پوستر فیلم آنوجا

امید زندگی در خانه‌های حلبی

آنوجا
Anuja
محصول ۲۰۲۴ - ایالات متحده
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«آنوجا»ی نه ساله با خواهری بزرگ‌تر از خود که شاید اختلاف سنی‌اشان بیش از ۳ یا ۴ سال نباشد در یکی از خانه‌های کوچک حلبی اطراف شهر زندگی می‌کند. این دو در یک خیاط‌خانه‌‌ی تنگ و تاریک روزی ۱۴ ساعت کار می‌کنند تا شاید بتوانند امورات زندگی خود را بگذرانند. ورود یک معلم مدرسه که از استعداد آنوجا در ریاضی باخبر شده به این خیاط‌خانه و خواستن از او که در امتحان نهایی مدرسه‌ای معتبر شرکت کند چالش بزرگی را در برابر آنوجا و خواهرش قرار می‌دهد.

«آدام جی.گروس» با ساخت اولین فیلم خود با نام «آنوجا» توانست نامزد اسکار بهترین فیلم کوتاه لایواکشن شود. او در فیلم خود نشان داد که علاوه بر اینکه می‌داند دست روی چه موضوعی گذارد تا توجه همگان را به خود جلب کند، می‌داند از دوربین خود هم چگونه استفاده کند تا با قاب‌هایی پویا و روان مخاطب را با خود همراه کند. آقای گروس از همان ابتدا قهرمان روایت خود را دو دختر نوجوان قرار می‌دهد. یکی با هوش سرشاری که در ریاضیات دارد و دیگری که اگرچه به میزان خواهر باهوش نیست، اما خوب می‌داند باید چه کاری انجام دهد تا خواهر خود را به راهی بفرستد که مانند خودش نیست. آنوجا دختر نوجوان باهوشی است که در خیاط‌خانه‌ای تنگ و تاریک در حال حرام شدن است. خواهر این را خوب می‌داند، به همین دلیل هم آنچه را دارد فداکارانه در اختیار آنوجا قرار می‌دهد تا او مسیری بهتر را در آینده داشته باشد.

آقای گروس هوشیارانه فقر این دو خواهر را در تصاویر خود نشان می‌دهد. از خانه‌های حلبی‌ای که این خواهران در آن زندگی می‌کنند تا سقف همین خانه‌ای که آن هم چکه می‌کند. این دو بر زمین می‌خوابند و لباس‌های کاملاً مندرسی دارند. زمانی که قرار است آنوجا و خواهر برای فروش کیف‌های خود بروند تصاویر تلخ و تلخ‌تر می‌شود و فقر این ناحیه و کمبودهایی که در آن وجود دارد به بهترین شکل تصویر می‌شود. اما روایت آقای گروس نه شجاعت دارد پا را فراتر از یک داستان واقعی گذارد و نه توانایی پرداخت به آنچه تصویر می‌کند را. آقای گروس بدون شرح کاملی از زندگی این دو خواهر آنها را تک‌وتنها در میان خانه‌‌ای حلبی قرار می‌دهد. خانواده‌ی این افراد کجا هستند و چه شده‌اند؟! این دو چگونه از این خیاط‌خانه سردرآورده‌اند؟ چرا با وجود کار ۱۴ساعته آنها حتی برای خوردن خود هم دچار مشکل هستند. اگر گفته می‌شود این دو چاره‌ای ندارند و باید برای زنده ماندن این کار را انجام دهند آیا نباید از این موضوع شرحی در روایت بیان می‌شد؟ از سوی دیگر آن معلمی که برای آنوجا آمده بود از کچا آمده بود و چطور اینجا و این دختر را پیدا کرده بود؟!

روایت آقای گروس ساده و بدون هیچ پرداخت عمیقی است و مخاطب به خاطر همین سادگی هم آن را دوست خواهد داشت.‌ روایتی که با دوربین خوب و بازی خوب‌تر دو شخصیت اصلی‌ می‌تواند هم از زندگی و امید حرف بزند و هم شرایط سخت قشر ضعیف یک جامعه را به تصویر کشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟