تماشای فیلمهای آسیایی بسیاری، بهویژه فیلمهای آسیای شرق و جنوبشرق، توانستهایم با عادتها، رسمها، المانها و به طور کلی فرهنگ سنتی این کشورها آشنا شویم. فرهنگها و رسومی که این کشورها تلاش میکنند با سینما آنها را برای همیشه در تاریخ خود باقی نگه دارند. تلاش سینمای این کشورها تلاشی آگاهانه و هوشیارانه است که در آینده میتواند در شکلگیری افرادی وفادار در جامعه کمککننده باشد. یکی از این رسمها رسم «ناماهاگه» است که بیشتر در شمال ژاپن دیده میشود. در این رسم در شب سال نو گروهی با پوشیدن لباسهای مخصوص و زدن نقابهایی ترسناک به خانههای مردم رفته و با ترساندن کودکان سعی میکنند آنها را برای سال آینده وفادار و حرفگوشکن والدیناشان کنند. اینکه این رسوم تا چه اندازه درست یا مفید هستند بحثیست که باید در جایی دیگر به آن پرداخت، اما تلاش فیلمسازان برای نشان دادن رسوم و فرهنگ کشورشان ستودنی و قابل ستایش است و باید سینمای کشورهایی چون کشور ما نیز به آن توجه کند. اگرچه سیر سینمای کشور ما در حال حاضر حتی از واقعیتهای موجود هم بسیار دور است، چه رسد به بازگو کردن فرهنگ غنی گذشتگان.
فیلم «آیا هیچ بچهی گریانی در اطراف هست؟» با تمرکز بر شخصیت تاسوکو و دنبال کردن او سعی در ایجاد ارتباط با این شخصیت و مشکلات سر راه او دارد. اما این تمرکز بیشازحد است. در واقع تلاش زیاد روایت برای دنبال کردن این شخصیت باعث شده دیگر شخصیتهای داستان نادیده گرفته شوند، حتی آنها که بیشترین اثر را در مسیر زندگی تاسوکو دارند. تاسوکو هم بنا به همین دلیل بعضی وجوه شخصیتیاش مورد ابهام باقی میماند. کوتونو هرگز پرداخت نمیشود و درک او برای ترک تاسوکو بسیار سخت است. دوست صمیمی تاسوکو نیز بدون هیچ شرحی فقط آن زمان که نیاز باشد وارد داستان شده و آن هنگام که دیگر نیازی به او نیست خیلی راحت و بدون توضیح واضحی از داستان خارج میشود. حتی برادر و مادر تاسوکو نیز با بهانههایی وارد و خارج میشوند تا مسیر زندگی تاسوکو را کمی هموار کنند.
با تمام این پرداختهای ناقص اما شخصیت تاسوکو با بازی خوب بازیگرش و چند سکانس مهم و اثرگذار میتواند مخاطب را جذب خود کرده و حتی باعث همذاتپنداری با او شود. سکانسی که تاسوکو در مهدکودک به دنبال فرزند ندیدهی خود میگردد یا آن زمان که با خشم و فریاد در چشمان کوتونه نگاه میکند شاید کافی باشد تا ما با این فرد احساس نزدیکی بیشتری کنیم. در این سکانسها بازی خوب «تایگا ناکانو» و توانایی او در انتقال احساساتاش نیز ستودنی است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.